فارسی: Unlocked Literal Bible

Updated ? hours ago # views See on DCS

Psalms

Chapter 1

1 خوشابحال کسی که به مشورت شریران نرود و ب ه راه گناهکاران نایستد، و در مجلس استهزاکنندگان ننشیند؛ 2 بلکه رغبت او در شریعت خداوند است و روز و شب در شریعت او تفکر می کند. 3 پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود، که میوه خود را در موسمش می دهد، و برگش پژمرده نمی گردد و هر آنچ ه می کند نی ک انجام خواهد بود. 4 شریران چنین نیستند، بلک ه مثل کاهند که باد آن را پراکند ه می کند. 5 لهذا شریران در داوری نخواهند ایستاد و ن ه گناهکاران در جماعت عادلان . 6 6 زیرا خداوند طریق عادلان را م یداند، ولی طریق گناهکاران هلاک خواهد شد.

Chapter 2

1 چرا امت ها شورش نموده اند و طوائف در باطل تفکر م یکنند؟ 2 پادشاهان زمین برمی خیزند و سرورا ن با ه م مشورت نموده اند، ب ه ضد خداوند و به ضد مسیح او؛ 3 که بندهای ایشان را بگسلیم و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم . 4 او که بر آسمانها نشسته است می خندد. خداوند بر ایشا ن استهزا می کند. 5 آنگاه در خشم خود بدیشا ن تکلم خواهد کرد و به غضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت . 6 no content for verse 6 shown 7 فرمان را اعلام «. و من پادشاه خود را نصب کرده ام ، بر کوه مقدس خود صهیون » تو پسر من هستی امروز تو را تولید کردم . 8 از من درخواست » : می کنم : خداوند به من گفته است کن و ام تها را به میراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید. 9 ایشان را به «. عصای آهنین خواهی شکست ؛ مثل کوزه کوزه گر آنها را خرد خواه ی نمود کتاب مزامیر / فصل یکم و دوم 10 و الآن ای پادشاهان تعقل نمایید! ای داوران جهان متنبه گردید! 11 خداوند را با تر س عبادت کنید و با لرز شادی نمایید! 12 پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و از طریق هلاک شوید، زیرا غضب او ب ه اندکی افروخته می شود. خوشابحال همه آنانی که بر او توک ل دارند. مزمور داود وقت ی ک ه از پسر خود ابشالو م فرار کرد

Chapter 3

1 ای خداوند دشمنانم چه بسیار شده اند. بسیاری به ضد م ن برمی خیزند. سلاه «. به جه ت او در خدا خلاص ی نیست » : 2 بسیاری برای جان من می گویند 3 لیکن تو ا ی خداوند گرداگرد م ن سپر هست ی، جلال من و فرازنده سر من . 4 به آواز خود نزد خداوند می خوانم و مرا از کو ه مقدس خود اجابت می نماید. سلاه 5 و اما من خسبیده ، ب ه خواب رفتم و بیدار شد م زیرا خداوند مرا تقویت می دهد. 6 از کرورهای مخلوق نخواهم ترسید که گرداگرد من صف بسته اند. 7 ای خداون ، د برخیز! ای خدای من ، مرا برها ن! زیرا بر رخسار همه دشمنانم زدی ؛ دندانهای شریران را شکستی . 8 نجات از آن خداوند است و برک ت تو بر قوم تو می باشد. سلاه برا ی سالار مغنیا ن برذوا ت اوتار. مزمور داود

Chapter 4

1 ای خدا ی عدالت من ، چون بخوانم مرا مستجاب فرما. در تنگی مرا وسعت دادی . بر م ن کر م فرموده ، دعای مرا بشنو. 2 ای فرزندان انسان تا به کی جلال من عار خواهد بود، و بطال ت را دوست داشته ، دروغ را خواهید طلبید؟ سلاه 3 اما بدانید که خداوند مرد صالح را برای خود انتخاب کرده است ، و چو ن او را بخوانم خداوند خواهد شنید. 4 خشم گیرید و گناه مورزید. در دلها بر بسترهای خود تفکر کنید و خامو ش باشید. سلاه 5 قربانی های عدالت را بگذرانید و بر خداوند توکل نمایید. کتاب مزامیر / فصل سوم و چهارم ای خداوند نور چهره خویش را بر «؟ کیست که به ما احسان نماید » : 6 بسیاری می گویند ما برافراز. 7 شادمانی در د ل من پدید آورده ای ، بیشتر از وقت ی که غله و شیره ایشان افزون گردید. 8 بسلامتی می خسبم و ب ه خواب هم می روم زیرا که تو فق ط ای خداوند مرا در اطمینان ساکن می سازی . برای سالار مغنیا ن برذوات نفخه . مزمور داود

Chapter 5

1 ای خداوند، به سخنان من گوش بده ! در تفکر م ن تأمل فرما! 2 ای پادشاه و خدای من ، به آواز فریادم توجه کن زیرا ک ه نزد تو دعا می کنم . 3 ای خداوند صبحگاهان آواز مرا خواهی شنید؛ بامدادان (دعای خود را) نزد تو آراسته می کنم و انتظار می کشم . 4 زیرا تو خدای ی نیستی که به شرارت راغب باشی ، و گناهکار نزد تو ساکن نخواهد شد. 5 متکبران در نظر تو نخواهند ایستاد. از همه بطالت کنندگان نفرت می کنی . 6 دروغ گویان را هلاک خواهی ساخت . خداوند شخص خونی و حیل هگر را مکروه می دارد. 7 و اما م ن از کثرت رحمت تو ب ه خانه ات داخل خواهم شد، و از ترس تو بسوی هیکل قدس تو عبادت خواهم نمود. 8 ای خداون ، د بسبب دشمنانم مرا به عدالت خود هدایت نما و راه خود را پیش روی من راست گردان . 9 زیرا در زبان ایشان راستی نیست ؛ باطن ایشان محض شرارت است ؛ گلوی ایشان قبر گشاده است و زبانهای خود را جلا می دهند. 10 ای خدا، ایشان را ملزم ساز تا به سبب مشورتهای خود بیفتند، و به کثرت خطایای ایشان ، ایشان را دور انداز زیرا که بر تو فتنه کرده اند، 11 و همه متوکلانت شادی خواهند کرد و تا ب ه ابد ترن م خواهند نمود. زیرا ک ه ملجاء ایشان تو هستی و آنانی که اسم تو را دوست می دارند، در تو وجد خواهند نمود. 12 زیرا تو ای خداوند مرد عادل را برکت خواهی داد، او را ب ه رضامندی مثل سپر احاط ه خواهی نمود. کتاب مزامیر / فصل پنجم برای سالار مغنیا ن برذوات اوتار برثمانی . مزمور داود

Chapter 6

1 ای خداوند، مرا در غضب خود توبی خ منما و مرا در خشم خویش تأدیب مکن ! 2 ای خداون ، د بر م ن کر م فرما زیرا که پژمرده ام ! ای خداون ، د مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم مضطرب است ، 3 و جان من بشدت پریشان است . پس تو ای خداون ، د تا به کی ؟ 4 ای خداون ، د رجوع کن و جانم را خلاصی ده ! به رحمت خویش مرا نجات بخش ! 5 زیرا که در موت ذکر تو نمی باشد! در هاویه کیست که تو را حمد گوید؟ 6 از نال ه خود واماند هام ! تمامی شب تخت خواب خود را غرق می کنم ، و بستر خویش را ب ه اشکها تر م یسازم ! 7 چشم من از غصه کاهید ه شد و بسبب همه دشمنانم تار گردید. 8 ای همه بدکاران از م ن دور شوید، زیرا خداوند آواز گریه مرا شنید ه است ! 9 خداوند استغاثه مرا شنیده است . خداوند دعای مرا اجابت خواهد نمود. 10 همه دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد. روبرگردانیده ، ناگها ن خجل خواهند گردید. سرود داود ک ه آن را برای خداوند سرایید ب ه سبب سخنان کوش بنیامینی

Chapter 7

1 ای یهوه خدای من ، در تو پناه می برم . از همه تعاقب کنندگانم مرا نجات ده و برهان . 2 مبادا او مث ل شیر جا ن مرا بدرد، و خرد سازد و نجا تدهنده ای نباشد. 3 ای یهوه خدای من اگر این را کردم و اگر در دس ت من ظلمی پیدا شد، 4 اگر به خیراندیش خود بدی کردم و بی سبب دشمن خود را تاراج نمودم ، 5 پس دشمنْ جانم را تعاقب کند، و آن را گرفتار سازد، و حیات مرا ب ه زمین پایمال کند، و جلال م را در خاک ساکن سازد. سلاه . 6 ای خداوند در غضب خود برخیز، ب ه سبب قهر دشمنانم بلند شو و برای من بیدار شو! ای که داوری را امر فرمود های ! 7 و مجمع امت ها گرداگرد تو بیایند. و بر فو ق ایشان به مقام اعلی رجوع فرما. کتاب مزامیر / فصل ششم و هفتم 8 خداوند امت ها را داوری خواهد نمود. ای خداون ، د موافق عدالتم و کمالی که در من است مرا داد بده ! 9 بدی شریران نابود شود و عادل را پایدار کن زیرا امتحان کننده دلها و قلوب ، خدای عادل است . 10 سپر من بر خدا می باشد که راست دلان را نجات دهنده است . 11 خدا داور عادل است و هر روزه خدا خشمناک می شود. 12 اگر بازگشت نکند شمشیر خود را تیز خواهد کرد؛ کمان خود را کشید ه و آماد ه کرده است . 13 و برای او آلات موت را مهیا ساخته و تیرهای خویش را شعل هور گردانیده است . 14 اینک به بطالت آبستن شده ، و ب ه ظلم حامله گردیده ، دروغ را زاییده است . 15 حفره ای کند و آن را گود نمود، و در چاهی که ساخت خود بیفتاد. 16 ظلم او برسرش خواهد برگشت و ستم او بر فرق ش فرود خواهد آمد. 17 خداوند را برحس ب عدالتش حمد خواهم گفت و اس م خداوند تعالی را تسبیح خواهم خواند. رای سالار مغنیا ن برجتیت . مزمور داود

Chapter 8

1 ای یهوه خداوند ما، چه مجید است نام تو در تمامی زمین ، که جلا ل خود را فوق آسمانها گذارده ای ! 2 از زبان کودکان و شیرخوارگان ب ه سبب خصمانت قوت را بنا نهاد ی تا دشمن و انتقام گیرنده را ساکت گردانی . 3 چون به آسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشتهای توست ، و ب ه ماه و ستارگانی که تو آفریده ای ، 4 پس انسان چیست که او را به یاد آوری ، و بنی آدم که از او تفقد نمایی ؟ 5 او را از فرشتگا ن اندکی کمتر ساخت ی و تا ج جلال و اکرام را بر سر او گذاردی . 6 او را بر کارهای دست خودت مسلط نمودی ، و همه چیز را زیر پای وی نهادی ، 7 گوسفندان و گاوا ن جمیعا، و بهای م صحرا را نیز؛ 8 مرغان هوا و ماهیا ن دریا را، و هر چه بر راهها ی آبها سیر می کند. 9 ای یهوه خداوند ما، چ ه مجید اس ت نام تو در تمامی زمین ! برا ی سالار مغنیا ن برمو ت لبی ن. مزمور داود

Chapter 9

1 خداوند را ب ه تمامی دل حمد خواهم گفت ؛ جمی ع عجایب تو را بیان خواه م کرد. 2 در تو شادی و وجد خواهم نمود؛ نا م تو را ا ی متعال خواهم سرایید. 3 چون دشمنان م به عقب کتاب مزامیر / فصل هشتم و نهم بازگردند، آنگاه لغزیده ، از حضور تو هلاک خواهند شد. 4 زیرا انصاف و داوری من کردی . داور عادل بر مسند نشسته ای . 5 امت ها را توبیخ نموده ای و شریرا ن را هلا ک ساخته ، نا م ایشان را محو کرده ای تا ابدالآباد. 6 و اما دشمنان نیست شده خرابه های ابدی گردیده اند؛ و شهرها را ویرا ن ساخته ای ، حتی ذکر آنها نابود گردید. 7 لیکن خداوند نشسته است تا ابدالآباد، و تخت خویش را برای داوری برپا داشته است ؛ 8 و او ربع مسکون را به عدالت داوری خواهد کرد، و امت ها را به راستی داد خواهد داد. 9 و خداوند قلعه بلند برا ی کوفته شدگان خواهد بود، قلعه بلند در زمانها ی تنگی . 10 و آنانی که نام تو را می شناسند، بر تو توکل خواهند داشت ، زیرا ای خداوند تو طالبان خود را هرگز تر ک نکرده ای . 11 خداوند را که بر صهیون نشسته است بسرایید؛ کارهای او را در میان قوم ها اعلا ن نمایید، 12 زیرا او که انتقام گیرنده خون است ، ایشان را به یاد آورد ه، و فریاد مساکین را فرامو ش نکرده است . 13 ای خداوند بر م ن کر م فرموده ، به ظلمی که از خصمان خود م یکشم نظر افک ن! ای که برافرازنده من از درهای موت هستی ! 14 تا همه تسبیحات تو را بیان کنم در دروازه های دختر صهیون . در نجا ت تو شاد ی خواهم نمود. 15 امت ها ب ه چاهی که کنده بودند خود افتادند؛ در دامی که نهفته بودند پای ایشان گرفتار شد. 16 خداوند خود را شناسانیده است و داوری کرده ، و شریر از کار دست خود ب ه دام گرفتار گردیده است . هجایون سلاه . 17 شریران به هاویه خواهند برگشت و جمیع امت هایی که خدا را فراموش می کنند، 18 زیرا مسکی ن همیشه فراموش نخواهد شد؛ امید حلیمان تا به ابد ضایع نخواهد بود. 19 برخیز ای خداوند تا انسان غالب نیاید. بر امت ها به حضور تو داوری خواهد شد. 20 ای خداوند ترس را بر ایشان مستولی گردان ، تا ام تها بدانند که انسانند. سلاه . کتاب مزامیر / فصل نهم

Chapter 10

1 ای خداوند چرا دور ایستاده ای و خود را در وق تهای تنگی پنهان می کنی ؟ 2 از تکبر شریران ، فقیر سوخته می شود؛ در مشورت هایی که اندیشیده اند، گرفتار م یشوند. 3 زیرا که شریر ب ه شهوات نفس خود فخر می کند، و آنک ه می رباید شکر م یگوید و خداوند را اهانت می کند. همه فکرهای او اینست که «. بازخواست نخواهد کرد » : 4 شریر در غرور خود م یگوید خدایی نیست . 5 راههای او همیشه استوار است . احکام تو از او بلند و بعید است . همه دشمنان خود هرگز جنبش نخواهم خورد، و دور به دور بدی را » : را ب ه هیچ می شمارد. 6 در دل خود گفته است «. نخواهم دید 7 دهن او از لعنت و مکر و ظلم پر است ؛ زیر زبانش مشقت و گنا ه است ؛ 8 در کمینهای دهات می نشیند؛ در جایها ی مخفی بی گناه را می کشد؛ چشمانش برای مسکینان مراقب است ؛ 9 در جای مخفی مثل شیر در بیش ه خود کمی ن می کند؛ ب ه جهت گرفتن مسکین کمین می کند؛ فقیر را به دام خود کشید ه، گرفتار می سازد. 10 پس کوفته و زبون می شود؛ و مساکین در زیر جبارا ن او خدا فراموش کرده است ؛ رو ی خود را پوشانیده و هرگز نخواهد » : می افتند. 11 در د ل خود گفت «. دید 12 ای خداوند برخیز! ای خدا دست خود را برافراز و مسکینان را فراموش مکن ! 13 چرا 14 البته دیده ای «؟ تو بازخواست نخواهی کرد » : شریر خدا را اهان ت کرده ، در د ل خود م یگوید زیرا که تو بر مشقت و غم می نگری ، تا ب ه دست خود مکافا ت برسانی . مسکین امر خوی ش را به تو تسلیم کرده است . مددکار یتیما ن تو هست ی. 15 بازوی گناهکار را بشکن . و اما شریر را از شرار ت او بازخواست کن تا آن را نیابی . 16 خداوند پادشاه است تا ابدالآباد. امت ها از زمی ن او هلاک خواهند شد. 17 ای خداوند مسألت مسکینان را اجابت کرده ای ، دل ایشان را استوار نموده ای و گوش خود را فراگرفته ای ، 18 تا یتیمان و کوفته شدگان را دادرسی کنی . انسانی که از زمین است ، دیگر نترساند. کتاب مزامیر / فصل دهم برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 11

1 بر خداوند توکل می دارم . چرا به جانم می گویید 2 زیرا اینک شریران کمان را می کشند و تیر را ب ه زه نهاده اند، تا بر راس تدلان در ؟« بگریزیید تاریکی بیندازند. 3 زیرا که ارکان منهدم می شوند و مرد عاد ل چه کند؟ 4 خداوند در هیکل قدس خود اس ت و کرس ی خداوند در آسمان . چشمان او م ینگرد، پلکهای وی بنی آدم را می آزماید. 5 خداوند مرد عاد ل را امتحان می کند؛ و اما از شریر و ظلم دوست ، جا ن او نفر ت می دارد. 6 بر شریر دامها و آت ش و کبری ت خواهد بارانید، و باد سمو م حصه پیاله ایشان خواهد بود. 7 زیرا خداوند عادل است و عدالت را دوست می دارد، و راستا ن روی او را خواهند دید. برا ی سالار مغنیا ن برثمان ی. مزمور داود

Chapter 12

1 ای خداوند نجات بده زیرا که مرد مقدس نابود شده است و امناء از میان بنی آدم نایاب گردیده اند! 2 همه به یکدیگر دروغ می گویند؛ به لبهای چاپلوس و د ل منافق سخن می رانند. 3 خداوند همه لبهای چاپلوس را منقطع خواهد ساخت ، و هر زبانی را که سخنان تکبرآمیز به زبان خویش غالب می آییم . لبهای ما با ما اس ت. کیست که بر ما » : بگوید، 4 که می گویند «؟ خداوند باشد به سبب غارت مسکینان و ناله فقیران ، الآن برمی خیزم و او را در » : 5 خداوند می گوید .« نجاتی که برای آن آه می کشد، برپا خواهم داشت 6 کلام خداوند کلام طاهر است ، نقره مصفای در قال زمین که هفت مرتبه پاک شده است . 7 تو ای خداوند ایشان را محافظ ت خواهی نمود؛ از ای ن طبقه و تا ابدالآباد محافظت خواهی فرمود. 8 شریران به هر جانب می خرامند، وقتی که خباثت در بن یآدم بلند می شود. کتاب مزامیر / فصل یازدهم و دوازدهم برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 13

1 ای خداوند تا ب ه کی همیشه مرا فراموش می کنی ؟ تا ب ه کی روی خود را از من خواه ی پوشید؟ 2 تا به کی در نفس خود مشور ت بکنم و در دلم هرروزه غم خواهد بود؟ تا ب ه کی دشمنم بر من سرافراشته شود؟ 3 ای یهوه خدا ی من نظر کرده ، مرا مستجاب فرما! چشمانم را روشن کن مبادا به خواب موت بخسبم . 4 مبادا دشمن م گوید بر او غال ب آمدم و مخالفانم از پریشانی ام شادی نمایند. 5 و اما من به رحمت تو توکل می دارم ؛ د ل من در نجات تو شاد ی خواهد کرد. 6 برای خداوند سرود خواه م خواند زیرا ک ه به من احسان نموده است . برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 14

1 احمق در دل خود می گوید که خدایی نیست . کارهای خود را فاسد و مکروه ساخته اند و نیکوکاری نیست . 2 خداوند از آسما ن بربنی آدم نظر انداخ ت تا ببیند که آیا فهیم و طالب خدایی هست . 3 همه روگردانیده ، با ه م فاسد شده اند. نیکوکاری نیست یکی هم ن ی. 4 آیا هم ه گناهکاران بی معرفت هستند که قوم مرا م یخورند، چنانکه نان می خورند، و خداوند را نم یخوانند؟ 5 آنگاه ترس بر ایشا ن مستولی شد، زیرا خدا در طبقه عادلان است . 6 مشورت مسکین را خجل می سازید چونکه خداوند ملجای اوست . 7 کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهر می شد! چون خداوند اسیری قوم خویش را برگرداند، یعقو ب وجد خواهد نمود و اسرائی ل شادمان خواهد گردید. کتاب مزامیر / فصل سیزدهم و چهاردهم مزمور داود

Chapter 15

1 ای خداوند کیست که در خیمه تو فرود آید؟ و کیست که در کوه مقدس تو ساکن گردد؟ 2 آنکه بی عیب سالک باشد و عدال ت را به جا آورد، و در د ل خویش راست گو باشد؛ 3 3 که به زبا ن خود غیبت ننماید؛ و ب ه همسایه خود بدی نکند و درباره اقارب خویش مذمت را قبول ننماید؛ 4 که در نظر خود حقیر و خوار است و آنان ی را که از خداوند می ترسند مکرم می دارد؛ و قسم به ضرر خود می خورد و تغییر نمی دهد. 5 نقره خود را ب ه سود نمی دهد و رشو ه بر بی گناه نمی گیرد. آنکه این را به جا آورد تا ابدالآباد جنبش نخواهد خورد. مکتو م داود

Chapter 16

1 ای خدا مرا محافظت فرما، زیرا برتو توکل می دارم . 2 خداوند را گفتم 3 و اما مقدسانی که در زمین اند و فاضلان ، تمامی «. خداوند من هستی . نیکویی من نیست غیر از تو خوشی من در ایشان است . 4 دردهای آنانی که عقب (خدای ) دیگر م یشتابند، بسیار خواهد شد. هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت ، بلک ه نام ایشان را به زبانم نخواهم آورد. 5 خداوند نصیب قسمت و کاسه من است . تو قرعه مرا نگاه می داری . 6 خطه های من به جایهای خوش افتاد. میراث بهی ب ه من رسیده است . 7 خداوند را ک ه مرا نصیحت نمود، متبار ک می خوانم . شبانگاه نیز قلبم مرا تنبی ه می کند. 8 خداوند را همیشه پیش روی خود م یدارم . چونکه به دست راست من است ، جنبش نخواهم خورد. 9 از این رو دلم شادی می کند و جلالم به وجد می آید؛ جسدم نیز در اطمینان ساکن خواهد شد. 10 زیرا جان م را در عال م اموات ترک نخواهی کرد، و قدو س خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند. 11 طریق حیات را ب ه من خواهی آموخت . به حضور تو کما ل خوشی است و به دست راست تو لذ تها تا ابدالآباد! کتاب مزامیر / فصل پانزدهم و شانزدهم صلا ت داود

Chapter 17

1 ای خداون ، د عدالت را بشنو و به فریاد من توجه فرما! و دعای مرا که از لب بی ریا م یآید، گوش بگیر! 2 داد م ن از حضور تو صادر شود؛ چشمان تو راست ی را ببیند. 3 دل مرا آزموده ای ، شبانگاه از آن تفقد کرد های . مرا قال گذاشته ای و هی چ نیافته ای ، زیرا عزیمت کردم که زبانم تجاوز نکند. 4 و اما کارها ی آدمیان به کلام لبهای تو؛ خود را از راههای ظالم نگا ه داشتم . 5 قدمهایم به آثار تو قائ م است ، پ س پایهایم نخواهد لغزید. 6 ای خدا تو را خوانده ام زیرا که مرا اجاب ت خواهی نمود. گوش خود را ب ه من فراگیر و سخن مرا بشنو. 7 رحمت های خود را امتیاز ده ، ای که متوکلان خویش را ب ه دست راست خود از مخالفان ایشان می رهانی . 8 مرا مثل مردمک چشم نگاه دار؛ مرا زیر سایه بال خود پنهان کن ، 9 از روی شریرانی که مرا خرا ب می سازند، از دشمنان جانم که مرا احاطه می کنند. 10 دل فربه خود را بسته اند. به زبان خویش سخنان تکبرآمیز می گویند. 11 الآن قدمهای ما را احاط ه کرد هاند، و چشمان خود را دوخته اند تا ما را به زمین بیندازند. 12 مثل او مثل شیری است که در دریدن حریص باشد، و مث ل شیر ژیان که در بیش ه خود در کمی ن است . 13 ای خداوند برخیز و پی ش روی وی درآمده ، او را بینداز و جانم را از شریر به شمشیر خود برهان ، 14 از آدمیان ، ای خداون ، د ب ه دست خویش ، از اهل جهان که نصیب ایشان در زندگان ی است که شکم ایشان را به ذخایر خود پرساخته ای و از اولاد سیر شده ، زیادی مال خود را برا ی اطفال خویش ترک می کنند. 15 و اما من روی تو را در عدالت خواهم دید، و چون بیدار شوم ، از صور ت تو سیر خواهم شد. برا ی سالار مغنیا ن، مزمور داود بند ه خداوند ک ه کلا م ای ن سرود را ب ه خداوند گف ت، در روز ی ک ه خداوند او را از دس ت هم ه دشمنان ش و از دس ت شاؤ ل رهای ی داد. پ س گف ت: کتاب مزامیر / فصل هفدهم

Chapter 18

1 ای خداون ! د ای قوت من ! تو را محبت می نمایم . 2 خداوند صخره من است و ملجا و نجات دهنده من . خدایم صخره من است که در او پناه می برم . سپر من و شاخ نجاتم و قلعه بلند من . 3 خداوند را که سزاوار کل حمد است ، خواهم خواند. پس ، از دشمنانم رهایی خواهم یافت . 4 رسنهای موت مرا احاطه کرده ، و سیلابهای شرار ت مرا ترسانید ه بود. 5 رسنهای گور دور مرا گرفته بود و دامها ی موت پیش روی من درآمده . 6 در تنگ ی خود خداوند را خواندم و نزد خدای خویش استغاثه نمودم . او آواز مرا از هیکل خود شنید و استغاثه من به حضورش به گوش وی رسید. 7 زمین متزلزل و مرتع ش شده ، اساس کوهها بلرزید و متزلز ل گردید چونکه خشم او افروخته شد. 8 دخان از بین ی او برآمد و نار از دهان ش ملتهب گشت و آتشها از آ ن افروخته گردید. 9 آسمان را خم کرده ، نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظ می بود. 10 برکروبی سوار شده ، پرواز نمود و بر بالها ی باد طیران کرد. 11 تاریکی را پرده خود و خیمه ای گرداگرد خوی ش بساخت ، تاریکی آبها و ابرها ی متراکم را. 12 از تابش پیش روی وی ابرهایش می شتافتند، تگرگ و آتشهای افروخته . 13 و خداوند از آسما ن رعد کرده ، حضر ت اعلی آواز خود را بداد، تگر گ و آتشهای افروخته را. 14 پس تیرهای خود را فرستاده ، ایشان را پراکنده ساخت ، و برقها بینداخت و ایشان را پریشان نمود. 15 آنگاه عمق های آب ظاهر شد و اساس ربع مسکون مکشوف گردید، از تنبیه تو ای خداون ، د از نفخه باد بینی تو! 16 پس ، از اعلی ' فرستاده ، مرا برگرف ت و از آبهای بسیار بیرون کشید. 17 و مرا از دشمنا ن زورآورم رهای ی داد و از خصمان م، زیرا که از من تواناتر بودند. 18 در روز بلا ی من پیش رویم درآمدند، لیکن خداوند تکیه گاه من بود. 19 و مرا بجای وسیع بیرون آورد؛ مرا نجا ت داد زیرا ک ه در م ن رغبت می داشت . 20 خداوند موافق عدالتم مرا جزا داد و به حسب طهارت دستم مرا مکافات رسانید. 21 زیرا که راههای خداوند را نگاه داشته ، و ب ه خدای خویش عصیان نورزیده ام ، 22 و جمیع احکام او پیش روی من بوده است و فرائض او را از خود دور نکرد هام ، 23 و نزد او بی عیب بوده ام و خویشتن را از کتاب مزامیر / فصل هجدهم گناه خود نگا ه داشته ام . 24 پس خداوند مرا موافق عدالتم پاداش داده است و به حسب طهارت دستم در نظر و ی. 25 خویشتن را با رحی م، رحیم می نمایی ، و با مرد کام ل، خود را کام ل می نمایی . 26 خویشتن را با طاهر، طاهر می نمایی و با مکار، به مکر رفتار می کنی . 27 زیرا قوم مظلوم را خواهی رهانید و چشمان متکبران را به زیر خواه ی انداخت . 28 زیرا که تو چراغ مرا خواه ی افروخت ؛ یهوه خدایم تاریکی مرا روشن خواهد گردانید. 29 زیرا به مدد تو بر فوجها حمله می برم و به خدای خود از حصارها برمی جهم . 30 و اما خدا طریق او کامل است و کلام خداوند مصفی '. او برای همه متوکلان خود سپر است ؛ 31 زیرا کیس ت خدا غیر از یهوه ؟ و کیست صخره ای غیر از خدای ما؟ 32 خدایی ک ه کمر مرا به قوت بسته و راههای مرا کام ل گردانیده است . 33 پایهای مرا مث ل آهو ساخت ه و مرا ب ه مقامهای اعلای من برپا داشته است . 34 دستهای مرا برا ی جنگ تعلیم داده است ، که کمان برنجین به بازوی من خم شد. 35 سپر نجات خود را ب ه من داده ای . دست راستت عمود م ن شده و مهربانی تو مرا بزر گ ساخته است . 36 قدمهایم را زیرم وسعت دادی که پایهای من نلغزید. 37 دشمنان خود را تعاقب نموده ، بدیشا ن خواهم رسید و تا تلف نشوند بر نخواه م گشت . 38 ایشان را فرو خواهم کوفت که نتوانند برخاست و زیر پاهای من خواهند افتاد. 39 زیرا کمر مرا برای جنگ به قوت بسته ای و مخالفانم را زیر پایم انداخته ای . 40 گردنهای دشمنانم را به من تسلیم کرده ای تا خصمان خود را نابود بسازم . 41 فریاد برآوردند اما رهاننده ای نبود نزد خداون ، د ولی ایشان را اجاب ت نکرد. 42 ایشان را چو ن غبار پیش باد ساییده ام ؛ مث ل گل کوچه ها ایشا ن را دور ریخته ام . 43 مرا از منازعه قوم رهانیده ، سر ام تها ساخته ای . قومی را که نشناخته بودم ، مرا خدمت می نمایند. 44 به مجرد شنیدن ، مرا اطاع ت خواهند کرد؛ فرزندان غربا نزد من تذلل خواهند نمود. 45 فرزندان غربا پژمرده می شوند و در قلعه های خود خواهند لرزید. 46 خداوند زنده است و صخره من متبارک باد، و خدا ی نجات من متعال ! 47 خدایی که برای من انتقام می گیرد و قوم ها را زیر م ن مغلوب می سازد. 48 مرا از دشمنانم رهانیده ، برخصمانم بلند کرده ای و از مرد ظال م مرا خلاصی داده ای ! 49 لهذا ای خداوند تو را در میان امت ها حمد خواهم گفت و به نام تو سرود خواهم خواند، 50 که نجات عظیمی به پادشاه خود داد ه و به مسیح خویش رحمت نموده است . یعنی به داود و ذری ت او تا ابدالآباد. کتاب مزامیر / فصل هجدهم برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 19

1 آسمان جلال خدا را بیان می کند و فلک از عم ل دستهایش خبر می دهد. 2 روز سخن می راند تا روز و شب معرفت را اعلان می کند تا شب . 3 سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمی شود. 4 قانون آنها در تما م جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون . 5 خیمه ای برای آفتاب در آنها قرار داد؛ و او مثل داماد از حجله خود بیرو ن می آید و مث ل پهلوان از دویدن در میدان شادی می کند. 6 خروجش از کرانه آسمان است و مدارش تا به کران ه دیگر؛ و هیچ چیز از حرارت ش مستور نیس ت. 7 شریعت خداوند کامل است و جا ن را برمی گرداند؛ شهادات خداوند امین است و جاهل را حکیم می گرداند. 8 فرایض خداوند راست است و دل را شاد می سازد. امر خداوند پاک است و چشم را روش ن می کند. 9 ترس خداوند طاهر است و ثابت تا ابدالآباد. احکام خداوند ح ق و تماما عدل است . 10 از طلا مرغوب تر و از زر خالص بسیار. از شهد شیرینتر و از قطرات شانه عسل . 11 بنده تو نیز از آنها متنب ه می شود، و در حفظ آنها ثوا ب عظیمی است . 12 کیست که سهوهای خود را بداند؟ مرا از خطایای مخفی ام طاهر ساز. 13 بنده ات را نیز از اعما ل متکبرانه باز دار تا بر م ن مسلط نشود؛ آنگا ه بی عیب و از گناه عظیم مبرا خواهم بود. 14 سخنان زبانم و تفکر دلم منظور نظر تو باشد، ای خداوند که صخره من و نجات دهنده من هستی ! برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 20

1 خداوند تو را در روز تنگ ی مستجاب فرماید. نام خدای یعقوب تو را سرافراز نماید. 2 نصرت برای تو از قدس خود بفرستد و تو را از صهیون تأیید نماید. 3 جمیع هدایای تو را به یاد آورد و قربان یهای سوختنی تو را قبول فرماید. سلاه . 4 موافق دل تو به تو عطا فرماید و همه مشورت های تو را ب ه انجام رساند. کتاب مزامیر / فصل نوزدهم و بیستم 5 به نجات تو خواهیم سرایید و ب ه نام خدای خود، علم خود را خواهیم افراشت . خداوند تمامی مسألت تو را ب ه انجام خواهد رسانید. 6 الآن دانسته ام که خداوند مسیح خود را می رهاند. از فلک قدس خود او را اجابت خواهد نمود، به قوت نجات بخش دست راست خویش . 7 اینان ارابه ها را و آنا ن اسبها را، اما ما نام یهوه خدای خود را ذکر خواهیم نمود. 8 ایشان خم شده ، افتاده اند و اما ما برخاسته ، ایستاد هایم . 9 ای خداوند نجات بده ! پادشاه در روز ی که بخوانیم ، ما را مستجا ب فرماید. برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود.

Chapter 21

1 ای خداوند در قوت تو پادشاه شادی می کند و در نجات تو چه بسیار به وجد خواهد آمد. 2 مراد د ل او را ب ه وی بخشیدی و مسألت زبانش را از او دری غ نداشتی . سلاه . 3 زیرا ب ه برکات نیکو بر مراد او سبقت جستی . تاجی از زر خالص برسر وی نهادی . 4 حیات را از تو خواست و آ ن را به وی دادی ، و طول ایام را تا ابدالآباد. 5 جلال او به سبب نجات تو عظیم شده . اکرام و حشمت را بر او نهاده ای . 6 زیرا او را مبارک ساخته ای تا ابدالآباد. به حضور خود او را بی نهایت شادمان گردانیده ای . 7 زیرا که پادشاه بر خداوند توکل می دارد، و به رحمت حضرت اعلی ' جنبش نخواهد خورد. 8 دست تو همه دشمنانت را خواهد دریاف ت. دست راست تو آنانی را که از تو نفر ت دارند خواهد دریافت . 9 در وقت غضب خود، ایشان را چو ن تنور آت ش خواهی ساخت . خداوند ایشان را در خش م خود خواهد بلعید و آتش ایشان را خواهد خورد. 10 ثمره ایشان را از زمین هلاک خواهی ساخت و ذریت ایشان را از میان بنی آدم . 11 زیرا قصد بدی برای تو کردند و مکایدی را اندیشیدند که آن را نتوانستند بجا آورد. 12 زیرا که ایشان را روگردان خواهی ساخت . بر زههای خود تیرها را به روی ایشان نشان خواهی گرفت . 13 ای خداوند در قوت خود متعال شو. جبروت تو را ترنم و تسبیح خواهیم خواند. کتاب مزامیر / فصل بیست و یکم برا ی سالار مغنیا ن بر غزال ه صب ح. مزمور داود

Chapter 22

1 ای خدای من ، ای خدا ی من ، چرا مرا ترک کرده ای و از نجا ت من و سخنا ن فریادم دور هستی ؟ 2 ای خدای من در روز می خوانم و مرا اجاب ت نمی کنی . در ش ب نیز و مرا خاموشی نیست . 3 و اما تو قدو س هستی ، ای که بر تسبیحا ت اسرائیل نشسته ای . 4 پدران ما بر تو توکل داشتند؛ بر تو توکل داشتند و ایشان را خلاصی دادی ؛ 5 نزد تو فریاد برآوردند و رهایی یافتند؛ بر تو توکل داشتند، پس خجل نشدند. 6 و اما من کرم هستم و انسا ن نی ؛ عار آدمیان هستم و حقیر شمرده شده قوم . 7 هرکه مرا بیند ب ه من استهزا می کند. لبهای خود را باز می کنند و سرها ی خود را م یجنبانند (و می گویند): 8 no text for verse 8 shown 9 زیرا «. بر خداوند توکل کن پس او را خلاصی بدهد. او را برهاند چونکه به وی رغبت می دارد » که تو مرا از شک م بیرون آوردی ؛ وقتی که بر آغو ش مادر خود بود م مرا مطمئن ساختی . 10 از رحم بر تو انداخته شدم ؛ از شکم مادرم خدای من تو هست ی. 11 از من دور مبا ش زیرا تنگی نزدیک است و کسی نیست که مدد کند. 12 گاوان نر بسیار دور مرا گرفته اند؛ زورمندان باشان مرا احاط ه کرده اند. 13 دهان خود را بر م ن باز کردند، مثل شیر درند ه غران . 14 مثل آب ریخته شد هام و همه استخوانهایم از هم گسیخته ؛ دلم مثل موم گردیده ، در میا ن احشایم گداخته شده است . 15 قوت من مثل سفال خشک شده و زبانم به کامم چسبیده ؛ و مرا به خاک موت نهاده ای . 16 زیرا سگان دور مرا گرفته اند؛ جماعت اشرار مرا احاط ه کرده ، دستها و پایهای مرا سفته اند. 17 همه استخوانهای خود را م یشمارم . ایشان به من چشم دوخته ، می نگرند. 18 رخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر لباس من قرعه انداختند. 19 اما تو ای خداوند دور مباش . ای قوت من برای نصرت من شتاب کن . 20 جان مرا از شمشیر خلاص کن و یگانه مرا از دست سگان . 21 مرا از دهان شیر خلاصی ده ، ای ک ه از میان شاخهای گاو وحشی مرا اجاب ت کرده ای . 22 نام تو را به برادران خود اعلام خواهم کرد؛ در میا ن جماعت تو را تسبیح خواهم خواند. 23 ای ترسندگان خداوند او را حمد گویید؛ تمام ذریت یعقوب او را تمجید نمایید و جمی ع ذریت اسرائیل از وی بترسید. 24 زیرا مسکن ت مسکین را حقیر و خوار نشمرده ، و رو ی خود را از او نپوشانیده است ؛ و چو ن نزد وی فریاد برآورد او را اجابت فرمود. 25 تسبیح من در جماعت بزرگ کتاب مزامیر / فصل بیست و دوم از تو است . نذرهای خود را به حضور ترسندگانت ادا خواهم نمود. 26 حلیمان غذا خورد ه، سیر خواهند شد؛ و طالبا ن خداوند او را تسبیح خواهند خواند؛ و دلها ی شما زیست خواهد کرد تا ابدالآباد. 27 جمیع کرانه های زمین متذکر شد ه، بسوی خداوند بازگشت خواهند نمود؛ و هم ه قبایل امت ها به حضور تو سجده خواهند کرد. 28 زیرا سلطنت از آن خداوند است و او بر امت ها مسلط است . 29 همه متمولان زمین غذا خورده ، سجده خواهند کرد؛ و به حضور وی هر که به خاک فرو می رود رکوع خواهد نمود؛ و کسی جان خود را زنده نخواهد ساخت . 30 ذریتی او را عبادت خواهند کرد و درباره خداوند طبقه بعد را اخبار خواهند نمود. 31 ایشان خواهند آمد و از عدالت او خبر خواهند داد قوم ی را که متولد خواهند شد، ک ه او ای ن کار کرده است . مزمور داود

Chapter 23

1 خداوند شبان من است ؛ محتا ج به هیچ چیز نخواهم بود. 2 در مرتع های سبز مرا می خواباند. نزد آبهای راحت مرا رهبر ی می کند. 3 جان مرا برمی گرداند و به خاطر نا م خود به راههای عدالت هدایتم می نماید. 4 چون در وادی سایه موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با م ن هستی ؛ عصا و چوب دستی تو مرا تسلی خواهد داد. 5 سفره ای برای من به حضور دشمنانم می گسترانی . سر مرا ب ه روغن تدهین کرده ای و کاس هام لبریز شده است . 6 هرآینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم در پ ی من خواهد بود و در خان ه خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالآباد. مزمور داود

Chapter 24

1 زمین و پری آن از آن خداوند است ، ربع مسکون و ساکنا ن آن . 2 زیرا که او اساس آن را بر دریاها نهاد و آن را بر نهرها ثابت گردانید. 3 کیست که به کوه خداوند برآید؟ و کیس ت که به مکان قدس او ساکن شود؟ 4 او که پاک دست و صاف دل باشد، که جان خود را کتاب مزامیر / فصل بیست و سوم و چهارم به بطالت ندهد و قس م دروغ نخورد. 5 او برک ت را از خداوند خواهد یافت ، و عدالت را از خدای نجات خود. 6 این است طبقه طالبان او، طالبان روی تو ا ی (خدای ) یعقوب . سلاه . 7 ای دروازه ها سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافراشته شوید تا پادشاه جلال داخل شود! 8 این پادشاه جلال کیست ؟ خداوند قدیر و جبار، خداوند که در جنگ جبار است ! 9 ای دروازه ها، سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافرازید تا پادشا ه جلال داخل شود! 10 این پادشاه جلال کیست ؟ یهو ه صبایوت پادشاه جلال اوست ! سلاه . مزمور داود

Chapter 25

1 ای خداون ، د بسو ی تو جا ن خود را برم یافرازم . ای خدای من بر تو توک ل می دارم . 2 پس مگذار که خجل بشوم و دشمنان م بر من فخر نمایند. 3 بلی هر که انتظار تو م یکشد خجل نخواهد شد. آنانی که بی سبب خیانت می کنند خجل خواهند گردید. 4 ای خداون ، د طریق های خود را ب ه من بیاموز و راههای خویش را به من تعلیم ده . 5 مرا به راستی خود سالک گردان و مرا تعلیم ده زیرا تو خدای نجات من هستی . تمامی روز منتظر تو بود هام . 6 ای خداون ، د احسانات و رحمت های خود را بیاد آور چونکه آنها از ازل بوده است . 7 خطایای جوانی و عصیانم را بیاد میاور. ای خداوند به رحمت خود و ب ه خاطر نیکویی خویش مرا یاد ک ن. 8 خداوند نیکو و عاد ل است ، پ س به گناه کاران طریق را خواهد آموخ ت. 9 مسکینان را به انصاف رهبری خواهد کرد و به مسکینان طریق خود را تعلی م خواهد داد. 10 همه راههای خداوند رحمت و حق است برای آنانی که عهد و شهادات او را نگاه می دارند. 11 ای خداوند به خاطر اس م خود، گناه مرا بیامرز زیرا که بزرگ است . 12 کیست آن آدمی که از خداوند می ترسد؟ او را بطریقی که اختیار کرده است خواهد آموخ ت. 13 جان او در نیکویی شب را بسر خواهد برد و ذریت او وارث زمین خواهند شد. 14 سر خداوند با ترسندگان او است و عهد او تا ایشان را تعلیم دهد. 15 چشمان من دائما بسوی خداوند است زیرا که او پایهای مرا از دام بیرون می آورد. 16 بر من ملتفت شده ، رحمت بفرما زیرا که منفرد و مسکین هستم . 17 تنگیهای دل من زیاد شده است . مرا از مشق تهای من بیرون آور. 18 بر مسکنت و رنج من نظر افکن و کتاب مزامیر / فصل بیست و پنجم جمیع خطایایم را بیامرز. 19 بر دشمنان م نظر کن زیرا که بسیارند و ب ه کینه تلخ به من کینه می ورزند. 20 جانم را حفظ کن و مرا رهایی ده تا خج ل نشوم زیرا بر تو توک ل دارم . 21 کمال و راستی حافظ من باشند زیرا که منتظر تو هست م. 22 ای خدا، اسرائیل را خلاصی ده ، از جمیع مشقت های وی . مزمور داود

Chapter 26

1 ای خداوند مرا داد بده زیرا که من در کمال خود رفتار نموده ام و بر خداوند توکل داشته ام ، پس نخواهم لغزید. 2 ای خداوند مرا امتحان کن و مرا بیازما. باطن و قلب مرا مصفی گردان . 3 زیرا که رحمت تو در مد نظر من است و در راستی تو رفتار نموده ام ؛ 4 با مردا ن باطل ننشسته ام و با منافقی ن داخل نخواهم شد. 5 از جماع ت بدکاران نفرت می دارم و با طالحی ن نخواهم نشست . 6 دستهای خود را در صفا می شویم . مذبح تو را ای خداوند طواف خواه م نمود، 7 تا آواز حمد تو را بشنوانم و عجای ب تو را اخبار نمایم . 8 ای خداوند محل خانه تو را دوست می دارم و مقا م سکونت جلال تو را. 9 جانم را با گناهکاران جمع مکن و ن ه حیات مرا با مردما ن خون ریز، 10 که در دستها ی ایشان آزار اس ت و دست راست ایشان پر از رشوه است . 11 و اما من در کمال خود سالک می باشم . مرا خلاص ی ده و بر من رحم فرما. 12 پایم در جای هموار ایستاد ه است . خداوند را در جماع تها متبار ک خواهم خواند. مزمور داود

Chapter 27

1 خداوند نور م ن و نجا ت من است ؛ از ک ه بترسم ؟ خداوند ملجای جان من است ؛ از که هراسان شوم ؟ 2 چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت مرا بخورند، یعنی خصمان و دشمنانم ، ایشان لغزیدند و افتادند. 3 اگر لشکری بر من فرود آید، دلم نخواهد ترسید. کتاب مزامیر / فصل بیست و ششم و هفتم اگر جنگ بر من برپا شود، در ای ن نیز اطمینا ن خواهم داشت . 4 یک چیز از خداوند خواستم و آن را خواه م طلبید: که تمام ایام عمرم در خان ه خداوند ساکن باشم تا جمال خداوند را مشاهده کنم و در هیکل او تفکر نمایم . 5 زیرا که در روز بلا مرا در سایبان خود نهفته ، در پرده خیمه خود مرا مخفی خواهد داشت و مرا بر صخره بلند خواهد ساخت . 6 و الآن سرم بر دشمنان م گرداگردم برافراشته خواهد شد. قربانی های شادکامی را در خیمه او خواه م گذرانید و برای خداوند سرود و تسبیح خواهم خواند. 7 ای خداوند چون به آواز خود م یخوانم ، مرا بشنو و رحمت فرموده ، مرا مستجا ب فرما. بلی روی تو را ای خداوند خواهم طلبید. «. روی مرا بطلبید » :( 8 دل من به تو می گوید (که گفته ای 9 روی خود را از من مپوشان و بنده خود را در خشم برمگردان . تو مددکار من بوده ای . ای خدای نجاتم ، مرا رد مکن و ترک منما. 10 چون پدر و مادرم مرا ترک کنند، آنگا ه خداوند مرا برمی دارد. 11 ای خداوند طریق خود را به من بیاموز و به سبب دشمنانم مرا به راه راست هدایت فرما. 12 مرا به خواهش خصمانم مسپار، زیرا که شهود کذبه و دمندگان ظلم بر م ن برخاسته اند. 13 اگر باور نمی کردم که احسان خداوند را در زمین زندگان ببین م. 14 برای خداوند منتظر باش و قوی شو و دلت را تقویت خواهد داد. بلی منتظر خداوند باش . مزمور داود

Chapter 28

1 ای خداون ، د نزد تو فریاد برمی آورم . ای صخره من ، از من خاموش مباش ، مبادا اگر از م ن خاموش شوی ، مث ل آنانی باشم که به حفره فرو می روند. 2 آواز تضرع مرا بشنو چون نزد تو استغاثه می کنم و دست خود را به محراب قدس تو برمی افرازم . 3 مرا با شریران و بدکاران مکش که با همسایگان خود سخ ن صلح آمیز می گویند و آزار در دل ایشان است . 4 آنها را به حسب کردار ایشان و مواف ق اعمال زشت ایشان بده آنها را مطابق عمل دست ایشان بده و رفتار ایشان را به خود ایشان رد نما. 5 چونکه در اعما ل خداوند و صنعت دست وی تفکر نمی کنند. ایشان را منهدم خواهی ساخت و بنا نخواه ی نمود. کتاب مزامیر / فصل بیست و هشتم 6 خداوند متبارک باد زیرا که آواز تضرع مرا شنید ه است . 7 خداوند قوت من و سپر م ن است . دلم بر او توک ل داشت و مدد یافته ام . پس دل من به وجد آمده است و ب ه سرود خود او را حمد خواهم گفت . 8 خداوند قوت ایشان است و برای مسیح خود قلعه نجات . 9 قوم خود را نجا ت ده و میراث خود را مبار ک فرما. ایشان را رعایت کن و برافراز تا ابدالآباد. مزمور داود

Chapter 29

1 ای فرزندان خدا، خداوند را توصیف کنید. جلال و قوت را برا ی خداوند توصیف نمایید. 2 خداوند را به جلال اسم او تمجید نمایید. خداوند را در زینت قدوسیت سجده کنید. 3 آواز خداوند فوق آبها است . خدای جلال رعد می دهد. خداوند بالای آبهای بسیار است . 4 آواز خداوند با قوت است . آواز خداوند با جلال است . 5 آواز خداوند سروهای آزاد را م یشکند. خداوند سروهای آزاد لبنان را می شکند. 6 آنها را مثل گوساله می جهاند. لبنان و سریون را مث ل بچه گاو وحش ی. 7 آواز خداوند زبانه های آتش را می شکافد. 8 آواز خداوند صحرا را متزلز ل می سازد. خداوند صحرای قادش را متزلزل می سازد. 9 آواز خداوند غزالها را ب ه درد زه می اندازد، و جنگل را بی برگ می گرداند. و در هیک ل او جمیعا جلال را ذکر می کنند. 10 خداوند بر طوفان جلوس نموده . خداوند نشسته است پادشاه تا ابدالآباد. 11 خداوند قوم خود را قوت خواهد بخشید. خداوند قوم خود را ب ه سلامتی مبارک خواهد نمود. سرود برا ی متبر ک ساخت ن خان ه. مزمور داود

Chapter 30

1 ای خداوند تو را تسبیح می خوانم زیرا که مرا بالا کشید ی و دشمنانم را بر من مفتخر نساختی . 2 ای یهوه خدای من ، نزد تو استغاثه نمودم و مرا شفا داد ی. 3 ای خداوند جانم را از حفر ه برآوردی . مرا زند ه ساختی تا ب ه هاویه فرونروم . کتاب مزامیر / فصل بیست و نهم و سی ام 4 ای مقدسان خداوند او را بسرایید و به ذکر قدوسیت او حمد گویید! 5 زیرا که غضب او لحظه ای است و در رضامندی او زندگان ی. شامگاه گریه نزیل می شود. صبحگاهان شادی رخ «. جنبش نخواهم خورد تا ابدالآباد » : می نماید. 6 و اما م ن در کامیابی خود گفت م 7 ای خداوند به رضامندی خود کوه مرا در قوت ثابت گردانیدی و چو ن روی خود را پوشانیدی پریشان شدم . 8 ای خداوند نزد تو فریاد برمی آورم و نزد خداوند تضرع می نمایم . 9 در خون من چه فایده است چون به حفره فرو روم ؟ آیا خاک تو را حمد می گوید و راستی تو را اخبار می نماید؟ 10 ای خداوند بشنو و ب ه من کرم فرما. ای خداوند مددکار من باش . 11 ماتم مرا برای من به رقص مبدل ساخته ای . پلاس را از من بیرون کرده و کمر مرا به شادی بسته ای . 12 تا جلالم ترا سرود خواند و خامو ش نشود. ای یهوه خدای من ، تو را حمد خواه م گفت تا ابدالآباد. برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 31

1 ای خداوند بر تو توکل دارم ؛ پس خجل نشوم تا به ابد. در عدالت خویش مرا نجات بده . 2 گوش خود را ب ه من فراگیر و مرا به زودی برهان . برایم صخره ای قوی و خانه ای حصین باش تا مرا خلاصی دهی . 3 زیرا صخره و قلعه من تو هستی . به خاطر نام خود مرا هدایت و رهبری فرما. 4 مرا از دامی که برایم پنهان کرده اند بیرون آور. 5 زیرا قلع ه من تو هستی . روح خود را به دست تو می سپارم . ای یهوه ، خدا ی حق ، تو مرا فدی ه دادی . 6 از آنانی که اباطیل دروغ را پیروی می کنند نفرت می کنم . و اما م ن بر خداوند توکل می دارم . 7 به رحمت تو وجد و شاد ی می کنم زیرا مشقت مرا دید ه و جان م را در تنگیها شناخت های ؛ 8 مرا ب ه دست دشم ن اسیر نساخته ای ؛ پایها ی مرا بجای وسیع قائم گردانیده ای . 9 ای خداوند بر م ن رحمت فرما زیرا در تنگ ی هستم . چشم من از غصه کاهیده شد، بلک ه جانم و جسد م نیز. 10 زیرا که حیاتم از غم و سالهای م از ناله فانی گردیده است . قوتم از گناهم ضعیف و استخوانهای م پوسیده شد. 11 نزد همه دشمنانم عار گردیده ام . خصوصا نزد همسایگان خویش ؛ و باعث خوف آشنایان شده ام . هرکه مرا بیرون بیند از من می گریزد. 12 مثل مرده از کتاب مزامیر / فصل سی و یکم خاطر فراموش شده ام و مانند ظرف تل ف شده گردیده ام . 13 زیرا ک ه بهتان را از بسیار ی شنیدم و خوف گرداگرد من می باشد، زیرا بر م ن با هم مشورت می کنند و در قصد جانم تفکر می نمایند. 14 و اما من بر تو ای خداوند توکل می دارم و گفته ام خدای من تو هست ی. 15 وقتهای من در دست تو می باشد. مرا از دست دشمنانم و جفاکنندگانم خلاصی ده . 16 روی خود را بربنده ات تابان ساز و مرا به رحمت خود نجات بخش . 17 ای خداوند خجل نشوم چونکه تو را خوانده ام . شریران خجل شوند و در حفر ه خاموش باشند. 18 لبهای دروغ گو گنگ شود که به درشتی و تکبر و استهانت بر عادلان سخن می گوید. 19 زهی عظمت احسان تو که برای ترسندگانت ذخیره کرده ای و برای متوکلانت پی ش بنی آدم ظاهر ساخته ای . 20 ایشان را در پرد ه روی خود از مکاید مرد م خواهی پوشانید. ایشان را در خیمه ای از عداوت زبانها مخفی خواهی داشت . 21 متبارک باد خداوند که رحمت عجیب خود را در شهر حصی ن به من ظاهر کرده است . 22 و اما م ن در حیرت خود گفتم که از نظر تو منقط ع شده ام . لیکن چون نزد تو فریاد کردم آواز تضرع مرا شنیدی . 23 ای جمیع مقدسان خداوند او را دوست دارید. خداوند امنا را محفوظ می دارد و متکبران را مجازات کثیر م یدهد. 24 قوی باشید و د ل شما را تقویت خواهد داد، ای همگانی که برای خداوند انتظار می کشید! قصید ه داود

Chapter 32

1 خوشابحال کسی که عصیان او آمرزیده شد و گناه وی مستور گردید. 2 خوشابحال کسی که خداوند به وی جرمی در حساب نیاورد و در روح او حیله ای نمی باشد. 3 هنگامی که خاموش می بودم ، استخوانهای م پوسیده می شد از نعره ای که تمامی روز م یزدم . 4 چونکه دست تو روز و شب بر من سنگین می بود. رطوبتم به خشکی تابستان مبدل گردید، سلاه . 5 به گناه خود نزد تو اعترا ف کردم و جرم خود را مخف ی نداشتم . گفتم : عصیان خود را نزد خداوند اقرار می کنم . پس تو آلایش گناهم را عفو کردی ، سلاه . 6 از ای ن رو هر مقدسی در وقت اجابت نزد تو دعا خواهد کرد. وقتی که آبهای بسیار به سیلان آید، هرگز بدو نخواهد کتاب مزامیر / فصل سی و دوم رسید. 7 تو ملجای من هستی مرا از تنگی حفظ خواهی کرد. مرا به سرودهای نجات احاطه خواهی نمود، سلا ه. 8 تو را حکم ت خواهم آموخت و به راهی که باید رف ت ارشاد خواهم نمود و تو را ب ه چشم خود که بر تو است نصیحت خواهم فرمود. 9 مثل اسب و قاطر بی فهم مباشید که آنها را برای بستن به دهنه و لگا م زینت می دهند، والا نزدیک تو نخواهند آمد. 10 غمهای شریر بسیار می باشد، اما هر که بر خداوند توکل دارد رحمت او را احاطه خواهد کرد. 11 ای صالحان در خداوند شادی و وجد کنید و ا ی همه راست دلان ترنم نمایید.

Chapter 33

1 ای صالحان در خداوند شادی نمایید، زیرا که تسبیح خواندن راستان را می شاید. 2 خداوند را با بربط حمد بگویید؛ با عود ده تار او را سرود بخوانید. 3 سرودی تازه برای او بسرایید؛ نیکو بنوازید با آهنگ بلند. 4 زیرا کلام خداوند مستقیم است و جمیع کارهای او با امانت است . 5 عدالت و انصا ف را دوست می دارد. جهان از رحمت خداوند پر اس ت. 6 به کلام خداوند آسمانها ساخته شد و کل جنود آنها ب ه نفخه دهان او. 7 آبهای دریا را مثل توده جمع می کند و لجه ها را در خزان هها ذخیر ه می نماید. 8 تمامی اهل زمین از خداوند بترسند؛ جمیع سکنه ربع مسکون از او بترسند. 9 زیرا که او گفت و شد؛ او امر فرمود و قای م گردید. 10 خداوند مشورت امت ها را باطل می کند؛ تدبیرهای قبائل را نیست می گرداند. 11 مشورت خداوند قائ م است تا ابدالآباد؛ تدابیر قلب او تا دهرالدهور. 12 خوشابحال امتی که یهوه خدای ایشان است و قومی که ایشان را برای میراث خود برگزیده است . 13 از آسمان خداوند نظر افکند و جمیع بنی آدم را نگریست . 14 از مکان سکونت خویش نظر می افکند، برجمیع ساکنان جهان . 15 او که دلهای ایشان را جمیعا سرشته است و اعمال ایشان را درک نموده است . 16 پادشاه به زیادتی لشکر خلاص نخواهد شد و جبار ب ه بسیاری قوت رهایی نخواهد یاف ت. 17 اسب به جهت استخلاص باطل است و ب ه شدت قوت خود کس ی را رهایی نخواهد داد. 18 اینک چشم خداوند بر آنانی است که از او می ترسند، بر آنانی که انتظار رحمت او کتاب مزامیر / فصل سی و سوم را م یکشند. 19 تا جان ایشان را از موت رهایی بخشد و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد. 20 جان ما منتظر خداوند می باشد. او اعانت و سپر ما اس ت. 21 زیرا که دل ما در او شادی می کند و در نا م قدوس او توکل می داریم . 22 ای خداوند رحمت تو بر ما باد، چنانک ه امیدوار تو بود هایم . مزمور داود وقت ی ک ه من ش خود را ب ه حضور ابیمل ک تغییر داد و از حضور او بیرو ن راند ه شد ه، برف ت

Chapter 34

1 خداوند را در هر وقت متبارک خواهم گفت . تسبیح او دائما بر زبان من خواهد بود. 2 جان من در خداوند فخر خواهد کرد. مسکینان شنیده ، شادی خواهند نمود. 3 خداوند را با من تکبیر نمایید. نام او را با یکدیگر برافرازیم . 4 چون خداوند را طلبیدم ، مرا مستجاب فرمود و مرا از جمیع ترسهایم خلاصی بخشید. 5 بسوی او نظر کردند و منور گردیدند و رویهای ایشان خجل نشد. 6 این مسکین فریاد کرد و خداوند او را شنید و او را از تمامی تنگیهایش رهایی بخشید. 7 فرشته خداوند گرداگرد ترسندگا ن او اس ت؛ اردو زده ، ایشان را م یرهاند. 8 بچشید و ببینید که خداوند نیکو است . خوشابحال شخصی که بدو توکل می دارد. 9 ای مقدسان خداوند از او بترسید زیرا که ترسندگان او را هیچ کمی نیست . 10 شیربچگان بی نوا شده ، گرسنگی می کشند و اما طالبا ن خداوند را ب ه هیچ چیز نیکو کمی نخواهد شد. 11 ای اطفا ل بیایید مرا بشنوید و ترس خداوند را به شما خواهم آموخت . 12 کیست آن شخصی که آرزومند حیات است و طول ایام را دوست می دارد تا نیکویی را ببیند؟ 13 زبانت را از بدی نگاه دار و لبهایت را از سخنان حیله آمیز؛ 14 از بدی اجتناب نما و نیکوی ی بکن ؛ صلح را طلب نما و در پ ی آن بکوش . 15 چشمان خداوند بسوی صالحان است و گوشهای وی بسوی فریاد ایشان . 16 روی خداوند بسوی بدکاران است تا ذکر ایشان را از زمین منقطع سازد. 17 چون (صالحان ) فریاد برآوردند، خداوند ایشان را شنید و ایشا ن را از هم ه تنگیهای ایشان رهای ی بخشید. 18 خداوند نزدیک شکسته دلان است و روح کوفتگان را نجات خواهد داد. 19 زحمات مرد صالح بسیار است ، اما خداوند او را از همه آنها خواهد رهانید. 20 همه استخوانهای ایشان را نگاه می دارد، که یکی از آنها شکسته نخواهد شد. 21 شریر را شرارت هلاک خواهد کرد و از دشمنان کتاب مزامیر / فصل سی و چهارم مرد صالح مؤآخذه خواهد شد. 22 خداوند جان بندگان خود را فدیه خواهد داد و از آنان ی که بر وی توکل دارند مؤآخذ ه نخواهد شد. مزمور داود

Chapter 35

1 ای خداوند با خصمان من مخاصمه نما و جن گ کن با آنانی که با من جنگ می کنند. 2 سپر و مجن را بگیر و به اعانت من برخیز، 3 و نیزه را راست کن و را ه را پیش روی جفاکنندگانم ببند و ب ه جان من بگو من نجات تو هست م. 4 خجل و رسوا شوند آنانی که قصد جان من دارند؛ و آنان ی که بداندیش منند، برگردانیده و خجل شوند. 5 مثل کاه پیش روی باد باشند و فرشته خداوند ایشان را براند. 6 راه ایشان تاریکی و لغزنده باد و فرشت ه خداوند ایشان را تعاقب کند. 7 زیرا دام خود را برا ی من بی سبب در حفره ای پنهان کردند که آن را برای جان من بی جهت کنده بودند. 8 هلاکت ناگهانی بدو برسد و دامی که پنهان کرد خودش را بگیرد و در آ ن به هلاکت گرفتار گردد. 9 و اما جان من در خداوند وجد خواهد کرد و در نجا ت او شادی خواهد نمود. 10 همه ای خداوند کیست مانند تو ک ه مسکین را از شخص قو یتر از او م یرهاند » : استخوانهایم می گویند «! و مسکی ن وفقیر را از تارا جکننده وی 11 شاهدان کینه ور برخاسته اند. چیزهایی را که نمی دانستم از من می پرسند. 12 به عوض نیکویی بدی به من می کنند. جان مرا بی کس گردانیده اند. 13 و اما من چون ایشان بیمار م یبودند، پلاس می پوشیدم ؛ جا ن خود را ب ه روزه می رنجانیدم و دعایم به سینه ام برمی گشت . 14 مثل آنکه او دوست و برادرم می بود، سرگردان می رفتم . چون کسی که برای مادرش ماتم گیرد، از حزن خم می شدم . 15 ولی چون افتادم شادی کنان جمع شدند. آن فرومایگان بر من جمع شدند، و کسانی که نشناخته بودم مرا دریدند و ساکت نشدند. 16 مثل فاجرانی که برای نان مسخرگی می کنند، دندانهای خود را بر م ن می افشردند. 17 ای خداوند تا به کی نظر خواهی کرد؟ جانم را از خرابیهای ایشان برهان و یگان ه مرا از شیربچگان . 18 و تو را در جماعت بزر گ حمد خواهم گفت . ترا در میان قوم عظیم تسبیح خواهم کتاب مزامیر / فصل سی و پنجم خواند. 19 تا آنان ی که بی سبب دشمن منند، بر من فخر نکنند، و آنان ی که بر من بی سبب بغض می نمایند، چشمک نزنند. 20 زیرا برای سلامتی سخن نم یگویند و بر آنان ی که در زمین آرامند، سخنان حیله آمیز را تفکر می کنند. 21 و دها ن خود را بر م ن باز کرده ، م یگویند ه ههه چشم ما دیده است . 22 ای خداوند تو آن را دیده ای ، پس سکوت مفرما. ای خداوند از من دور مباش . 23 خویشتن را برانگیز و برا ی داد من بیدار شو، ای خدای م ن و خداوند من ، برای دعوی من . 24 ای یهوه خدایم مرا موافق عدل خود داد بده ، مبادا بر من شادی نمایند. 25 تا در دل خود نگویند 26 و آنانی که در بدی من شادند، با هم خجل و «! او را بلعیده ایم » تا نگویند ؛« اینک مراد ما » شرمنده شوند؛ و آنانی که بر م ن تکبر می کنند، به خجلت و رسوایی ملبس شوند. 27 آنانی که خواهان حق منند ترنم و شادی نمایند و دائما گویند خداوند بزرگ است که به سلامتی بنده خود رغبت دارد. 28 و زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و تسبی ح تو را تمامی روز. برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود بند ه خداوند

Chapter 36

1 معصیت شریر در اندرون دل من می گوید که ترس خدا در مد نظر او نیست . 2 زیرا خویشتن را در نظر خود تملق می گوید تا گناهش ظاهر نشود و مکروه نگردد. 3 سخنان زبانش شرار ت و حیله است . از دانشمندی و نیکوکاری دست برداشته است . 4 شرارت را بر بستر خود تفکر م یکند. خود را ب ه راه ناپسند قائ م کرده ، از بد ی نفرت ندارد. 5 ای خداوند رحمت تو در آسمانها است و امانت تو تا افلاک . 6 عدالت تو مثل کوههای خداست و احکام تو لجه عظیم . ای خداوند انسان و بهایم را نجات می دهی . 7 ای خدا رحمت تو چه ارجمند است . بنی آدم زیر سایه بالهای تو پناه می برند. 8 از چرب ی خانه تو شادا ب می شوند. از نهر خوشیهای خود ایشان را می نوشانی . 9 زیرا که نزد تو چشمه حیات است و در نور تو نور را خواهیم دید. 10 رحمت خود را برای عارفان خود مستدا م فرما و عدالت خود را برای راست دلان . 11 پای تکبر بر من نیاید و دست شریران مرا گریزا ن نسازد. 12 در آنجا بدکرداران افتاده اند. ایشان انداخته شده اند و نم یتوانند برخاس ت. کتاب مزامیر / فصل سی و ششم مزمور داود

Chapter 37

1 به سبب شریرا ن خویشتن را مشوش مساز و بر فتن هانگیزان حسد مبر. 2 زیرا که مثل عل ف به زودی بریده می شوند و مثل عل ف سبز پژمرده خواهند شد. 3 بر خداوند توکل نما و نیکویی بکن . در زمی ن ساکن باش و از امانت پرورده شو. 4 و در خداوند تمتع ببر، پ س مسألت دل تو را ب ه تو خواهد داد. 5 طریق خود را ب ه خداوند بسپار و بر وی توکل کن که آن را انجام خواهد داد، 6 و عدالت تو را مثل نور بیرون خواهد آورد و انصاف تو را مانند ظهر. 7 نزد خداوند ساکت شو و منتظر او با ش و از شخ ص فرخنده طریق و مرد حیله گر خود را مشو ش مساز. 8 از غض ب برکنار شو و خش م را تر ک کن . خود را مشوش مساز که البته باعث گناه خواهد شد. 9 زیرا ک ه شریران منقطع خواهند شد. و اما منتظرا ن خداوند وارث زمین خواهند بود. 10 هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود. در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود. 11 و اما حلیما ن وارث زمین خواهند شد و از فراوانی سلامت ی متلذذ خواهند گردید. 12 شریر بر مرد عاد ل شورا می کند و دندانهای خود را بر او م یافشرد. 13 خداوند بر او خواهد خندید، زیرا می بیند که روز او می آید. 14 شریران شمشیر را برهنه کرده و کما ن را کشیده اند تا مسکی ن و فقیر را بیندازند و راست روان را مقتو ل سازند. 15 شمشیر ایشا ن به دل خود ایشان فرو خواهد رفت و کمانهای ایشان شکسته خواهد شد. 16 نعمت اندک یک مرد صالح بهتر اس ت، از اندوخته های شریران کثیر. 17 زیرا که بازوهای شریران ، شکسته خواهد شد. و اما صالحان را خداوند تأیید می کند. 18 خداوند روزهای کاملان را می داند و میرا ث ایشان خواهد بود تا ابدالآباد. 19 در زمان بلا خج ل نخواهند شد، و در ایام قحط سیر خواهند بود. 20 زیرا شریران هلاک می شوند و دشمنان خداوند مثل خرمی مرتعها فانی خواهند شد. بلی مثل دخان فانی خواهند گردید. 21 شریر قرض می گیرد و وفا نمی کند و اما صالح رحیم و بخشنده است . 22 زیرا آنان ی که از وی برکت یابند وارث زمین گردند. و اما آنان ی که ملعون وی اند، منقطع خواهند شد. 23 خداوند قدمهای انسان را مستحک م می سازد، و در طری قهایش سرور می دارد. 24 اگر چه بیفتد افکنده نخواهد شد زیرا خداوند دستش را می گیرد. 25 من جوان بودم و الآن پیر هست م و کتاب مزامیر / فصل سی و هفتم مرد صالح را هرگز مترو ک ندیده ام و نه نسلش را که گدای نان بشوند. 26 تمامی روز رئوف است و قرض دهنده ، و ذری ت او مبار ک خواهند بود. 27 از بدی برکنار شو و نیکویی بکن . پس ساکن خواهی بود تا ابدالآباد. 28 زیرا خداوند انصاف را دوست می دارد و مقدسا ن خود را تر ک نخواهد فرمود. ایشان محفوظ خواهند بود تا ابدالآباد. و اما نس ل شریر منقطع خواهد شد. 29 صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود. 30 دهان صالح حکمت را بیان می کند و زبان او انصاف را ذکر می نماید. 31 شریعت خدای وی در دل اوست . پس قدمهایش نخواهد لغزید. 32 شریر برای صالح کمین می کند و قصد قت ل وی می دارد. 33 خداوند او را در دست ش ترک نخواهد کرد و چون به داوری آید بر وی فتوا نخواهد داد. 34 منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار تا تو را ب ه وراثت زمین برافرازد. چون شریران منقطع شوند آن را خواهی دید. 35 شریر را دیدم که ظلم پیشه بود و مثل درخت بومی سبز خود را ب ه هر سو می کشید. 36 اما گذش ت و این ک نیس ت گردید و او را جستجو کردم و یافت نشد. 37 مرد کام ل را ملاحظ ه کن و مرد راس ت را ببین زیرا که عاقبت آن مرد سلامت ی است . 38 اما خطاکاران جمیعا هلاک خواهند گردید و عاقبت شریران منقطع خواهد شد 39 و نجات صالحان از خداوند است و در وقت تنگی او قلعه ایشان خواهد بود. 40 و خداوند ایشان را اعانت کرده ، نجا ت خواهد داد. ایشان را از شریران خلاص کرده ، خواهد رهانید زیرا بر او توک ل دارند. مزمور داود برا ی تذکر

Chapter 38

1 ای خداوند مرا در غض ب خود توبی خ منما و در خشم خویش تأدیبم مفرما. 2 زیرا که تیرهای تو در من فرو رفته و دست تو بر م ن فرود آمده است . 3 در جسد م ن به سبب غضب تو صحتی نیست و در استخوانهایم به سبب خطای خود م سلامتی نی . 4 زیرا گناهانم از سرم گذشته است . مثل بار گران از طاقتم سنگین تر شده . 5 جراحات من متعفن و مقروح شده است ، به سبب حماقت من . 6 به خود م یپیچم و بی نهایت منحنی شده ام . تمامی روز ماتم کنان تردد م یکنم . کتاب مزامیر / فصل سی و هشتم 7 زیرا کمر من از سوزش پر شده است و در جسد م ن صحتی نیست . 8 من بی حس و ب ینهایت کوفته شده ام و از فغا ن دل خود نعره می زنم . 9 ای خداوند تمامی آرزوی من در مد نظر تو اس ت و نال ههای من از تو مخفی نمی باشد. 10 دل من می طپد و قوتم از من رفته است و نور چشمان م نیز با من نیست . 11 دوستان و رفیقان م از بلای من برکنار می ایستند و خویشا ن من دور ایستاد هاند. 12 آنانی که قصد جانم دارند دام می گسترند و بداندیشان م سخنان فتنه انگیز می گویند و تمام روز حیله را تفکر م یکنند. 13 و اما من مثل کر نمی شنوم ؛ و مانند گنگم که دهان خود را باز نکند. 14 و مث ل کسی گردیده ام که نمی شنود و کس ی که در زبانش حجتی نباشد. 15 زیرا ک ه ای خداوند انتظار تو را می کشم . تو ا ی یهوه خدایم جواب خواهی داد. 16 چونکه گفت هام مبادا بر من شادی نمایند و چون پایم بلغزد بر م ن تکبر کنند. 17 زیرا که برای افتادن نصب شده ام و درد من همیشه پیش روی من است . 18 زیرا گنا ه خود را اخبار م ینمایم و از خطای خود غمگین هستم . 19 اما دشمنانم زنده و زورآورند و آنان ی که بی سبب بر من بغض می نمایند بسیارند، 20 و آنانی که به عوض نیکی به من بدی می رسانند. بر م ن عداوت می ورزند زیرا نیکوی ی را پیروی می کنم . 21 ای خداوند مرا ترک منما. ای خدای من از من دور مبا ش، 22 و برای اعانت من تعجیل فرما، ای خداوندی که نجات من هستی . برا ی یدوتو ن سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 39

1 گفتم راههای خود را حفظ خواهم کرد تا ب ه زبانم خطا نورز م. دهان خود را به لجام نگاه خواهم داشت ، مادامی که شریر پیش من است . 2 من گنگ بودم و خاموش و از نیکویی نیز سکوت کردم و درد م ن به حرکت آمد. 3 دلم در اندرونم گرم شد. چون تفکر می کردم آتش افروخته گردید. پس به زبان خود سخ ن گفتم . 4 ای خداوند اجل مرا بر م ن معلوم ساز و مقدار ایامم را که چیست تا بفهمم چه قدر فانی هستم . 5 اینک روزهایم را مث ل یک وجب ساخته ای و زندگانی ام در نظر تو هی چ است . یقینا هر آدمی محض بطالت قرار داده شد، سلاه . کتاب مزامیر / فصل سی و نهم 6 اینک انسان در خیال رفتار م یکند و مح ض بطالت مضطرب می گردد. ذخیره می کند و نم یداند کیست که از آن تمتع خواهد برد. 7 و الآن ای خداوند برای چه منتظر باشم ؟ امید من بر تو می باشد. 8 مرا از همه گناهانم برهان و مرا نزد جاهلان عار مگردا ن. 9 من گنگ بودم و زبا ن خود را باز نکرد م زیرا ک ه تو ای ن را کرده ای . 10 بلای خود را از من بردار زیرا که از ضرب دست تو من تلف می شوم . 11 چون انسان را به سبب گناهش به عتابها تأدیب می کنی ، نفایس او را مث ل بید می گذاری . یقینا هر انسان محض بطالت است ، سلا ه. 12 ای خداوند دعای مرا بشنو و ب ه فریاد م گوش بده و از اشکهای م ساکت مباش ، زیرا که من غریب هستم در نزد تو و نزیل هستم مثل جمیع پدران خود. 13 روی (خشم ) خود را از م ن بگردان تا فرحناک شوم قبل از آنک ه رحلت کنم و نایا ب گردم . برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 40

1 انتظار بسیار برای خداوند کشیده ام ، و به من مایل شده ، فریاد مرا شنید. 2 و مرا از چا ه هلاکت برآورد و از گل لجن و پایهای م را بر صخر ه گذاشته ، قدمهای م را مستحکم گردانید. 3 3 و سرودی تازه در دهانم گذارد یعنی حمد خدا ی ما را. بسیاری چون این را بینند ترسان شده ، بر خداوند توکل خواهند کرد. 4 4 خوشابحال کسی که بر خداوند توکل دارد و ب ه متکبرا ن ظالم و مرتدا ن دروغ مایل نشود. 5 ای یهوه خدای ما چه بسیار است کارهای عجیب که تو کرده ای و تدبیرهایی که برای ما نموده ای . در نزد تو آنها را تقویم نتوان کرد، اگر آنها را تقریر و بیان بکنم ، از حد شمار زیاده است . 6 در قربان ی و هدیه رغبت نداشتی . اما گوشهای مرا باز کرد ی. قربانی سوختنی و قربانی گناه اینک می آیم ! در طومار کتاب دربار ه من نوشته شده است . 8 در بجا » : را نخواستی . 7 آنگاه گفتم «. آوردن اراده تو ای خدا ی من رغبت می دارم و شریع ت تو در اندرو ن دل من است 9 در جماعت بزرگ به عدالت بشار ت داده ام . اینک لبهای خود را باز نخواهم داشت و تو ای خداوند می دانی . 10 عدالت تو را در دل خود مخفی نداشته ام . امانت و نجا ت تو را بیان کرده ام . رحمت و راستی تو را از جماعت بزرگ پنهان نکرده ام . 11 پس تو ای خداوند لطف خود را از من کتاب مزامیر / فصل چهلم باز مدار. رحمت و راستی تو دائما مرا محافظت کند. 12 زیرا که بلایای بیشمار مرا احاط ه می کند. گناهانم دور مرا گرفته است به حدی که نم یتوانم دید. از مویهای سر من زیاده است و دل من مرا ترک کرده است . 13 ای خداوند مرحمت فرموده ، مرا نجا ت بده . ای خداوند به اعانت من تعجیل فرما. 14 آنانی که قصد هلاکت جان من دارند، جمیعا خجل و شرمنده شوند، و آنانی که در بدی من رغبت دارند، به عقب برگردانیده و رسوا گردند. 15 آنانی که بر م ن هه هه می گویند، به سبب خجالت خویش حیران شوند. 16 و اما جمیع طالبان تو در تو وجد و شاد ی نمایند و آنانی که نجات تو را دوست دارند، دائما گویند که خداوند بزرگ است . 17 و اما من مسکین و فقیر هستم و خداوند دربار ه من تفکر می کند. تو معاو ن و نجا تدهنده من هستی . ای خدای من ، تأخیر مفرما. برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 41

1 خوشابحال کسی که برای فقیر تفکر می کند. خداوند او را در روز بلا خلاص ی خواهد داد. 2 خداوند او را محافظت خواهد کرد و زنده خواهد داشت . او در زمین مبار ک خواهد بود و او را به آرزوی دشمنانش تسلیم نخواهی کرد. 3 خداوند او را بر بستر بیماری تأیید خواهد نمود. تمامی خوابگا ه او را در بیمار یاش خواهی گسترانید. «. ای خداوند بر م ن رحم نما. جان مرا شفا بده زیرا به تو گناه ورزیده ام » : 4 من گفتم 5 دشمنانم درباره من به بدی سخن می گویند که کی بمیرد و نام او گم شود. 6 و اگر برا ی دیدن من بیاید، سخ ن باطل می گوید و دل ش در خود شرار ت را جمع می کند. چون بیرون رود آن را شایع می کند. 7 و جمیع خصمانم با یکدیگر بر م ن نمامی می کنند و درباره من بدی می اندیشند، 9 و «. حادثه ای مهلک بر او ریخته شده است . و حال که خوابیده است دیگر نخواهد برخاست » 8 که آن دوس ت خالص من که بر او اعتماد م یداشتم که نان مرا نیز می خورد، پاشنه خود را بر م ن بلند کرد. 10 و اما تو ای خداوند بر من رحم فرموده ، مرا برپا بدار تا مجازات بدیشان رسانم . 11 از این می دانم که در من رغبت داری زیرا که دشمن م بر من فخر نمی نماید. 12 و مرا ب ه سبب کمالم کتاب مزامیر / فصل چهل و یکم مستحکم نموده ای و مرا به حضور خویش دائما قائم خواهی نمود. 13 یهوه خدای اسرائیل متبارک باد. از ازل تا ب ه ابد. آمین و آمی ن. برا ی سالار مغنیا ن. قصید ه بن یقور ح

Chapter 42

1 چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان ای خدا جا ن من اشتیاق شدید برای تو دارد. 2 جان من تشنه خداست تشنه خدای حی، که کی بیایم و به حضور خدا حاضر شوم . 3 اشکهایم روز و شب نان من می بود، چون تمامی روز مرا می گفتند این را بیاد می آورم ، جان خود را بر خود می ریزم . چگونه با جماعت می رفتم و ایشان را به خانه خدا پیشروی می کردم ، ب ه آواز ترنم و تسبیح در گروه عید کنندگان . 4 چون «؟ خدای تو کجاست » : 5 ای جانم چرا منحنی شده ای و چرا در من پریشا ن گشته ای ؟ بر خدا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواه م گفت . 6 ای خدای من ، جانم در م ن منحنی شد. بنابراین تو را از زمین اردن یاد خواه م کرد، از کوههای حرمون و از جب ل مصغر. 7 لجه به لجه ندا می دهد از آواز آبشارها ی تو؛ جمی ع خیزابها و موجهای تو بر م ن گذشته است . 8 در روز خداوند رحمت خود را خواهد فرمود، و در شب سرود او ای صخره من چرا مرا فرامو ش » : با م ن خواهد بود و دعا نزد خدا ی حیات من . 9 به خدا گفت هام 10 دشمنانم به کوبیدگی در استخوانهایم «؟ کرده ای ؟ چرا به سبب ظلم دشمن ماتم کنان تردد بکنم «؟ خدای تو کجاست » : مرا ملامت می کنند، چونکه همه روزه مرا م یگویند 11 ای جان من چرا منحنی شده و چرا در م ن پریشان گشته ای ؟ بر خدا امید دار زیرا ک ه او را باز حمد خواه م گفت ، که نجات روی من و خدای من است . کتاب مزامیر / فصل چهل و دوم

Chapter 43

1 ای خدا مرا داور ی کن و دعوا ی مرا با قوم بی رحم فیصل فرما و از مرد حیله گر و ظالم مرا خلاصی ده . 2 زیرا تو خدای قوت من هستی . چرا مرا دور انداخت ی؟ چرا به سبب ستم دشمن ماتم کنان تردد بکنم ؟ 3 نور و راستی خود را بفرست تا مرا هدایت نمایند و مرا به کوه مقدس تو و مسکن های تو رسانند. 4 آنگاه به مذبح خدا خواهم رفت ، بسوی خدایی که سرور و خرم ی من است . و تو را ای خدا، خدا ی من با برب ط تسبیح خواهم خواند. 5 ای جان من چرا منحنی شده ای ؟ و چرا در من پریشا ن گشته ای ؟ امید بر خدا دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت ، که نجات روی من و خدا ی من است . برا ی سالار مغنیا ن. قصید ه بن یقور

Chapter 44

1 ای خدا به گوشهای خود شنیده ایم و پدران ما، ما را خبر داده اند، از کاری که در روزهای ایشان و در ایام سلف کرده ای . 2 تو به دست خود امت ها را بیرون کردی ، اما ایشان را غرس نمودی . قومها را تبا ه کردی ، اما ایشان را منتشر ساختی . 3 زیرا ک ه به شمشیر خود زمین را تسخیر نکردند و بازو ی ایشان ایشان را نجا ت نداد بلکه دست راست تو و بازو و نور روی تو. زیرا از ایشان خرسند بودی . 4 ای خدا تو پادشاه من هستی ، پس برنجات یعقوب امر فرما. 5 به مدد تو دشمنان خود را خواهیم افکند و به نام تو مخالفان خویش را پایمال خواهیم ساخت . 6 زیرا بر کمان خود توکل نخواهم داشت و شمشیرم مرا خلاصی نخواهد داد. 7 بلکه تو ما را از دشمنان ما خلاصی دادی و مبغضان ما را خجل ساختی . 8 تمامی روز بر خدا فخر خواهیم کرد و نا م تو را تا ب ه ابد تسبیح خواهیم خواند، سلا ه. 9 لیکن الآن تو ما را دور انداخته و رسوا ساخته ای و با لشکرهای ما بیرون نمی آیی . 10 و ما را از پیش دشمن روگردان ساخته ای و خصمان ما برای خویشتن تاراج می کنند. 11 ما را مثل گوسفندان برای خوراک تسلی م کرده ای و ما را در میان امت ها پراکنده ساخته ای . 12 قوم خود را بی بها فروختی و از قیمت ایشان نفع نبردی . 13 ما را نزد همسایگان ما عار کتاب مزامیر / فصل چهل و سوم و چهارم گردانیدی . اهانت و سخریه نزد آنانی که گرداگرد مایند. 14 ما را در میان امت ها ضرب المثل ساخته ای ، جنبانیدن سر در میان قوم ها؛ 15 و رسوایی من همه روزه در نظر من است و خجالت رویم مرا پوشانیده است ، 16 از آواز ملامت گو و فحا ش، از روی دشمن و انتقا م گیرنده . 17 این همه بر ما واق ع شد. اما تو را فرامو ش نکردیم و در عهد تو خیانت نورزیدی م. 18 دل ما به عقب برنگردید و پایهای ما از طریق تو انحراف نورزید. 19 هرچند ما را در مکان اژدرها کوبیدی و ما را به سایه موت پوشانیدی . 20 نام خدای خود را هرگز فرامو ش نکردیم و دست خود را به خدای غیر برنیفراشتیم . 21 آیا خدا این را غوررسی نخواهد کرد؟ زیرا او خفایای قلب را می داند. 22 هر آینه به خاطر تو تمامی روز کشته می شویم و مث ل گوسفندان ذبح شمرده می شویم . 23 ای خداوند بیدار شو! چرا خوابیده ای ؟ برخیز و ما را تا ب ه ابد دور مینداز. 24 چرا روی خود را پوشانیدی و ذلت و تنگ ی ما را فراموش کردی ؟ 25 زیرا که جا ن ما ب ه خاک خم شده است و شکم ما ب ه زمین چسبیده . 26 به جهت اعانت ما برخیز و بخاطر رحمانی ت خود ما را فدی ه ده . برا ی سالار مغنیا ن بر سوسنها. قصید ه بن یقور ح. سرود حبیبا

Chapter 45

1 دل من به کلام نیکو می جوشد. انشاء خود را درباره پادشاه می گویم . زبان من قلم کاتب ماهر اس ت. 2 تو جمیل تر هستی از بنی آدم و نعمت بر لبها ی تو ریخته شده است . بنابراین ، خدا تو را مبارک ساخته است تا ابدالآباد. 3 ای جبار شمشیر خود را بر را ن خود ببند، یعن ی جلال و کبریای ی خویش را. 4 و ب ه کبریایی خود سوار شد ه، غالب شو به جهت راستی و حلم و عدالت ؛ و دس ت راستت چیزهای ترسناک را به تو خواهد آموخت . 5 به تیرهای تیز تو ام تها زیر تو م یافتند و به دل دشمنان پادشاه فرو می رود. 6 ای خدا، تخت تو تا ابدالآباد است ؛ عصای راستی عصای سلطنت تو است . 7 عدالت را دوست و شرارت را دشمن داشتی . بنابراین ، خدا، خدای تو تو را به روغن شادمانی بیشتر از رفقایت مسح کرده است . 8 همه رختهای تو مر و عود و سلیخه است ، از قصرهای عاج ک ه به تارها تو را خوش ساختند. 9 دختران پادشاها ن از زنا ن نجیب تو هستند. ملکه به دست راست ت در طلای کتاب مزامیر / فصل چهل و پنجم اوفیر ایستاده است . 10 ای دختر بشنو و ببین و گو ش خود را فرادار، و قوم خود و خانه پدرت را فراموش کن ، 11 تا پادشا ه مشتاق جمال تو بشود، زیرا او خداوند تو است پس او را عبادت نما. 12 و دختر صور با ارمغان ی، و دولتمندا ن قوم رضامندی تو را خواهند طلبید. 13 دختر پادشاه تماما در اندرون مجید است و رختهای او با طلا مرصع است . 14 به لباس طرازدار نزد پادشاه حاضر می شود. باکره های همراهان او در عقب وی نزد تو آورده خواهند شد. 15 به شادمانی و خوشی آورده می شوند و به قصر پادشاه داخل خواهند شد. 16 به عو ض پدرانت پسرانت خواهند بود و ایشا ن را بر تمامی جهان سروران خواهی ساخت . 17 نام تو را در همه دهرها ذکر خواهم کرد. پس قوم ها تو را حمد خواهند گف ت تا ابدالآباد. برا ی سالار مغنیا ن. سرود بن یقور ح برعلامو ت

Chapter 46

1 خدا ملجا و قوت ماست ، و مددکاری که در تنگیها فورا یافت می شود. 2 پس نخواهیم ترسید، اگر چ ه جهان مبدل گردد و کوهها در قعر دریا ب ه لرزش آید. 3 اگر چه آبهایش آشوب کنند و ب ه جوش آیند و کوهها از سرکشی آن متزلزل گردند، سلاه . 4 نهری است که شعبه هایش شهر خدا را فرحناک می سازد و مسکن قدوس حضرت اعلی ' را. 5 خدا در وسط اوست پس جنبش نخواهد خورد. خدا او را اعانت خواهد کرد در طلوع صبح . 6 امت ها نعره زدند و مملکتها متحر ک گردیدند. او آواز خود را داد. پس جهان گداخته گردید. 7 یهوه صبایوت با ماست ، و خدای یعقوب قلعه بلند ما، سلا ه. 8 بیایید کارها ی خداوند را نظاره کنید، که چه خرابیها در جهان پیدا نمود. 9 او جنگها را تا اقصای جهان تسکین می دهد؛ کمان را م یشکند و نیزه را قطع می کند و اراب هها را ب ه آتش می سوزاند. 10 بازایستید و بدانید که من خدا هستم ؛ در میان امت ها، متعال و در جهان ، متعال خواهم شد. 11 یهوه صبایوت با ماست و خدا ی یعقوب قلعه بلند ما، سلا ه. کتاب مزامیر / فصل چهل و ششم برا ی سالار مغنیا ن. مزمور بن یقور ح

Chapter 47

1 ای جمیع امت ها دست ک زنید. نزد خدا به آواز شادی بانگ برآورید. 2 زیرا خداوند متعال و مهیب است و بر تمامی جهان خدای بزرگ . 3 قوم ها را در زیر ما مغلو ب خواهد ساخت و طایفه ها را در زیر پایهای ما. 4 میراث ما را برای ما خواهد برگزید یعنی جلالت یعقوب را ک ه دوس ت می دارد، سلاه . 5 خدا به آواز بلند صعود نموده است ؛ خداوند به آواز کرنا. 6 تسبیح بخوانید، خدا را تسبی ح بخوانید. تسبیح بخوانید، پادشا ه ما را تسبیح بخوانید. 7 زیرا خدا پادشاه تمامی جهان است . به خردمندی تسبیح بخوانید. 8 خدا بر ام تها سلطنت می کند. خدا بر تخت قدس خود نشسته است . 9 سروران قوم ها با قوم خدای ابراهی م جمع شده اند زیرا که سپرهای جهان از آن خداست . او بسیار متعال می باشد. سرود و مزمور بن یقور ح

Chapter 48

1 خداوند بزرگ است و بی نهایت مجید، در شهر خدای ما و در کوه مقدس خویش . 2 جمیل در بلندی اش و شاد ی تمامی جهان است کوه صهیون ، در جوانب شمال ، قری ه پادشاه عظیم . 3 خدا در قصرهای آن به ملجای بلند معروف است . 4 زیرا اینک پادشاهان جمع شدند، و با هم درگذشتند. 5 ایشان چون دیدند متعجب گردیدند. و در حیرت افتاده ، فرار کردند. 6 لرزه بر ایشان در آنجا مستولی گردید و درد شدید مث ل زنی که می زاید. 7 تو کشتیهای ترشیش را ب ه باد شرق ی شکستی . 8 چنانکه شنیده بودیم ، همچنان دیده ایم ، در شهر یهوه صبایوت ، در شهر خدای ما؛ خدا آن را تا ابدالآباد مستحک م خواهد ساخت ، سلا ه. 9 ای خدا در رحمت تو تفکر کرده ایم ، در اندرون هیکل تو. 10 ای خدا چنانکه نام تو است ، همچنان تسبیح تو نیز تا اقصای زمین . دست راست تو از عدالت پر است . 11 کوه صهیون شادی می کند و دخترا ن یهودا به وجد می آیند، به سبب داوریهای تو. 12 صهیون را طواف کنید و گرداگرد او بخرامید و برجهای وی را کتاب مزامیر / فصل چهل و هفتم و هشتم بشمارید. 13 دل خود را ب ه حصارهایش بنهید و در قصرهایش تأمل کنید تا طبقه آینده را اطلاع دهید. 14 زیرا ای ن خدا، خدا ی ماست تا ابدالآباد و ما را تا ب ه موت هدایت خواهد نمود. برا ی سالار مغنیا ن. مزمور بن یقور ح

Chapter 49

1 ای تمامی قوم ها این را بشنوید! ای جمیع سکنه ربع مسکون ای ن را گوش گیرید! 2 ای عوام و خوا ص! ای دولتمندان و فقیران جمیعا! 3 زبانم به حکمت سخن می راند و تفکر دل من فطانت است . 4 گوش خود را ب ه مثلی فرا م یگیرم . معمای خویش را بر بربط می گشایم . 5 چرا در روزهای بلا ترسان باشم ، چون گناه پاشنه هایم مرا احاطه می کند؛ 6 آنانی که بر دولت خود اعتماد دارند و بر کثرت توانگری خویش فخر می نمایند. 7 هیچ کس هرگز برا ی برادر خود فدیه نخواهد داد و کفاره او را به خدا نخواهد بخشید. 8 زیرا فدیه جان ایشان گران بهاست و ابدا بدان نمی توان رسید 9 تا زنده بماند تا ابدالآباد و فساد را نبیند. 10 زیرا م یبیند ک ه حکیمان می میرند و جاهلان و ابلهان با هم هلاک می گردند و دولت خود را برای دیگران ترک می کنند. 11 فکر دل ایشان این است که خانه های ایشان دائمی باشد و مسکنهای ایشان دوربه دور؛ و نامها ی خود را بر زمینهای خود م ینهند. 12 لیکن انسان در حرم ت باقی نمی ماند، بلکه مثل بهایم است که هلاک می شود. 13 این طریقه ایشان ، جهالت ایشان است و اعقا ب ایشان سخن ایشان را می پسندند، سلا ه. 14 مثل گوسفندان در هاویه رانده می شوند و موت ایشان را شبانی می کند و صبحگاهان راستان بر ایشان حکومت خواهند کرد و جمال ایشان در هاویه پوسیده خواهد شد تا مسکنی برای آن نباشد. 15 لیکن خدا جان مرا از دست هاویه نجات خواهد داد زیرا که مرا خواهد گرفت ، سلا ه. 16 پس ترسان مباش ، چون کسی دولتمند گردد و جلال خانه او افزوده شود! 17 زیرا چون بمیرد، چیزی از آن نخواهد برد و جلالش در عقب او فرو نخواهد رفت . 18 زیرا در حیات خود، خویشتن را مبار ک می خواند؛ و چون بر خود احسا ن می کنی ، مردم ترا م یستایند. 19 لیکن به طبقه پدران خود خواهد پیوست که نور را تا به ابد نخواهند دید. 20 انسانی که در حرمت است و فهم ندارد، مثل بهایم است که هلاک می شود. کتاب مزامیر / فصل چهل و نهم مزمور آسا ف

Chapter 50

1 خدا، خدا یهو ه تکلم می کند و زمین را از مطلع آفتاب تا ب ه مغربش می خواند. 2 از صهیون که کمال زیبایی است ، خدا تجلی نموده است . 3 خدای ما م یآید و سکوت نخواهد نمود. آتش پیش روی او م یبلعد و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود. 4 آسمان را از بالا مقدسان مرا نزد من جمع کنید، که عهد را با » می خواند و زمی ن را، تا قوم خود را داور ی کند: 5 verse five has no content 6 و آسمانها از انصا ف او خبر خواهند داد، زیرا خدا خود داور اس ت، سلا ه. «. من به قربانی بسته اند 7 ای قوم من بشنوتا سخن گویم ، و ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم که خدا، خدای تو » من هستم . 8 درباره قربانی هایت تو را توبیخ نمی کنم و قربان یهای سوختنی تو دائما در نظر م ن است . 9 گوساله ای از خانه تو نمی گیرم و نه بزی از آغل تو. 10 زیراکه جمیع حیوانات جنگل از آن منند و بهایمی که بر هزارا ن کوه می باشند. 11 همه پرندگا ن کوهها را می شناسم و وحو ش صحرا نزد من حاضرند. 12 اگر گرسنه می بودم تو را خبر نمی دادم ، زیرا ربع مسکون و پری آن از آن من است . 13 آیا گوشت گاوان را بخورم و خو ن بزها را بنوشم ؟ 14 برای خدا قربانی تشکر را بگذرا ن، و نذرهای خویش را به حضرت اعلی وفا نما. 15 پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو را خلاصی دهم و «. مرا تمجید بنمای ی 16 ترا چه کار است که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا به » : و اما به شریر خدا می گوید زبان خود بیاوری ؟ 17 چونکه تو از تأدیب نفرت داشته ای و کلام مرا پشت سر خود انداخت های . 18 چون دزد را دید ی او را پسند کردی و نصیب تو با زناکاران است . 19 دهان خود را به شرارت گشوده ای و زبانت حیله را اخترا ع می کند. 20 نشسته ای تا به ضد برادر خود سخ ن رانی و درباره پسر مادر خویش غیبت گویی . 21 این را کردی و من سکو ت نمودم . پس گمان بردی ک ه من مثل تو هستم . لیکن تو را توبیخ خواهم کرد. و ای ن را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد. 22 ای فراموش کنندگان خدا، در ای ن تفکر کنید! مبادا شما را بدر م و رهاننده ای نباشد. 23 هر که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید می کند، و آنک ه طریق خود را راس ت سازد، نجات خدا را ب ه وی نشان «. خواهم داد کتاب مزامیر / فصل پنجاهم برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود وقت ی ک ه ناتا ن نب ی بعد از در آمدن ش ب ه بتشب ع نزد او آمد

Chapter 51

1 ای خدا ب ه حسب رحمت خود بر م ن رحم فرما؛ ب ه حسب کثرت رأفت خویش گناهانم را محو ساز. 2 مرا از عصیانم به کلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر ک ن. 3 زیرا که من به معصیت خود اعترا ف می کنم و گناهم همیشه در نظر م ن است . 4 به تو و به تو تنها گناه ورزیده ، و در نظر تو این بدی را کرده ام ، تا در کلا م خود مصد ق گردی و در داور ی خویش مزکی ' شوی . 5 اینک در معصیت سرشته شدم و مادر م در گناه به من آبستن گردید. 6 اینک به راستی در قلب راغب هستی . پس حکمت را در باط ن من به من بیاموز. 7 مرا با زوفا پاک ک ن تا طاهر شوم . مرا شست و شو کن تا از برف سفیدتر گردم . 8 شادی و خرم ی را به من بشنوان تا استخوانهایی که کوبیده ای به وجد آید. 9 روی خود را از گناهانم بپوشان و همه خطایای مرا محو کن . 10 ای خدا دل طاهر در من بیافرین و روح مستقیم در باطنم تازه بساز. 11 مرا از حضور خود مینداز، و روح قدوس خود را از من مگیر. 12 شادی نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد مرا تأیید فرما. 13 آنگاه طریق تو را به خطاکاران تعلیم خواهم داد، و گناه کاران بسوی تو بازگشت خواهند نمود. 14 مرا از خونها نجا ت ده ! ای خدایی که خدای نجات من هستی ! تا زبان م به عدالت تو ترنم نماید. 15 خداوندا لبهایم را بگشا تا زبانم تسبیح تو را اخبار نماید. 16 زیرا قربانی را دوست نداشتی والا می دادم . قربانی سوختنی را پسند نکردی . 17 قربانی های خدا روح شکسته است . خدایا دل شکسته و کوبیده را خوار نخواه ی شمرد. 18 به رضامندی خود بر صهیون احسان فرما و حصارهای اورشلیم را بنا نما. 19 آنگاه از قربان یهای عدال ت و قربان یهای سوختنی تمام راضی خواهی شد و گوسال هها بر مذبح تو خواهند گذرانید. کتاب مزامیر / فصل پنجاه و یکم برا ی سالار مغنیا ن. قصید ه داود وقت ی ک ه دوآ غ ادوم ی آمد و شاؤ ل را خبر داد ه، گف ت ک ه داود ب ه خان ه اخیمل ک رف

Chapter 52

1 ای جبار چرا از بدی فخر م یکنی ؟ رحمت خدا همیشه باقی است . 2 زبان تو شرارت را اختراع می کند، مثل استره تیز، ای حیله ساز! 3 بدی را از نیکویی بیشتر دوست می داری و دروغ را زیادتر از راس ت گویی ، سلا ه. 4 همه سخنان مهلک را دوست می داری ، ای زبان حیله باز! 5 خدا نیز تو را تا به ابد هلاک خواهد کرد و تو را ربود ه، از مسکن تو خواهد کند و ریشه هان » تو را از زمی ن زندگان ، سلا ه. 6 عادلان این را دیده ، خواهند ترسید و بر او خواهند خندید: 7 این کسی است که خدا را قلعه خویش ننمود بلکه به کثرت دولت خود توک ل کرد و از بدی «. خویش خود را زورآور ساخ ت 8 و اما م ن مثل زیتو ن سبز در خان ه خدا هستم . به رحمت خدا توکل می دارم تا ابدالآباد. 9 تو را همیش ه حمد خواهم گف ت، زیرا تو ای ن را کرده ای . و انتظار نا م تو را خواهم کشید زیرا نزد مقدسا ن تو نیکوس ت. برا ی سالار مغنیا ن بر ذوا ت اوتار. قصید ه داود

Chapter 53

1 احمق در د ل خود م یگوید که خدایی نیست . فاسد شده ، شرارت مکروه کرده اند و نیکوکار ی نیست . 2 خدا از آسمان بر بنی آدم نظر انداخ ت تا ببیند که فهیم و طالب خدایی هست . 3 همه ایشان مرتد شد ه، با هم فاسد گردیده اند. نیکوکاری نیست یکی هم نی . 4 آیا گناهکاران بی معرفت هستند که قوم مرا می خورند چنانکه نان می خورند و خدا را نم یخوانند؟ 5 آنگاه سخت ترسان شدند، جایی که هیچ ترس نبود. زیرا خدا استخوانهای محاصره کننده تو را از هم پاشید. آنها را خجل ساخته ای زیرا خدا ایشان را رد نموده است . 6 کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهر می شد. وقتی که خدا اسیری قو م خویش را برگرداند، یعقو ب وجد خواهد نمود و اسرائی ل شادی خواهد کرد. کتاب مزامیر / فصل پنجاه و دوم و سوم برا ی سالار مغنیا ن. قصید ه داود بر ذوا ت اوتار وقت ی ک ه زیفیا ن نزد شاؤ ل آمد ه، گفتند آیا داود نزد ما خود را پنها ن نم یکند

Chapter 54

1 ای خدا به نام خود مرا نجا ت بده و به قوت خویش بر من داوری نما. 2 ای خدا دعای مرا بشنو و سخنان زبانم را گوش بگیر. 3 زیرا بیگانگان به ضد من برخاسته اند و ظالما ن قصد جا ن من دارند؛ و خدا را در مد نظر خود نگذاشت هاند، سلا ه. 4 اینک خدا مددکار م ن است . خداوند از تأیید کنندگا ن جان من است . 5 بدی را بر دشمنان من خواهد برگردانید. به راستی خود ریشه ایشان را بک ن. 6 قربانی های تبرعی نزد تو خواهم گذرانید و نام تو را ای خداوند حمد خواهم گفت زیرا نیکوست ، 7 چونکه از جمیع تنگیها مرا خلاصی داده ای ، و چشم من بر دشمنان م نگریسته است . برا ی سالار مغنیا ن. قصید ه داود بر ذوا ت اوتار

Chapter 55

1 ای خدا ب ه دعا ی من گوش بگیر و خود را از تضر ع من پنهان مکن ! 2 به من گوش فراگیر و مرا مستجاب فرما! زیرا که در تفکر خود متحیر م و ناله می کنم 3 از آواز دشمن و به سبب ظلم شریر، زیرا که ظلم بر م ن می اندازند وبا خش م بر م ن جفا م یکنند. 4 دل من در اندرونم پیچ و تا ب می کند، و ترسها ی موت بر من افتاده است . 5 ترس و لرز ب ه من در آمده است . وحشتی هولناک مرا در گرفت ه است . 6 و گفتم کاش که مرا بالها مث ل کبوتر می بود تا پرواز کرده ، استراحت می یافتم . 7 هرآینه بجای دور م یپریدم ، و در صحرا مأوا می گزیدم ، سلا ه. سلا ه. 8 می شتافتم بسوی پناهگاهی از باد تند و از طوفان شدید. 9 ای خداوند آنها را هلاک کن و زبانهایشان را تفریق نما زیرا که در شهر ظلم و جنگ دیده ام . 10 روز و شب بر حصارهایش گردش می کنند و شرار ت و مشقت در میانش می باشد. 11 فسادها در میان وی است و جور و حیله از کوچه هایش دور نمی شود. 12 زیرا دشمن نبود که مرا ملامت می کرد والا تحمل می کردم ؛ و خصم من نبود که بر م ن سربلندی می نمود؛ والا خود را از وی پنهان می ساختم ، 13 بلکه تو بودی ای مرد نظیر من ! ای یار خالص و دوس ت صدیق من ! 14 که کتاب مزامیر / فصل پنجاه و چهارم و پنجم با یکدیگر مشور ت شیرین می کردیم و ب ه خانه خدا در انبوه می خرامیدیم . 15 موت بر ایشا ن ناگهان آید و زنده بگور فرو روند. زیرا شرار ت در مسکن های ایشان و در میان ایشان است . 16 و اما من نزد خدا فریاد می کنم و خداوند مرا نجات خواهد داد. 17 شامگاهان و صب ح و ظهر شکایت و نال ه می کنم و او آواز مرا خواهد شنید. 18 جانم را از جنگی که بر م ن شده بود، بسلامتی فدیه داده است . زیرا بسیاری با م ن مقاومت می کردند. 19 خدا خواهد شنید و ایشا ن را جواب خواهد داد، او که از ازل نشسته است ، سلاه . زیراکه در ایشان تبدیلها نیست و از خدا نمی ترسند. 20 دست خود را بر صل حاندیشان خویش دراز کرده ، و عهد خوی ش را شکسته است . 21 سخنان چرب زبانش نرم ، لیکن دلش جنگ است . سخنانش چرب تر از روغن لیکن شمشیرهای برهنه است . 22 نصیب خود را ب ه خداوند بسپار و تو را رز ق خواهد داد. او تا ب ه ابد نخواهد گذاشت که مرد عادل جنبش خورد. 23 و تو ا ی خدا ایشان را ب ه چاه هلاکت فرو خواه ی آورد. مردمان خون ریز و حیل هساز، روزهای خود را نیم ه نخواهند کرد. لیکن من بر تو توکل خواهم داش ت. برا ی سالار مغنیا ن بر فاخت ه ساک ت در بلاد بعید ه. مکتو م داود وقت ی ک ه فلسطینیا ن او را در جت گرفتند

Chapter 56

1 ای خدا بر من رحم فرما، زیرا که انسان مرا ب ه شدت تعاقب می کند. تمامی روز جن گ کرده ، مرا اذی ت می نماید. 2 خصمانم تمامی روز مرا ب ه شدت تعاقب می کنند. زیرا که بسیاری با تکبر با م ن می جنگند. 3 هنگامی که ترسان شوم ، م ن بر تو توکل خواهم داشت . 4 در خدا کلام او را خواهم ستود. بر خدا توکل کرده ، نخواه م ترسید. انسان به من چه می تواند کرد؟ 5 روزه سخنان مرا منحر ف می سازند. همه فکرهای ایشان درباره من برشرارت است . 6 ایشان جمع شده ، کمین می سازند. بر قدمهای من چش م دارند زیرا قصد جان من دارند. 7 آیا ایشان به سبب شرارت خود نجات خواهند یافت ؟ ا ی خدا ام تها را در غض ب خویش بینداز. 8 تو آوارگیهای مرا تقریر کرده ای . اشکهایم را در مشک خود بگذار. آیا این در دفتر تو نیست ؟ 9 آنگاه در روز ی که تو را بخوانم دشمنانم روخواهند گردانید. این را می دانم زیرا خدا با م ن است . کتاب مزامیر / فصل پنجاه و ششم 10 در خدا کلام او را خواهم ستود. در خداوند کلام او را خواهم ستود. 11 بر خدا توک ل دارم پس نخواهم ترسید. آدمیان به من چه می توانند کرد؟ 12 ای خدا نذرهای تو بر من است . قربانی های حمد را نزد تو خواهم گذرانید. 13 زیرا که جانم را از موت رهانیده ای . آیا پایهایم را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت تا در نور زندگا ن به حضور خدا سال ک باشم ؟ برا ی سالار مغنیا ن برلاتهل ک. مکتو م داود وقت ی ک ه از حضور شاؤ ل ب ه مغار ه فرار کرد

Chapter 57

1 ای خدا بر من رحم فرما، بر من رحم فرما! زیرا جانم در تو پنا ه می برد، و در سای ه بالهای تو پناه می برم تا این بلایا بگذرد. 2 نزد خدای تعالی آواز خواهم داد، نزد خدایی که همه چیز را برایم تمام می کند. 3 از آسمان فرستاده ، مرا خواهد رهانید. زیرا تعاقب کننده سخت من ملامت می کند، سلاه . خدا رحمت و راستی خود را خواهد فرستاد. 4 جان من در میان شیران است . در میان آتش افروزان می خوابم یعنی آدمیانی که دندانهایشان نیزه ها و تیرهاست و زبان ایشان شمشیر برند ه است . 5 ای خدا بر آسمانها متعا ل شو و جلال تو بر تمامی جها ن. 6 دامی برای پایهایم مهیا ساختند و جانم خم گردید. چاهی پیش رویم کندند، و خود در میانش افتادند، سلاه . 7 دل من مستحکم است ؛ خدایا دل من مستحکم است . سرود خواهم خواند و ترنم خواهم نمود. 8 ای جلال من بیدار شو! ای بربط و عود بیدار شو! صبحگاهان من بیدار خواه م شد. 9 ای خداوند تو را در میا ن امت ها حمد خواهم گفت . تو را در میان قوم ها تسبیح خواهم خواند. 10 زیرا رحمت تو تا آسمانها عظیم است و راستی تو تا افلا ک. 11 خدایا بر آسمانها متعال شو، و جلا ل تو بر تمامی جها ن. کتاب مزامیر / فصل پنجاه و هفتم برا ی سالار مغنیا ن برلاتهل ک. مکتو م داو

Chapter 58

1 آیا فی الحقیقت به عدالتی که گنگ است سخن می گویید؟ و ا ی بنی آدم ، آیا به راست ی داوری می نمایید؟ 2 بلکه در دل خود شرارتها ب ه عمل می آورید و ظلم دستهای خود را در زمین از میزان درمی کنید. 3 شریران از رحم منحرف هستند، از شک م مادر دروغ گفت ه، گمراه می شوند. 4 ایشان را زهر ی است مثل زهر مار؛ مث ل افعی کر که گوش خود را م یبندد 5 که آواز افسونگران را نمی شنود، هر چند ب ه مهارت افسون می کند. 6 ای خدا دندانهایشان را در دهانشا ن بشکن . ای خداوند دندانهای شیران را خرد بشکن . 7 گداخته شده ، مثل آب بگذرند. چون او تیرهای خود را م یاندازد، در ساعت منقطع خواهند شد. 8 مثل حلزون که گداخته شده ، م یگذرد. مثل سقط زن ، آفتاب را نخواهند دید. 9 قبل از آنکه دیگهای شما آتش خارها را احسا س کند، آنها را چه تر و چه خشک خواهد رف ت. 10 مرد عادل چون انتقام را دید شادی خواهد نمود. پایهای خود را به خون شریر خواهد هرآینه ثمره ای برای عادلان هست . هر آین ه خدایی هست که » : شست . 11 و مردم خواهند گف ت «. در جهان داوری می کند برا ی سالار مغنیا ن بر لاتهل ک. مکتو م داود وقت ی ک ه شاؤ ل فرستاد ک ه خان ه را کشی ک بکشند تا او را بکشند

Chapter 59

1 ای خدایم مرا از دشمنانم برهان ! مرا از مقاومت کنندگانم برافراز! 2 مرا از گناهکاران خلاصی ده ! و از مردما ن خون ریز رهای ی بخش ! 3 زیرا اینک برای جانم کمین می سازند و زورآورا ن به ضد م ن جمع شده اند، بدون تقصیر من ای خداوند و بدون گناه من . 4 بی قصور م ن می شتابند و خود را آماد ه می کنند. پس برای ملاقات من بیدار شو و ببی ن. 5 اما تو ای یهو ه، خدای صبایوت ، خدا ی اسرائیل ، بیدار شد ه، همه امت ها را مکافا ت برسان و بر غداران بدکار شفقت مفرما، سلاه . 6 شامگاهان برمی گردند و مث ل سگ بانگ می کنند و در شهر دور می زنند. 7 از دهان «؟ کیست که بشنود » : خود بد ی را فروم یریزند. در لبها ی ایشان شمشیرهاست . زیرا م یگویند کتاب مزامیر / فصل پنجاه و هشتم و نهم 8 و اما تو ای خداون ، د بر ایشان خواهی خندید و تمامی ام تها را استهزا خواهی نمود. 9 ای قوت من ، بسوی تو انتظار خواهم کشید زیرا خدا قلعه بلند من است . 10 خدای رحمت من پیش روی من خواهد رفت . خدا مرا بردشمنانم نگران خواهد ساخت . 11 ایشان را ب ه قتل مرسان . مبادا قوم من فراموش کنند. ایشان را ب ه قوت خود پراکند ه ساخته ، ب ه زیر انداز، ای خداوند ک ه سپر ما هستی ! 12 به سبب گناه زبان و سخنا ن لبهای خود، در تکبر خویش گرفتار شوند؛ و ب ه عوض لعنت و دروغی که می گویند، 13 ایشان را فانی کن ، در غضب فانی کن تا نیست گردند و بدانند که خدا در یعقو ب تا اقصای زمین سلطنت می کند. سلاه . 14 و شامگاهان برگردیده ، مثل سگ بانگ زنند و در شهر گرد ش کنند. 15 و برا ی خوراک پراکنده شوند و سیر نشد ه، ش ب را بسر برند. 16 و اما من قوت تو را خواهم سرایید و بامدادان از رحمت تو ترن م خواهم نمود. زیرا قلعه بلند م ن هستی و در روز تنگی ملجای منی . 17 ای قوت من برای تو سرود می خوانم ، زیرا خدا قلعه بلند من است و خدا ی رحمت من . برا ی سالار مغنیا ن بر سوسن شهاد ت. مکتو م داود برا ی تعلی م وقت ی ک ه با ارم نهری ن و ارم صوب ه از در مقاتل ه بیرو ن آمد و یوآ ب برگشت ه، دوازد ه هزار نفر از ادومیا ن را در واد ی المل ح کش ت

Chapter 60

1 ای خدا ما را دور انداخته ، پراکنده ساخته ای ! خشمناک بودی ، بسو ی ما رجوع فرما! 2 زمین را متزلزل ساخته ، آن را شکافت های ! شکستگیهایش را شفا د ه زیرا ب ه جنبش آمده است . 3 چیزهای مشکل را به قوم خود نشا ن داده ای . باده سرگردانی به ما نوشانید های . 4 علمی به ترسندگان خود داده ای تا آن را برای راستی برافرازند، سلاه . 5 تا حبیبا ن تو نجا ت یابند. به دست راست خود نجات ده و مرا مستجا ب فرما. 6 خدا در قدوسیت خود سخن گفته شکیم را تقسیم می کنم و واد ی سکوت را خواهم پیمود. 7 جلعاد از » : است . پس وجد خواهم نمود آن من است ، منس ی از آن من . افرایم خود سر من است و یهودا عصا ی سلطنت من . 8 موآب ظرف طهارت من است و بر ادوم کفش خود را خواه م انداخت . ای فلسطین برای من بانگ «! برآور کتاب مزامیر / فصل شصتم 9 کیست که مرا ب ه شهر حصین درآورد؟ و کیست که مرا به ادوم رهبری کند؟ 10 مگر نه تو ای خدا که ما را دور انداخته ای و با لشکرهای ما ای خدا بیرون نمی آیی ؟ 11 مرا از دشمن اعانت فرما زیرا معاونت انسان باطل است . 12 با خدا ظفر خواهیم یافت . زیرا اوست که دشمنان ما را پایمال خواهد کرد. برا ی سالار مغنیا ن برذوا ت اوتار. مزمور داو

Chapter 61

1 ای خدا فریاد مرا بشنو و دعا ی مرا اجاب ت فرما! 2 از اقصا ی جهان تو را خواهم خواند، هنگامی که دلم بیهوش می شود. مرا ب ه صخره ای که از من بلندتر است هدایت نما. 3 زیرا که تو ملجای من بوده ای و برج قوی از روی دشمن . 4 در خیم ه تو ساکن خواهم بود تا ابدالآباد. زیر سایه بالهای تو پناه خواهم برد، سلا ه. 5 زیرا تو ا ی خدا نذرهای مرا شنیده ای و میرا ث ترسندگان نام خود را ب ه من عطا کرده ای . 6 بر عمر پادشاه روزها خواه ی افزود و سالها ی او تا نسل ها باقی خواهد ماند. 7 به حضور خدا خواهد نشست تا ابدالآباد. رحمت و راستی را مهیا کن تا او را محافظت کنند. 8 پس نام تو را تا ب ه ابد خواهم سرایید تا هر روز نذرها ی خود را وفا کن م. برا ی یدوتو ن سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 62

1 جان من فقط برای خدا خاموش می شود زیرا که نجات من از جانب اوست . 2 او تنها صخر ه و نجات من است و قلعه بلند من . پس بسیار جنبش نخواهم خورد. 3 تا به کی بر مردی هجوم می آورید تا همگ ی شما او را هلاک کنید مثل دیوار خمشده و حصار جنب ش خورده ؟ 4 در ای ن فقط مشورت می کنند که او را از مرتب هاش بیندازند. و درو غ را دوست می دارند. به زبان خود برکت می دهند و در د ل خود لعن ت می کنند، سلاه . کتاب مزامیر / فصل شصت و یکم و دوم 5 ای جان من ، فقط برای خدا خاموش شو زیرا که امید م ن از وی است . 6 او تنها صخر ه و نجات من است و قلعه بلند من تا جنبش نخورم . 7 برخداست نجات و جلال من . صخره قوت من و پناه من در خداس ت. 8 ای قوم همه وقت بر او توکل کنید و دلهای خود را ب ه حضور وی بریزید. زیرا خدا ملجای ماست ، سلا ه. 9 البته بنی آدم بطالت اند و بنی بشر دروغ . در ترازو بالا م یروند زیرا جمیعا از بطالت سبکترند. 10 بر ظل م توکل مکنید و بر غار ت مغرور مشوید. چون دولت افزوده شود د ل در آن مبندید. 11 خدا یک بار گفت ه است و دو بار ای ن را شنیده ام که قوت از آن خداست . 12 ای خداوند رحم ت نیز از آن تو است ، زیرا ب ه هر کس موافق عملش جزا خواه ی داد. مزمور داود هنگام ی ک ه در صحرا ی یهودا بود

Chapter 63

1 ای خدا، تو خدا ی من هستی . در سحر تو را خواهم طلبید. جان من تشنه تو است و جسدم مشتاق تو در زمین خشک تشنه بی آب . 2 چنانکه در قدس بر تو نظر کردم تا قوت و جلا ل تو را مشاهده کنم . 3 چونکه رحمت تو از حیات نیکوتر است . پس لبهای من ترا تسبی ح خواهد خواند. 4 از این رو تا زنده هستم تو را متبارک خواهم خواند. و دستهای خود را به نام تو خواهم برافراشت . 5 جان من سیر خواهد شد چنانکه از مغز و پی ه، و زبا ن من به لبهای شادمان ی تو را حمد خواهد گفت ، 6 چون تو را بر بستر خود یاد م یآورم و در پاسهای شب در تو تفکر می کنم . 7 زیرا تو مددکار من بوده ای و زیر سایه بالهای تو شادی خواهم کرد. 8 جان من به تو چسبیده است و دست راست تو مرا تأیید کرده است . 9 و اما آنانی که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد و در اسف ل زمین فرو خواهند رف ت. 10 ایشان به دم شمشیر سپرده می شوند و نصیب شغالها خواهند شد. 11 اما پادشا ه در خدا شاد ی خواهد کرد و هر ک ه بدو قسم خورد، فخر خواهد نمود، زیرا دهان دروغ گویان بسته خواهد گردید. کتاب مزامیر / فصل شصت و سوم برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود

Chapter 64

1 ای خدا وقتی که تضرع می نمایم ، آواز مرا بشنو و حیاتم را از خو ف دشمن نگاه دار! 2 مرا از مشاورت شریران پنهان کن و از هنگام ه گناهکاران . 3 که زبان خود را مث ل شمشیر تیز کرده اند و تیرهای خود یعن ی سخنان تلخ را بر ز ه آراسته اند. 4 تا در کمینها ی خود بر مرد کامل بیندازند. ناگهان بر او می اندازند و نم یترسند. 5 خویشتن را برای کار زشت تقویت می دهند. 6 کارهای بد را تدبیر «؟ کیست که ما را ببیند » : درباره پنهان کردن دامها گفتگو م یکنند. می گویند و اندرو ن و قلب هر ی ک از ایشان عمیق است . «. تدبیر نیکو کرده ایم » : می کنند و م یگویند 7 اما خدا تیرها بر ایشا ن خواهد انداخ ت و ناگهان جراحت های ایشان خواهد شد، 8 و زبانهای خود را برخود فرود خواهند آورد و هر که ایشان را بیند فرار خواهد کرد. 9 و جمی ع آدمیان خواهند ترسید و کار خدا را اعلام خواهند کرد و عمل او را درک خواهند نمود. 10 و مرد صالح در خداوند شادی می کند و بر او توک ل می دارد و جمیع راست دلان ، فخر خواهند نمود. برا ی سالار مغنیا ن. مزمور و سرود داود

Chapter 65

1 ای خدا، تسبیح در صهیو ن منتظر توست ، و نذرها برای تو وفا خواهد شد. 2 ای که دعا م یشنوی ، نزد تو تمامی بشر خواهند آمد! 3 گناهان بر م ن غالب آمده است . تو تقصیرهای مرا کفاره خواهی کرد. 4 خوشابحال کسی که او را برگزیده و مقرب خود ساخته ای تا به درگاههای تو ساکن شود. از نیکویی خان ه تو سیر خواهیم شد و از قدوسیت هیکل تو. 5 به چیزهای ترسناک در عدل ، ما را جواب خواهی داد، ای خدایی که نجات ما هست ی، ای که پناه تمامی اقصای جهان و ساکنا ن بعیده دریا هستی ، 6 و کوهها را به قوت خود مستحکم ساخته ای ، و کمر خود را به قدرت بسته ای ، 7 و تلاط م دریا را ساک ن می گردانی ، تلاطم امواج آن و شورش امت ها را. 8 ساکنان اقصای جهان از آیات تو ترسانند. مطلع های صبح و شام را شادمان می سازی . 9 از زمین تفقد نموده ، آن را سیراب می کنی و آن را بسیار توانگر می گردانی . نهر خدا از آب پر است . غله ایشان را آماده می کنی زیرا که بدین طور تهیه کرده ای . . 10 پشته هایش را کتاب مزامیر / فصل شصت و چهارم و پنجم سیراب می کنی و مرزهایش را پست می سازی . به بارشها آن را شاداب می نمایی . نباتاتش را برکت می دهی . 11 به احسان خویش سال را تاجدار می سازی و راههای تو چربی را م یچکاند. 12 مرتع های صحرا نیز م یچکاند و کمر تلها به شادمانی بسته شده است 13 چمنها ب ه گوسفندان آراسته شده است و در هها به غله پیراسته ؛ از شادی بانگ می زنند و نیز م یسرایند. برا ی سالار مغنیا ن. سرود و مزمور

Chapter 66

1 ای تمامی زمین ، برای خدا بانگ شادمانی بزنید! 2 جلال نام او را بسرایید، و چه مهیب است کارهای تو! از شدت » : در تسبی ح او جلال او را توصیف نمایید! 3 خدا را گویید قوت تو دشمنانت نزد تو تذلل خواهند کرد! 4 تمامی زمین تو را پرست ش خواهند کرد و تو را سلاه . «. خواهند سرایید و ب ه نام تو ترنم خواهند نمود 5 بیایید کارهای خدا را مشاهده کنید. او در کارهای خود به بنی آدم مهیب است . 6 دریا را به خشکی مبدل ساخت و مرد م از نهر با پا عبور کردند. در آنجا بدو شاد ی نمودیم . 7 در توانایی خود تا به ابد سلطنت می کند و چشمان ش مراقب امت ها است . فتنه انگیزان خویشتن را برنیفرازند، سلاه . 8 ای قوم ها، خدای ما را متبارک خوانید و آواز تسبیح او را بشنوانید. 9 که جانهای ما را در حیات قرار می دهد و نم یگذارد که پایهای ما لغز ش خورد. 10 زیرا ای خدا تو ما را امتحان کرده ای و ما را غال گذاشته ای چنانکه نقره را غال می گذارند. 11 ما را ب ه دام درآوردی و باری گران بر پشتها ی ما نهادی . 12 مردمان را بر سر ما سوار گردانیدی و ب ه آتش و آ ب در آمدیم . پس ما را به جای خرم بیرون آوردی . 13 قربانی های سوختنی به خانه تو خواهم آورد. نذرهای خود را به تو وفا خواهم نمود، 14 که لبهای خود را بر آنها گشود م و در زما ن تنگی خود آنها را ب ه زبان خود آورد م. 15 قربانی های سوختنی پرواری را نزد تو خواه م گذرانید. گوساله ها و بزها را با بخور قوچها ذب ح خواهم کرد، سلاه . 16 ای همه خداترسان بیایید و بشنوید تا از آنچ ه او برای جان من کرده است خبر دهم . 17 به دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم و تسبی ح بلند بر زبان من بود. 18 اگر بدی را در دل خود کتاب مزامیر / فصل شصت و ششم منظور م یداشتم ، خداوند مرا نمی شنید. 19 لیکن خدا مرا شنید ه است و ب ه آواز دعای من توجه فرموده . 20 متبارک باد خدا که دعای مرا از خود، و رحم ت خویش را از من برنگردانیده است . برا ی سالار مغنیا ن. مزمور و سرود برذوا ت اوتار

Chapter 67

1 خدا بر ما رحم کند و ما را مبار ک سازد و نور روی خود را بر ما متجلی فرماید! سلاه . 2 تا راه تو در جهان معروف گردد و نجا ت تو به جمیع امت ها. 3 ای خدا قوم ها تو را حمد گویند. جمیع قوم ها تو را حمد گویند. 4 امت ها شادی و ترن م خواهند نمود زیرا قوم ها را به انصاف حکم خواهی نمود و امت های جهان را هدایت خواهی کرد، سلاه . 5 ای خدا قوم ها تو را حمد گویند. جمیع قوم ها تو را حمد گویند. 6 آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد و خدا خدای ما، ما را مبار ک خواهد فرمود. 7 خدا ما را مبار ک خواهد فرمود. و تمامی اقصای جهان از او خواهند ترسید. برا ی سالار مغنیا ن. مزمور و سرود داود

Chapter 68

1 خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند! و آنانی که از او نفر ت دارند از حضورش بگریزند! 2 چنانکه دود پراکند ه می شود، ایشان را پراکنده ساز، و چنانکه موم پیش آتش گداخته می شود، همچنان شریران به حضور خدا هلا ک گردند. 3 اما صالحان شادی کنند و در حضور خدا به وجد آیند و ب ه شادمانی خرسند شوند. 4 برای خدا سرود بخوانید و به نام او ترن م نمایید و راهی درست کنید برای او ک ه در صحراها سوار اس ت. نام او یهوه است ! به حضورش به وجد آیید! 5 پدر یتیما ن و داور بیو ه زنان ، خداس ت در مسکن قدس خود! 6 خدا بی کسان را ساکن خانه می گرداند و اسیران را ب ه رستگاری بیرون می آورد، لیکن فتنه انگیزان در زمین تفتید ه ساکن خواهند شد. کتاب مزامیر / فصل شصت و هفتم و هشتم 7 ای خدا هنگامی که پیش روی قوم خود بیرو ن رفتی ، هنگامی که در صحرا خرامیدی ، سلاه . 8 زمین متزلزل شد و آسمان به حضور خدا بارید، این سینا نیز از حضور خدا، خدای اسرائیل . 9 ای خدا باران نعمت ها بارانید ی و میراثت را چون خسته بود، مستحک م گردانیدی . 10 جماعت تو در آن ساکن شدند. ای خدا، ب ه جود خوی ش برای مساکین تدارک دیده ای . 11 خداوند سخن را م یدهد. مبشرات انبوه عظیمی می شوند. 12 ملوک لشکرها فرار کرده ، منهزم می شوند و زن ی که در خانه مانده است ، غارت را تقسیم می کند. 13 اگرچه در آغلها خوابیده بودید، لیکن مثل بالهای فاخته شده اید که به نقره پوشیده است و پرهای ش به طلای سرخ . 14 چون قادر مطل ق پادشاهان را در آن پراکنده ساخت ، مثل برف بر صلْمون درخشان گردید. 15 کوه خدا، کوه باشان است ، کوهی با قله های افراشته کوه باشان است . 16 ای کوههای با قله های افراشته ، چرا نگرانید بر این کوهی که خدا برای مسکن خود برگزیده است ؟ هر آینه خداوند در آن تا به ابد ساکن خواهد بود. 17 ارابه های خدا کرورها و هزارهاست . خداوند در میان آنهاست و سینا در قدس است . 18 بر اعل ی' علیین صعود کرده ، و اسیران را به اسیری برده ای . از آدمیان بخششها گرفته ای . بلکه از فتنه انگیزان نیز تا یهوه خدا در ایشان مسکن گیرد. 19 متبارک باد خداوندی که هر روزه متحمل بارهای ما م یشود و خدایی که نجات ماست ، سلا ه. 20 خدا برای ما، خدا ی نجات است و مفرهای موت از آن خداوند یهوه است . 21 هر آینه خدا سردشمنان خود را خرد خواهد کوبید و کل ه مویدار کسی را که در گنا ه خود سال ک باشد. از باشان باز خواه م آورد. از ژرفیها ی دریا باز خواه م آورد. 23 تا پا ی » : 22 خداوند گفت 24 ای خدا طریق های تو «. خود را در خو ن فروبری و زبا ن سگان تو از دشمنانت بهره خود را بیابد را دیده اند یعنی طریق های خدا و پادشاه مرا در قدس . 25 در پیش رو، مغنیان می خرامند و در عقب ، سازندگان و در وسط دوشیزگان دف ز ن. 26 خدا را در جماعت ها متبار ک خوانید و خداوند را از چشم ه اسرائیل . 27 آنجاست بنیامین صغیر، حاکم ایشان و رؤسای یهودا محفل ایشان . رؤسای زبولون و رؤسای نفتالی . 28 خدایت برای تو قوت را امر فرموده است . ای خدا آنچه را که برای ما کرده ای ، استوار گردان . 29 به سبب هیکل تو که در اورشلیم است ، پادشاهان هدایا نزد تو خواهند آورد. 30 و وح ش نی زار را توبیخ فرما و رم ه گاوان را با گوسال ههای قوم که با شمشهای نقره نزد تو گردن می نهند. و قوم هایی که جنگ را دوست می دارند پراکنده ساخته است . 31 سروران از مصر خواهند آمد و حبش ه دستهای خود را نزد خدا بزودی دراز خواهد کرد. کتاب مزامیر / فصل شصت و هشتم 32 ای ممالک جهان برای خدا سرود بخوانید. برای خداوند سرود بخوانید، سلاه . 33 برای او که بر فلک الافلاک قدیمی سوار است . 34 اینک آواز خود را می دهد، آوازی که پرقوت است . 35 خدا را ب ه قوت توصیف نمایید. جلال وی بر اسرائیل است و قوت او در افلا ک. *36* ای خدا از قدسهای خود مهی ب هستی . خدای اسرائیل قوم خود را قو ت و عظمت می دهد. متبارک باد خدا. برا ی سالار مغنیا ن بر سوسنها. مزمور داود

Chapter 69

1 خدایا مرا نجات ده ! زیرا آبها به جان من درآمده است . 2 در خلاب ژرف فرو رفته ام ، جایی که نتوان ایستاد. به آبهای عمیق درآمده ام و سیل مرا م یپوشاند. 3 از فریاد خود خسته شده ام و گلوی من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است . 4 آنانی که بی سبب از من نفرت دارند، از مویهای سرم زیاده اند و دشمنان ناحق من که قصد هلاکت من دارند زورآورند. پس آنچه نگرفته بودم ، رد کرد م. 5 ای خدا، تو حماقت مرا م یدانی و گناهانم از تو مخفی نیست . 6 ای خداوند یهوه صبایوت ، منتظرین تو به سبب من خجل نشوند. ای خدای اسرائیل ، طالبا ن تو به سبب من رسوا نگردند. 7 زیرا به خاطر تو متحمل عار گردیده ام و رسوای ی روی من ، مرا پوشیده است . 8 نزد برادرانم اجنبی شده ام و نزد پسران مادر خود غریب . 9 زیرا غیر ت خانه تو مرا خورد ه است و ملامت های ملامت کنندگان تو بر م ن طاری گردیده . 10 روزه داشته ، جان خود را مث ل اشک ریخت هام . و این برای من عار گردید ه است . 11 پلاس را لباس خود ساخته ام و نزد ایشا ن ضرب المثل گردیده ام . 12 دروازه نشینان درباره من حرف می زنند و سرود م یگساران گشته ام . 13 و اما م ن، ا ی خداوند دعای خود را در وقت اجابت نزد تو م یکنم . ای خدا در کثرت رحمانیت خود و راستی نجا ت خود مرا مستجا ب فرما. 14 مرا از خلا ب خلاصی ده تا غرق نشوم و از نفرت کنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم . 15 مگذار که سیلان آب مرا بپوشاند و ژرف ی مرا ببلعد و هاویه دهان خود را بر م ن ببندد. 16 ای خداوند مرا مستجا ب فرما زیرا رحمت تو نیکوست . به کثرت رحمانیتت بر من توجه نما، 17 و روی خود را از بنده ات مپوشان زیرا در تنگی کتاب مزامیر / فصل شصت و نهم هستم . مرا بزودی مستجاب فرما. 18 به جانم نزدیک شده ، آ ن را رستگار ساز. به سب ب دشمنانم مرا فدیه ده . 19 تو عار و خجال ت و رسوای ی مرا می دانی و جمی ع خصمانم پیش نظر تواند. 20 عار، دل مرا شکسته است و ب ه شدت بیمار شده ام . انتظار مشفقی کشید م، ولی نبود و برای تسلی دهندگان ، اما نیافتم . 21 مرا برا ی خوراک زردآب دادند و چو ن تشنه بودم مرا سرک ه نوشانیدند. 22 پس مائده ایشان پیش روی ایشان تله باد و چو ن مطمئن هستند، دامی باشد. 23 چشمان ایشان تار گردد تا نبینند و کمرهای ایشان را دائما لرزان گردان . 24 خشم خود را بر ایشان بریز و سورت غضب تو ایشان را دریابد. 25 خانه های ایشان مخروبه گردد و در خیم ههای ایشان هیچ کس ساکن نشود. 26 زیرا برکسی که تو زده ای جفا می کنند و دردهای کوفتگان تو را اعلان می نمایند. 27 گناه بر گناه ایشان مزید کن و در عدالت تو داخل نشوند. 28 از دفتر حیات محو شوند و با صالحی ن مرقوم نگردند. 29 و اما من ، مسکی ن و دردمند هستم . پس ای خدا، نجات تو مرا سرافراز سازد. 30 و نام خدا را با سرود تسبی ح خواهم خواند و او را با حمد تعظیم خواهم نمود. 31 و این پسندیده خدا خواهد بود، زیاده از گاو و گوساله ای که شاخها و سمها دارد. 32 حلیمان این را دیده ، شادمان شوند، و ای طالبان خدا دل شما زنده گردد، 33 زیرا خداوند فقیران را مستجاب می کند و اسیران خود را حقیر نمی شمارد. 34 آسمان و زمین او را تسبیح بخوانند. آبها نیز و آنچه در آنها می جنبد. 35 زیرا خدا صهیون را نجا ت خواهد داد و شهرهای یهودا را بنا خواهد نمود تا در آنجا سکونت نمایند و آن را متصرف گردند. 36 و ذریت بندگانش وارث آن خواهند شد و آنان ی که نام او را دوست دارند، در آن ساکن خواهند گردید. برا ی سالار مغنیا ن. مزمور داود ب ه جه ت یادگار ی

Chapter 70

1 خدایا، برای نجات من بشتاب ! ای خداوند به اعانت من تعجیل فرما! 2 آنانی که قصد جان من دارند، خجل و شرمنده شوند، و آنانی که در بدی من رغبت دارند، رو کتاب مزامیر / فصل هفتادم برگردانیده و رسوا گردند، 3 و آنان ی که هه هه می گویند، ب ه سبب خجالت خویش رو برگردانیده شوند. 4 و اما جمیع طالبان تو، در تو وجد و شادی کنند، و دوست دارندگان نجات تو دائما گویند: 5 و اما م ن مسکین و فقیر هستم . خدایا برا ی من تعجیل کن . تو مددکار و «! خدا متعال باد » نجات دهنده من هستی . ای خداوند تأخیر منما.

Chapter 71

1 در تو ای خداوند پناه برده ام ، پس تا به ابد خجل نخواهم شد. 2 به عدالت خود مرا خلاص ی ده و برها ن. گوش خود را به من فراگیر و مرا نجا ت ده . 3 برای من صخره سکونت باش تا همه وقت داخل آن شوم . تو ب ه نجات من امر فرمود های ، زیرا صخر ه و قلعه من تو هست ی. 4 خدایا مرا از دس ت شریر برهان و از ک ف بدکار و ظال م. 5 زیرا ای خداوند یهو ه، تو امید م ن هستی و از طفولیتم اعتماد من بوده ای . 6 از شکم بر تو انداخته شده ام . از رحم مادرم ملجای من تو بوده ای و تسبیح من دائما درباره تو خواهد بود. 7 بسیاری را آیتی عجیب شده ام . لیکن تو ملجای زورآور من هستی . 8 دهانم از تسبیح تو پر است و از کبریایی تو تمامی روز. 9 در زمان پیری مرا دور مینداز چون قوتم زایل شود مرا تر ک منما. 10 زیرا دشمنانم بر خدا او را ترک » : من حر ف می زنند و مترصدان جانم با یکدیگر مشورت می کنند 11 و می گویند «. کرده است . پس او را تعاقب کرده ، بگیرید، زیرا که رهاننده ای نیست 12 ای خدا از م ن دور مشو. خدایا ب ه اعانت من تعجی ل نما. 13 خصمان جانم خجل و فان ی شوند. و آنانی که برای ضرر من می کوشند، به عار و رسوایی ملبس گردند. 14 و اما من دائما امیدوار خواهم بود و بر همه تسبیح تو خواهم افزود. 15 زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و نجاتت را تمامی روز. زیرا که حد شماره آن را نم یدانم . 16 در توانایی خداوند یهو ه خواه م آمد و از عدالت تو و ب س خبر خواه م داد. کتاب مزامیر / فصل هفتاد و یکم 17 ای خدا از طفولیت م مرا تعلی م داده ای و تا الآن ، عجایب تو را اعلان کرده ام . 18 پس ای خدا، مرا تا زما ن پیری و سفید مویی نیز ترک مکن ، تا این طبقه را از بازو ی تو خبر ده م و جمیع آیندگان را از توانایی تو. 19 خدایا عدال ت تو تا اعل یعلیین اس ت. تو کارهای عظیم کرده ای . خدایا مانند تو کیس ت؟ 20 ای که تنگیهای بسیار و سخت را به ما نشان داده ای ، رجوع کرده ، باز ما را زنده خواهی ساخت ؛ و برگشته ، ما را از عم قهای زمین برخواهی آورد. 21 بزرگی مرا مزید خواهی کرد و برگشته ، مرا تسل ی خواهی بخشید. 22 پس من نیز تو را با بربط خواهم ستود، یعن ی راستی تو را ا ی خدای من ، و تو را ا ی قدوس اسرائیل با عود ترنم خواهم نمود. 23 چون برای تو سرود می خوانم لبهایم بسیار شاد ی خواهد کرد و جان م نیز که آن را فدیه داده ای . 24 زبانم نیز تمامی روز عدال ت تو را ذکر خواهد کرد. زیرا آنان ی که برای ضرر من می کوشیدند، خجل و رسوا گردیدند.

Chapter 72

1 ای خدا، انصا ف خود را به پادشاه ده و عدالت خویش را به پسر پادشاه ! 2 و او قوم تو را ب ه عدالت داوری خواهد نمود و مساکی ن تو را ب ه انصاف . 3 آنگاه کوهها برای قوم سلامتی را بار خواهند آورد و تلها نیز در عدال ت. 4 مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد؛ و فرزندا ن فقیر را نجا ت خواهد داد؛ و ظالمان را زبون خواهد ساخت . 5 از تو خواهند ترسید، مادام ی که آفتاب باقی است و مادامی که ماه هست تا جمیع طبقا ت . 6 او مثل باران برعلف زار چیده شده فرود خواهد آمد، و مث ل بارشهایی که زمین را سیراب می کند. 7 در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود، مادامی که ماه نیست نگردد. 8 و او حکمران ی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصا ی جهان . 9 به حضور وی صحرانشینان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاک را خواهند لیسید. 10 پادشاهان ترشیش و جزایر هدایا خواهند آورد. پادشاهان شبا و سبا ارمغانها خواهند رسانید. 11 جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امت ها او را بندگی خواهند نمود. 12 زیرا چون مسکین استغاثه کند، او را رهای ی خواهد داد و فقیری را که رهاننده ای ندارد. 13 بر مسکی ن و فقیر کرم خواهد فرمود و کتاب مزامیر / فصل هفتاد و دوم جانهای مساکین را نجات خواهد بخشید. 14 جانهای ایشان را از ظلم و ست م فدیه خواهد داد و خون ایشان در نظر وی گران بها خواهد بود. 15 و او زنده خواهد ماند و از طلای شبا بدو خواهد داد. دائما برای وی دعا خواهد کرد و تمامی روز او را مبارک خواهد خواند. 16 و فراوانی غله در زمین بر قله کوهها خواهد بود که ثمره آن مث ل لبنان جنبش خواهد کرد. و اهل شهرها مثل علف زمین نشو و نما خواهند کرد. 17 نام او تا ابدالآباد باقی خواهد ماند. اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد. آدمیان در او برای یکدیگر برکت خواهند خواست و جمی ع امت های زمین او را خوشحال خواهند خواند. 18 متبارک باد یهو ه خدا ک ه خدای اسرائیل است . که او فقط کارهای عجیب می کند. 19 و متبارک باد نام مجید او تا ابدالآباد. و تمامی زمی ن از جلال او پر بشود. آمین و آمی ن. دعاهای داود بن یسی تمام شد. مزمور آسا 20 *20*verse 20 not found

Chapter 73

1 هرآینه خدا برای اسرائیل نیکوست ، یعنی برای آنانی که پاک دل هستند. 2 و اما م ن نزدیک بود که پایهایم از را ه در رود و نزدیک بود که قدمهایم بلغزد. 3 زیرا بر متکبرا ن حسد برد م چون سلامتی شریران را دید م. 4 زیرا ک ه در موت ایشان قیدها نیست و قو ت ایشان مستحکم است . 5 مثل مردم در زحمت نیستند و مث ل آدمیان مبتلا نم یباشند. 6 بنابراین گردن ایشان به تکبر آراسته است و ظلم مثل لباس ایشان را می پوشاند. 7 چشمان ایشان از فربهی بدر آمده است و از خیالات دل خود تجاوز م یکنند. 8 استهزا م یکنند و حرفهای بد م یزنند و سخنا ن ظلم آمیز را از جا ی بلند می گویند. 9 دهان خود را بر آسمانها گذارده اند و زبا ن ایشان در جها ن گردش می کند. 10 پس قوم او بدینجا برمی گردند و آبهای خدا چگونه بداند و آیا حضرت اعلی علم » : فراوان ، بدیشان نوشانیده می شود. 11 و ایشان می گویند 12 اینک اینان شریر هستند ک ه همیشه مطمئن بوده ، در دولتمندی افزوده می شوند. «؟ دارد 13 یقینا م ن دل خود را عب ث طاهر ساخته و دستهای خود را ب ه پاکی شسته ام . 14 و من تمامی روز مبتلا م یشوم و تأدیب من هر بامداد حاضر است . 15 اگر می گفتم که چنین سخن گویم ، کتاب مزامیر / فصل هفتاد و سوم هر آین ه بر طبقه فرزندان تو خیانت می کردم . 16 چون تفکر کردم که این را بفهم م، در نظر م ن دشوار آمد. 17 تا ب ه قدسهای خدا داخل شدم . آنگاه در آخرت ایشان تأمل کردم . 18 هر آینه ایشان را در جایهای لغزنده گذارده ای . ایشان را ب ه خرابیها خواه ی انداخت . 19 چگونه بغته به هلاکت رسیده اند! تباه شده ، از ترسهای هولنا ک نیست گردیده اند. 20 مثل خواب کسی چون بیدار شد، ای خداوند همچنی ن چون برخیزی ، صور ت ایشان را ناچیز خواه ی شمرد. 21 لیکن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود، د ل ریش شده بودم . 22 و من وحش ی بودم و معرف ت نداشتم و مث ل بهایم نزد تو گردیدم . 23 ولی من دائما با تو هستم . تو دست راست مرا تأیید کرده ای . 24 موافق رأی خود مرا هدایت خواهی نمود و بعد از این مرا به جلا ل خواهی رسانید. 25 کیست برای من در آسمان ؟ و غیر از تو هیچ چیز را در زمین نمی خواهم . 26 اگرچه جسد و د ل من زائل گردد، لیکن صخره دلم و حصه من خداست تا ابدالآباد. 27 زیرا آنانی که از تو دورند هلاک خواهند شد. و آنانی را که از تو زنا می کنند، نابود خواهی ساخت . 28 و اما مرا نیکوست که به خدا تقرب جویم . بر خداوند یهو ه توکل کرده ام تا هم ه کارهای تو را بیان کنم . قصید ه آساف

Chapter 74

1 شده است ؟ 2 جماعت خود را که از قدیم خریده ای ، بیاد آور و آ ن را که فدیه داده ای تا سبط میراث تو شود و این کوه صهیون را که در آن ساکن بوده ای . 3 قدم های خود را بسوی خرابه های ابدی بردار زیرا دشم ن هرچه را که در قدس تو بود، خرا ب کرده است . 4 دشمنانت در میان جماعت تو غرش می کنند و علمهای خود را برای علامات برپا می نمایند. 5 و ظاهر می شوند چون کسانی که تبرها را بر درختان جنگل بلند می کنند. 6 و الآن همه نقشهای تراشیده آن را به تبرها و چکشها خرد می شکنند. 7 قدس های تو را آتش زده اند و مسکن نام تو را تا به زمین پس جمیع کنیسه های «. آنها را تماما خراب می کنیم » : بی حرمت کرده اند. 8 و در دل خود م یگویند خدا را در زمین سوزانیده اند. کتاب مزامیر / فصل هفتاد و چهارم 9 آیات خود را نمی بینیم و دیگر هی چ نبی نیست . و در میان ما کس ی نیست که بداند تا به کی خواهد بود. 10 ای خدا، دشم ن تا به کی ملامت خواهد کرد؟ و آیا خصم ، تا ب ه ابد نام تو را اهانت خواهد نمود؟ 11 چرا دست خود یعنی دست راست خویش را برگردانیده ای ؟ آن را از گریبان خود بیرون کشیده ، ایشان را فانی کن . 12 و خدا از قدیم پادشاه من است . او در میان زمی ن نجات ها پدید می آورد. 13 تو به قوت خود دریا را منش ق ساختی و سرهای نهنگان را در آبها شکست ی. 14 سرهای لویاتان را کوفت ه، و او را خوراک صحرانشینان گردانیده ای . 15 تو چشمه ها و سیلها را شکافت ی و نهرهای دائمی را خشک گردانیدی . 16 روز از آن توست و ش ب نیز از آن تو. نور و آفتاب را تو برقرار نموده ای . 17 تمامی حدود جها ن را تو پایدار ساخت های . تابستان و زمستا ن را تو ایجاد کرد های . 18 ای خداوند این را بیادآور ک ه دشمن ملامت می کند و مرد م جاهل نام تو را اهانت می نمایند. 19 جان فاخته خود را ب ه جانور وحشی مسپار. جماعت مسکینان خود را تا به ابد فراموش مکن . 20 عهد خود را ملاحظه فرما زیرا که ظلمات جهان از مسکن های ظلم پراست . 21 مظلومان به رسوایی برنگردند. مساکین و فقیرا ن نام تو را حمد گویند. 22 ای خدا برخیز و دعوای خود را برپا دار؛ و بیادآور ک ه احمق تمامی روز تو را ملام ت می کند. 23 آواز دشمنان خود را فراموش مکن و غوغا ی مخالفان خود را ک ه پیوسته بلند م یشود. برا ی سالار مغنیا ن بر لاتهل ک. مزمور و سرود آسا ف

Chapter 75

1 تو را حمد م یگوییم ! ای خدا تو را حمد می گوییم ! زیرا نام تو نزدیک است و مردم کارهای عجیب تو را ذکر می کنند. 2 هنگامی که به زمان معین برسم ، براست ی داوری خواهم کرد. 3 زمین و جمیع ساکنانش گداخته شده اند. من ارکان آن را برقرار نموده ام ، سلاه . 4 متکبران را شاخ خود را میفرازید. 5 شاخهای خود را ب ه بلند ی میفرازید. » و ب ه شریران که «! فخر مکنید » : گفتم 6 زیرا ن ه از مشرق و نه از مغرب ، و نه از جنوب «. و با گردن کشی سخنان تکبرآمیز مگویید سرافرازی می آید. کتاب مزامیر / فصل هفتاد و پنجم 7 لیکن خدا، داور است . این را ب ه زیر م یاندازد و آن را سرافراز می نماید. 8 زیرا در دس ت خداوند کاسه ای است و باده آن پرجوش . از شراب ممزوج پر است که از آن می ریزد. و اما دردهایش را جمی ع شریران جهان افشرده ، خواهند نوشید. 9 و اما م ن، تا ب ه ابد ذکر خواه م کرد و برای خدای یعقوب ترنم خواهم نمود. 10 جمیع شاخهای شریران را خواهم برید و اما شاخهای صالحین برافراشته خواهد شد. برا ی سالار مغنیا ن برذوا ت اوتار. مزمور و سرود آسا

برا ی سالار مغنیا ن برذوا ت اوتار. مزمور و سرود آسا ف 76

1 خدا در یهودا معروف است و نا م او در اسرائی ل عظیم ! 2 او اس ت در شالیم و مسک ن او در صهیون . 3 آنجا، برقهای کمان را شکست . سپر و شمشیر و جنگ را، سلاه . 4 جلی ل هستی و مجید، زیاده از کوههای یغما! 5 دلان تاراج شده اند و خواب ایشان را درربود و هم ه مردان زورآور دست خود را نیافتند. 6 توبیخ تو ای خدای یعقوب ، بر ارابه ها و اسبان خوابی گران مستولی گردید. 7 مهیب هستی ، تو! و در حین غضبت ، کیست که به حضور تو ایستد؟ 8 آسما ن داوری را شنوانید ی. پس جهان بترسید و ساک ت گردید. 9 خدا برای داوری قیام فرماید تا همه مساکین جهان را خلاصی بخشد، سلا ه، 10 آنگاه خشم انسان تو را حمد خواهد گفت و باقی خشم را بر کمر خود خواهی بست . 11 نذر کنید و وفا نمایید برا ی یهوه خدای خود. همه که گرداگرد او هستند، هدیه بگذرانند نزد او که مهیب است . 12 روح رؤسا را منقط ع خواهد ساخ ت و برا ی پادشاهان جهان مهیب می باشد.

برا ی سالار مغنیا ن بر یدوتو ن. مزمور آسا ف 77

1 آواز من بسوی خداست و فریاد می کنم ؛ آواز م ن بسوی خداست . گوش خود را ب ه من فرا خواهد گرفت. 2 در روز تنگی خود خداوند را طلب کردم . در شب ، دس ت من دراز شده ، بازکشیده نگشت و جان من تسلی نپذیرفت . 3 خدا را یاد می کنم و پریشان می شوم . تفکر می نمایم و روح من متحیر می گردد، سلاه . 4 چشمانم را بیدار م یداشتی . بی تاب می شدم و سخن نمی توانستم گفت. 5 درباره ایام قدیم تفکر کرده ام . درباره سالهای زمانهای سلف. 6 سرود شبانه خود را بخاطر می آورم و در د ل خود تفکر می کنم و روح من تفتیش نموده است. 7 مگر خدا تا به ابد تر ک خواهد کرد و دیگر هرگز راض ی نخواهد شد. 8 آیا رحمت او تا ب ه ابد زایل شده است ؟ و قو ل او باط ل گردیده تا ابدالآباد؟ 9 آیا خدا رأف ت را فراموش کرده ؟ و رحم تهای خود را در غضب مسدود ساخت ه است ؟ سلاه . 10 پس گفتم این ضعف من است . زهی سالهای دست راست حضرت اعلی ! 11 کارهای خداوند را ذکر خواه م نمود زیرا کار عجیب تو را که از قدیم است ، به یاد خواهم آورد 12 و در جمیع کارهای تو تأم ل خواهم کرد و در صنعت های تو تفکر خواه م نمود. 13 ای خدا، طریق تو در قدوسی ت است . کیست خدای بزرگ مثل خدا؟ 14 تو خدایی هستی که کارهای عجیب می کنی و قوت خویش را بر قوم ها معروف گردانیده ای. 15 قوم خود را به بازوی خویش رهانیده ای یعنی بنی یعقوب و بن ییوسف را. سلاه. 16 آبها تو را دید، ا ی خدا، آبها تو را دیده ، متزلزل شد. لجه ها نیز سخ ت مضطرب گردید. 17 ابرها ب بریخت و افلاک رعد بداد. تیرهای تو نیز به هر طرف روان گردید. 18 صدای رعد تو در گردباد بود و برقها ربع مسکون را روشن کرد. پس زمین مرتعش و متزلزل گردید. 19 طریق تو در دریاست و راههای تو در آبهای فراوان و آثار تو را نتوان دانست . 20 قوم خود را مثل گوسفندان راهنمایی نمودی ، به دست موسی و هارو ن.

قصید ه آسا 78

1 ای قوم من شریعت مرا بشنوید! گوشهای خود را ب ه سخنان دهانم فراگیرید! 2 دهان خود را به مثل باز خواه م کرد به چیزهایی که از بنای عالم مخفی بود، تنطق خواهم نمود، 3 که آنها را شنید ه و دانسته ایم و پدران ما برای ما بیا ن کرده اند. 4 از فرزندان ایشان آنها را پنهان نخواهیم کرد. تسبیحات خداوند را برای نسل آینده بیان می کنیم و قوت او و اعمال عجیبی را که او کرده است. 5 زیرا که شهادتی در یعقوب برپا داشت و شریعتی در اسرائیل قرار داد و پدرا ن ما را امر فرمود که آنها را ب ه فرزندان خود تعلی م دهند؛ 6 تا نسل آینده آنها را بدانند و فرزندان ی که می بایست مولود شوند تا ایشان برخیزند و آنها را به فرزندان خود بیا ن نمایند؛ 7 و ایشان به خدا توکل نمایند و اعمال خدا را فراموش نکنند بلکه احکام او را نگاه دارند. 8 و مث ل پدران خود نسل ی گردن کش و فتن هانگیز نشوند، نسلی که دل خود را راس ت نساختند و روح ایشان بسوی خدا امین نبود. 9 بنی افرایم که مسلح و کمان کش بودند، در روز جنگ رو برتافتند. 10 عهد خدا را نگاه نداشتند و از سلوک به شریعت او ابا نمودند، 11 و اعمال و عجای ب او را فراموش کردند که آنها را بدیشان ظاهر کرده بود، 12 و در نظر پدران ایشان اعمال عجیب کرده بود، در زمین مصر و در دیار صوعن . 13 دریا را منشق ساخته ، ایشان را عبور داد و آبها را مثل توده برپا نمود. 14 و ایشا ن را در روز ب ه ابر راهنمایی کرد و تمامی شب به نور آت ش. 15 در صحرا صخره ها را بشکافت و ایشان را گویا از لجه های عظیم نوشانید. 16 پس سیلها را از صخره بیرون آورد و آب را مثل نهرها جاری ساخت . 17 و بار دیگر بر او گنا ه ورزیدند و بر حضر ت اعلی ' در صحرا فتن ه انگیختند، 18 و در دلهای خود خدا را امتحان کردند، چونکه برای شهوات خود غذا خواستند. 19 و بر ضد خدا تکلم کرده ، گفتند:«آیا خدا می تواند در صحرا سفره ای حاضر کند ؟» 20 اینک صخره را زد و آبها روا ن شد ووادیها جاری گشت «آیا می تواند نان را نیز بدهد. و گوشت را برای قوم خود حاضر سازد؟» 21 پس خدا این را شنیده ، غضبناک شد و آت ش در یعقوب افروخته گشت و خشم بر اسرائیل مشتعل گردید. 22 زیرا ب ه خدا ایمان نیاوردند و ب ه نجات او اعتماد ننمودند. 23 پس ابرها را از بالا امر فرمود و درها ی آسمان را گشود 24 و من را بر ایشا ن بارانید تا بخورند و غل ه آسمان را بدیشان بخشید. 25 مردمان ، نان زورآوران را خوردند و آذوقه ای برای ایشان فرستاد تا سیر شوند. 26 باد شرقی را در آسمان وزانید و ب ه قوت خود، باد جنوبی را آورد، 27 و گوشت را برای ایشان مثل غبار بارانید و مرغان بالدار را مثل ریگ دریا. 28 و آن را در میان اردوی ایشان فرود آورد، گرداگرد مسکن های ایشان . 29 پس خوردند و نیکو سیر شدند و مواف ق شهوات ایشان بدیشان داد. 30 ایشان از شهوت خود دس ت نکشیدند. و غذا هنوز در دهان ایشان بود 31 که غضب خدا بر ایشان افروخته شده ؛ تنومندا ن ایشان را بکشت و جوانان اسرائیل را هلاک ساخت. 32 با وجود این همه ، باز گنا ه ورزیدند و به اعمال عجیب او ایما ن نیاوردند. 33 بنابراین ، روزهای ایشان را در بطال ت تمام کرد و سالها ی ایشان را درتر س. 34 هنگامی که ایشان را کشت او را طلبیدند و بازگشت کرده ، درباره خدا تفحص نمودند، 35 و به یاد آوردند که خدا صخره ایشان ، و خدای تعالی ولی ایشان است . 36 اما ب ه دهان خود او را تملق نمودند و ب ه زبان خویش به او دروغ گفتند، 37 زیرا که دل ایشان با او راس ت نبود و ب ه عهد و ی مؤتمن نبودند. 38 اما او به حسب رحمانیتش گناه ایشان را عفو نموده ، ایشان را هلاک نساخت بلکه بارها غضب خود را برگردانیده ، تمامی خش م خویش را برنینگیخت . 39 و به یاد آورد که ایشان بشرند، بادی که می رود و بر نمی گردد. 40 چند مرتبه در صحرا بدو فتنه انگیختند و او را در بادیه رنجانیدند. 41 و برگشته ، خدا را امتحان کردند و قدوس اسرائیل را اهانت نمودند، 42 و قوت او را به خاطر نداشتند، روزی که ایشان را از دشمن رهانیده بود؛ 43 که چگونه آیات خود را در مصر ظاهر ساخت و معجزات خود را در دیار صوعن. 44 و نهرهای ایشان را به خون مبدل نمود و رودهای ایشان را تا نتوانستند نوشید. 45 انواع پشه ها در میان ایشان فرستاد که ایشان را گزیدند و غوکهایی که ایشان را تباه نمودند؛ 46 و محصول ایشان را به کرم صد پا سپرد و عمل ایشان را به ملخ داد. 47 تاکستان ایشان را به تگرگ خراب کرد و درختا ن جمیز ایشان را به تگرگهای درشت . 48 بهایم ایشان را ب ه تگرگ سپرد و مواشی ایشان را به شعله های برق . 49 و آتش خشم خود را بر ایشان فرستاد، غض ب و غی ظ و ضیق را، ب ه فرستادن فرشتگان شریر. 50 و راهی برای غضب خود مهیا ساخته ، جان ایشان را از موت نگاه نداشت ، بلکه جان ایشان را به وبا تسلیم نمود. 51 و همه نخست زادگان مصر را کش ت، اوای ل قوت ایشان را در خیمه های حام. 52 و قوم خود را مثل گوسفندان کوچانید و ایشان را در صحرا مثل گله راهنمایی نمود. 53 و ایشان را در امنیت رهبری کرد تا نترسند و دریا دشمنان ایشان را پوشانید. 54 و ایشان را ب ه حدود مقدس خود آورد، بدی ن کوهی که به دست راست خود تحصی ل کرده بود. 55 و امت ها را از حضور ایشان راند و میراث را برای ایشان به ریسمان تقسیم کرد و اسباط اسرائیل را در خیمه های ایشان ساکن گردانید. 56 لیکن خدای تعالی را امتحان کرده ، بدو فتنه انگیختند و شهادات او را نگا ه نداشتند. 57 و برگشته ، مثل پدران خود خیانت ورزیدند و مث ل کمان خطا کننده منحرف شدند. 58 و به مقامهای بلند خود خش م او را به هیجان آوردند و ب ه بتهای خویش غیرت او را جنب ش دادند. 59 چون خدا این را بشنید غضبناک گردید و اسرائیل را به شدت مکروه داشت. 60 پس مسکن شیلو را ترک نمود، آن خیمه ای را که در میان آدمیان برپا ساخته بود، 61 و (تابوت ) قوت خود را ب ه اسیری داد و جما ل خویش را ب ه دست دشمن سپرد، 62 و قوم خود را ب ه شمشیر تسلی م نمود و با میرا ث خود غضبناک گردید. 63 جوانان ایشان را آت ش سوزانید و برا ی دوشیزگان ایشان سرود نکاح نشد. 64 کاهنان ایشان به دم شمشیر افتادند و بیو ههای ایشان نوحه گری ننمودند. 65 آنگاه خداوند مثل کسی که خوابیده بود بیدار شد، مثل جباری که از شراب می خروشد، 66 و دشمنان خود را به عقب زد و ایشا ن را عار ابدی گردانید. 67 و خیمه یوسف را رد نموده ، سبط افرایم را برنگزید. 68 لیکن سبط یهودا را برگزید و ای ن کوه صهیون را که دوست می داشت. 69 و قدس خود را مث ل کوههای بلند بنا کرد، مثل جهان که آن را تا ابدالآباد بنیاد نهاد. 70 و بنده خود داود را برگزید و او را از آغلهای گوسفندان گرفت . 71 از عقب میشهای شیرده او را آورد تا قوم او یعقوب و میراث او اسرائی ل را رعایت کند. 72 پس ایشان را به حسب کمال دل خود رعایت نمود و ایشا ن را ب ه مهارت دستهای خویش هدایت کرد.

مزمور آساف 79

1 ای خدا، ام تها ب ه میراث تو داخل شده ، هیک ل قدس تو را ب یعصمت ساختند. اورشلیم را خرابه ها نمودند. 2 لاشهای بندگانت را ب ه مرغان هوا برای خوراک دادند و گوشت مقدسانت را به وحوش صحرا. 3 خون ایشان را گرداگرد اورشلیم مثل آب ریختند و کسی نبود که ایشان را دفن کند. 4 نزد همسایگان خود عار گردید هایم و نزد مجاوران خویش استهزا و سخریه شده ایم . 5 تا کی ای خداوند تا به ابد خشمناک خواهی بود؟ آیا غیرت تو مث ل آتش افروخته خواهد شد تا ابدالآباد؟ 6 قهر خود را بر امت هایی که تو را نمی شناسند بریز و بر ممالکی که نام تو را نم یخوانند! 7 زیرا که یعقوب را خورده ، و مسک ن او را خراب کرده اند. 8 گناهان اجداد ما را بر ما بیاد میاور. رحمت های تو بزود ی پیش روی ما آید زیرا که بسیار ذلیل شده ایم . 9 ای خدا، ای نجات دهنده ما، به خاطر جلال نام خود ما را یاری فرما و ما را نجات ده و بخاطر نا م خود گناها ن ما را بیامرز. 10 چرا ام تها گویند ک ه خدای ایشان کجاست ؟ انتقام خون بندگانت که ریخته شده است ، بر امت ها در نظر ما معلو م شود. 11 ناله اسیران به حضور تو برسد. به حسب عظمت بازوی خود آنان ی را که به موت سپرده شده اند، برهان . 12 و جزای هفت چندان به آغوش همسایگان ما رسان ، برای اهانت ی که به تو کرد هاند، ای خداوند. 13 پس ما که قوم تو و گوسفندان مرتع تو هستی م، تو را تا ب ه ابد شکر خواهی م گفت و تسبیح تو را نسلا بعد نس ل ذکر خواهی م نمود.

برا ی سالار مغنیا ن. شهادت ی بر سوسنها. مزمور آسا ف 80

1 ای شبان اسرائیل بشنو! ای که یوسف را مثل گله رعایت می کنی ! ای که بر کروبیین جلوس نموده ای ، تجل ی فرما! 2 به حضور افرای م و بنیامین و منسی ، توانای ی خود را برانگیز و برای نجات ما بیا! 3 ای خدا ما را باز آور و رو ی خود را روش ن کن تا نجات یابیم ! 4 یهوه ، خدای صبایوت ، تا به کی به دعای قوم خویش غضبناک خواهی بود، 5 نان ماتم را بدیشا ن می خورانی و اشکهای بی اندازه بدیشان می نوشانی؟ 6 ما را محل منازعه همسایگان ما ساخته ای و دشمنان ما در میان خویش استهزا می نمایند. 7 ای خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روش ن کن تا نجا ت یابیم ! 8 موی را از مصر بیرون آوردی . امت ها را بیرون کرده ، آن را غرس نمودی . 9 پیش روی آن را وسعت دادی . پس ریشه خود را نیکو زد ه، زمین را پر ساخ ت. 10 کوهها ب ه سایه اش پوشانیده شد و سروهای آزاد خدا ب ه شاخه هایش. 11 شاخه های خود را تا به دریا پهن کرد و فرعهای خویش را تا به نهر. 12 پس چرا دیوارهایش را شکست های که هر راهگذری آن را م یچیند؟ 13 گرازهای جنگل آن را ویران می کنند و وحو ش صحرا آن را می چرند. 14 ای خدای لشکرها رجوع کرده ، از آسما ن نظر کن و ببین و از این مو تفقد نما 15 و از این نهالی که دست راست تو غرس کرده است و از آن پسری که برای خویشتن قوی ساخته ای ! 16 مثل هیزم در آتش سوخته شده و از عتاب روی تو تبا ه گردیده اند! 17 دست تو بر مرد دس ت راست تو باشد و بر پسر آدم که او را برای خویشتن قوی ساخته ای . 18 و ما از تو رو نخواهی م تافت . ما را حیا ت بده تا نا م تو را بخوانیم . 19 ای یهوه ، خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن ساز تا نجات یابیم .

برا ی سالار مغنیا ن برجتی ت. مزمور آسا ف 81

1 ترنم نمایید برا ی خدایی که قوت ماست . برای خدای یعقوب آواز شادمان ی دهید! 2 سرود را بلند کنید و دف را بیاورید و بربط دلنواز را با رباب ! 3 کرنا را بنوازید در اول ماه ، در ماه تمام و در روز عید ما. 4 زیرا که این فریضه ای است در اسرائیل و حکم ی از خدا ی یعقوب . 5 این را شهادتی در یوس ف تعیین فرمود، چو ن بر زمی ن مصر بیرون رفت ، جایی که لغت ی را ک ه نفهمیده بودم شنیدم : 6 دوش او را از بار سنگی ن آزاد ساختم و دستهای او از سبد رها شد. 7 در تنگ ی استدعا » نمودی و تو را خلاصی دادم . در ستر رعد، تو را اجابت کرد م و تو را نزد آ ب مریبه امتحان نمودم . سلاه . 8 « ای قوم من بشنو و تو را تأکید م یکنم . و ای اسرائیل اگر ب ه من گوش دهی . 9 درمیان تو خدای غیر نباشد و نزد خدا ی بیگانه سجده منما. 10 من یهوه خدای تو هست م که تو را از زمین مصر برآوردم . دهان خود را نیکو باز کن و آن را پر خواهم ساخت . 11 لیکن قوم من سخن مرا نشنیدند و اسرائیل مرا ابا نمودند. 12 پس ایشان را به سختی دلشان ترک کردم که به مشورتهای خود سلوک نمایند. 13 ای کاش که قوم من به من گوش می گرفتند و اسرائیل در طریقهای من سالک می بودند. 14 آنگاه دشمنان ایشان را بزودی به زیر م یانداختم و دس ت خود را برخصمان ایشان برمی گردانیدم . 15 آنانی که از خداوند نفرت دارند بدو گرد ن می نهادند. اما زما ن ایشان باقی می بود تا ابدالآباد. 16 ایشان را ب ه نیکوترین گند م می پرورد؛ و تو را ب ه عسل از صخره سیر م یکردم.»

مزمور آسا ف 82

1 خدا در جماعت خدا ایستاده است ، در میان خدایان داوری می کند: 2 کی به بی انصافی داوری خواهید کرد و شریران را طرفداری خواهید نمود؟ سلاه . 3 فقیران و یتیمان را دادرسی بکنید. مظلومان و مسکینان را انصاف دهید. 4 مظلومان و فقیران را برهانید و ایشا ن را از دست شریران خلاصی دهید. 5 «نمی دانند و نمی فهمند و در تاریک ی راه می روند و جمیع اساس زمین متزلزل می باشد. 6 من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی . 7 لیکن مثل آدمیان خواهید مرد وچون یکی از سروران خواهید افتاد!» 8 خدا برخیز و جهان را داوری فرما زیرا ک ه تو تمامی ام تها را متصر ف خواهی شد.

سرود و مزمور آسا 83

1 ای خدا تو را خاموشی نباشد! ای خدا ساک ت مباش و میارا م! 2 زیرا اینک دشمنانت شورش می کنند و آنانی که از تو نفرت دارند، سر خود را برافراشته اند. 3 بر قوم تو مکاید می اندیشند وبر پنا هآوردگان تو مشورت می کنند. 4 و می گویند:« بیایید ایشان را هلاک کنیم تا قوم ی نباشند و نام اسرائیل دیگر مذکور نشود.» 5 زیرا به یک دل با هم مشورت می کنند و بر ضد تو عهد بسته اند. 6 خیمه های ادوم و اسماعیلیان و موآب و هاجریا ن. 7 جبال و عمون و عمالیق و فلسطین با ساکنان صور. 8 آشور نیز با ایشان متفق شدند و بازوی ی برای بنی لوط گردیدند، سلاه. 9 بدیشان عمل نما چنانک ه به مدیان کردی ، چنانکه به سیسرا و یابی ن در وادی قیشون ، 10 که در عیندور هلاک شدند و سرگی ن برای زمین گردیدند. 11 سروران ایشان را مث ل غراب و ذئب گردان و جمی ع امرای ایشان را مثل ذبح و صلمناع ، 12 که می گفتند:«مساکن خدا را برا یخویشتن تصرف نماییم.» 13 ای خدای من ، ایشان را چون غبار گردباد بساز و مانند کاه پیش روی باد. 14 مثل آتشی که جنگ ل را می سوزاند و مثل شعله ای که کوهها را مشتعل می سازد. 15 همچنان ایشان را به تند باد خود برا ن و ب ه طوفان خویش ایشان را آشفته گردان . 16 رویهای ایشان را ب ه ذلت پر کن تا نام تو را ا ی خداوند بطلبند. 17 خجل و پریشان بشوند تا ابدالآباد و شرمند ه و هلا ک گردند. 18 و بدانند تو ک ه اسمت یهوه می باشد، به تنها بر تمامی زمی ن متعال هستی .

برا ی سالار مغنیا ن برجتی ت. مزمور بن یقور 84

1 ای یهوه صبایوت ، چه دل پذیر است مسکنهای تو! 2 جان من مشتاق بلکه کاهیده شده است برای صحنهای خداون . د دلم و جسد م برا ی خدای حی صیحه می زند. 3 گنجشک نیز برای خود خانه ای پیدا کرده است و پرستوک برای خویشتن آشیانه ای تا بچه های خود را در آن بگذارد، در مذبح های تو ای یهوه بایوت که پادشاه من و خدای من هستی. 4 خوشابحال آنانی که در خانه تو ساکنند که تو را دائما تسبیح می خوانند، سلا ه. 5 خوشابحال مردمانی که قوت ایشان در تو اس ت و طریق های تو در دلهای ایشان . 6 چون از وادی بکا عبور می کنند، آن را چشمه می سازند و باران آن را ب ه برکات می پوشاند. 7 از قوت تا قوت می خرامند و هر یک از ایشان در صهیون نزد خدا حاضر م یشوند. 8 ای یهوه خدای لشکرها! دعای مرا بشنو! ای خدای یعقوب گوش خود را فراگیر! سلاه. 9 ای خدایی که سپر ما هست ی، ببین و ب ه روی مسیح خود نظر انداز. 10 زیرا یک روز در صحنها ی تو بهتر است از هزار. ایستادن بر آستان ه خانه خدای خود را بیشتر می پسندم از ساکن شدن در خیمه های اشرار. 11 زیرا که یهوه خدا آفتاب و سپر است . خداوند فیض و جلال خواهد داد و هیچ چیز نیکو را منع نخواهد کرد از آنان ی که به راستی سالک باشند. 12 ای یهوه صبایوت ، خوشابحا ل کسی که بر تو توک ل دارد.

برا ی سالار مغنیا ن. مزمور بن یقور 85

1 ای خداوند از زمین خود راض ی شده ای . اسیری یعقوب را باز آورده ای . 2 عصیان قوم خود را عفو کرده ای . تمامی گناهان ایشان را پوشانیده ای ، سلاه . 3 تمامی غض ب خود را برداشته و از حدت خشم خویش رجوع کرده ای . 4 ای خدای نجات ما، ما را برگردان و غیظ خود را از ما بردار. 5 آیا تا به ابد با ما غضبنا ک خواهی بود؟ و خشم خویش را نسلا بعد نسل طول خواهی داد؟ 6 آیا برگشته ما را حیا ت نخواهی داد تا قوم تو در تو شاد ی نمایند؟ 7 ای خداوند رحمت خود را بر ما ظاهر ک ن و نجات خویش را به ما عطا فرما. 8 آنچه خدا یهوه می گوید خواهم شنید زیرا ب ه قوم خود و ب ه مقدسان خویش به سلامتی خواهد گفت تا بسوی جهالت برنگردند. 9 یقینا نجات او ب ه ترسندگان او نزدیک اس ت تا جلال در زمین ما ساک ن شود. 10 رحمت و راست ی با هم ملاقات کرده اند. عدالت و سلامتی یکدیگر را بوسیده اند. 11 راستی از زمین خواهد رویید و عدالت از آسمان خواهد نگریست . 12 خداوند نیز چیزهای نیکو را خواهد بخشید و زمین ما محصول خود را خواهد داد. 13 عدالت پی ش روی او خواهد خرامید و آثار خود را طریق ی خواهد ساخ ت.

دعا ی داود 86

1 ای خداوند گوش خود را فراگرفت ه، مرا مستجاب فرما زیرا مسکین و نیازمند هستم ! 2 جان مرا نگا ه دار زیرا م ن متقی هستم . ای خدای من ، بنده خود را ک ه بر تو توک ل دارد، نجات بده . 3 ای خداوند بر من کرم فرما زیرا که تمامی روز تو را می خوانم ! 4 جان بنده خود را شادما ن گردان زیرا ا ی خداوند جان خود را نزد تو برم یدارم . 5 زیرا تو ای خداوند، نیکو و غفار هستی و بسیار رحیم برای آنانی که تو را می خوانند. 6 ای خداوند دعای مرا اجابت فرما و به آواز تضرع من توجه نما! 7 در روز تنگ ی خود تو را خواه م خواند زیرا که مرا مستجا ب خواهی فرمود. 8 ای خداوند در میان خدایان مثل تو نیست و کاری مثل کارهای تو نی . 9 ای خداوند همه امت هایی که آفریده ای آمده ، به حضور تو سجد ه خواهند کرد و نا م تو را تمجید خواهند نمود. 10 زیرا که تو بزرگ هستی و کارها ی عجیب می کنی . تو تنها خدا هست ی. 11 ای خداوند طریق خود را ب ه من بیاموز تا در راست ی تو سالک شوم . دل مرا واحد ساز تا از نام تو ترسان باشم . 12 ای خداوند خدای من ، تو را به تمامی دل حمد خواهم گفت و نام تو را تمجید خواهم کرد تا ابدالآباد. 13 زیرا که رحمت تو ب ه من عظیم است و جان مرا از هاویه اسفل رهانیده ای . 14 ای خدا متکبران بر من برخاسته اند و گروهی از ظالما ن قصد جا ن من دارند و تو را در مد نظر خود نم یآورند. 15 و تو ای خداوند خدا ی رحیم و کریم هستی . دیر غض ب و پر از رحمت و راستی . 16 بسوی من التفات کن و بر م ن کرم فرما. قوت خود را به بنده ات بده و پسر کنیز خود را نجات بخش . 17 علامت خوبی را به من بنما تا آنان ی که از م ن نفرت دارند آن را دیده ، خجل شوند زیرا ک ه تو ای خداوند مرا اعانت کرده و تسل ی داده ای .

مزمور و سرود بن یقور ح 87

1 اساس او در کوههای مقدس است. 2 خداوند دروازه های صهیون را دوست می دارد، بیشتر از جمیع مسکن های یعقوب. 3 سخنهای مجید درباره تو گفته می شود، ای شهر خدا! سلاه . 4 رهب و بابل را از شناسندگان خود ذکر خواه م کرد. اینک فلسطین و صور و حبش ، این در آنجا متولد شده است. 5 و درباره صهیون گفته خواهد شد که این و آن در آن متولد شده اند. و خود حضرت اعلی آن را استوار خواهد نمود. 6 خداوند چو ن امت ها را م ینویسد، ثبت خواهد کرد که این در آنجا متولد شده است ، سلاه. 7 مغنیان و رقص کنندگان نیز. جمیع چشمه های من در تو است.

سرود و مزمور بن یقور ح برا ی سالار مغنیا ن بر محلت لعنوت. قصید ه هیمان ازراح 88

1 ای یهوه خدای نجات من ، ش ب و روز نزد تو فریاد کرده ام . 2 دعای من به حضور تو برسد، به ناله من گوش خود را فراگیر. 3 زیرا که جان من از بلایا پر شده است و زندگانی ام به قبر نزدی ک گردیده . 4 از فروروندگان به هاوی ه شمرده شده ام و مثل مرد بی قوت گشته ام . 5 در میا ن مردگان منفرد شد ه، مثل کشتگان که در قبر خوابید هاند، که ایشان را دیگر به یاد نخواهی آورد و از دست تو منقطع شده اند. 6 مرا در هاویه اسفل گذاشته ای ، در ظلم ت در ژرفیها. 7 خشم تو بر من سنگین شده است و به همه امواج خود مرا مبتلا ساخت های ، سلاه . 8 آشنایانم را از من دور کرده ، و مرا مکروه ایشان گردانیده ای . محبوس شده ، بیرون نمی توانم آمد. 9 چشمانم از مذلت کاهیده شد. ای خداون ، د نزد تو فریاد کرده ام تمامی روز. دستهای خود را به تو دراز کرده ام . 10 آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد؟ مگر مردگان برخاسته ، تو را حمد خواهند گفت ؟ سلاه . 11 آیا رحمت تو در قبر مذکور خواهد شد؟ و امان ت تو در هلاکت ؟ 12 آیا کار عجیب تو در ظلمت اعلام می شود و عدالت تو در زمین فراموشی ؟ 13 و اما م ن نزد تو ای خداوند فریاد برآورده ام و بامدادان دعای من در پیش تو می آید. 14 ای خداوند چرا جان مرا ترک کرد ه، و روی خود را از م ن پنهان نموده ای . 15 من مستمند و از طفولی ت مشرف بر موت شده ام . ترسهای تو را متحمل شده ، متحیر گردیده ام . 16 حدت خشم تو بر من گذشته است و خوف های تو مرا هلاک ساخته . 17 مثل آب دور مرا گرفته است تمامی روز و مرا از هر سو احاط ه نموده . 18 یاران و دوستان را از م ن دور کرد های و آشنایانم را در تاریکی .

قصید ه ایتان ازراح ی 89

1 رحمت های خداوند را تا به ابد خواهم سرایید. امانت تو را به دها ن خود نسلا بعد نس ل اعلام خواهم کرد. 2 زیرا گفتم رحمت بنا خواهد شد تا ابدالآباد و امانت خویش را در افلا ک پایدار خواه ی ساخت . 3 با برگزیده خود عهد بسته ام . برای بنده خویش داود قسم خورده ام . 4 که ذریت تو را پایدار خواه م ساخت تا ابدالآباد و تخ ت تو را نسلا بعد نسل بنا خواهم نمود، سلا ه. 5 و آسمانها کارهای عجیب تو را ای خداوند تمجید خواهند کرد و امانت تو را در جماعت مقدسان . 6 زیرا کیست در آسمانها ک ه با خداوند برابری تواند کرد؟ و از فرزندا ن زورآوران که را با خداوند تشبیه توان نمود؟ 7 خدا بی نهایت مهیب است در جماعت مقدسان و ترسناک است بر آنانی که گرداگرد او هستند. 8 ای یهوه خدای لشکرها کیس ت ای یاه قدیر مانند تو؟ و امانت تو، تو را احاطه می کند. 9 بر تکبر دریا تو مسلط هستی . چون امواج ش بلند می شود، آنها را ساکن می گردانی . 10 رهب را مثل کشته شده خرد شکسته ای . به بازوی زورآور خویش دشمنانت را پراکنده نموده ای . 11 آسمان از آن تو است و زمین نیز از آن تو. ربع مسکون و پری آن را تو بنیاد نهاده ای . 12 شمال و جنوب را تو آفریده ای . تابور و حرمون به نام تو شادی می کنند. 13 بازوی تو با قوت است . دست تو زورآور است و دست راست تو متعال . 14 عدالت و انصاف اساس تخت تو است . رحمت و راستی پیش روی تو م یخرامند. 15 خوشابحال قومی که آواز شادمانی را می دانند. در نور روی تو ا ی خداوند خواهند خرامید. 16 در نام تو شادما ن خواهند شد تمامی روز و در عدال ت تو سرافراشته خواهند گردید. 17 زیرا که فخر قوت ایشان تو هستی و به رضامندی تو شاخ ما مرتفع خواهد شد. 18 زیرا که سپر ما از آن خداوند است و پادشاه ما از آ ن قدوس اسرائیل . 19 آنگاه در عال م رؤیا به مقدس خود خطاب کرده ، گفتی که نصرت را بر مردی زورآور نهادم و برگزید های از قو م را ممتاز کرد م. 20 بنده خود داود را یافت م و او را به روغن مقدس خود مس ح کردم . 21 که دست من با او استوار خواهد شد. بازوی من نیز او را قوی خواهد گردانید. 22 دشمنی بر او ستم نخواهد کرد و هی چ پسر ظلم بدو اذیت نخواهد رسانید. 23 و خصمان او را پیش روی وی خواهم گرفت و آنانی را که از او نفرت دارند مبتلا خواهم گردانید. 24 و امانت و رحم ت من با وی خواهد بود و در نام من شاخ او مرتفع خواهد شد. 25 دست او را بر دریا مستول ی خواهم ساخت و دس ت راست او را بر نهرها. 26 او مرا خواهد خواند که تو پدر من هستی ، خدا ی من و صخره نجات من . 27 من نیز او را نخست زاده خود خواهم ساخت ، بلندتر از پادشاهان جهان . 28 رحمت خویش را برا ی وی نگاه خواهم داشت تا ابدالآباد و عهد م ن با او استوار خواهد بود. 29 و ذری ت وی را باقی خواهم داشت تا ابدالآباد و تخت او را مث ل روزهای آسمان . 30 اگر فرزندانش شریعت مرا تر ک کنند، و در احکا م من سلوک ننمایند، 31 اگر فرایض مرا بشکنند، و اوامر مرا نگا ه ندارند، 32 آنگاه معصیت ایشان را ب ه عصا تأدیب خواهم نمود و گناه ایشان را به تازیانه ها. 33 لیکن رحمت خود را از او برنخواه م داشت و امانت خوی ش را باطل نخواهم ساخت . 34 عهد خود را نخواهم شکست و آنچ ه را از دهانم صادر شد تغییر نخواه م داد. 35 یک چیز را ب ه قدوسیت خود قسم خوردم و به داود هرگز دروغ نخواهم گفت . 36 که ذریت اوباقی خواهد بود تا ابدالآباد و تخت او ب ه حضور من مثل آفتاب ، 37 مثل ماه ثابت خواهد بود تا ابدالآباد و مثل شاهد امین در آسما ن، سلاه . 38 لیکن تو ترک کرده ای و دور انداخت های و با مسی ح خود غضبناک شده ای . 39 عهد بنده خود را باطل ساخته ای و تاج او را بر زمین انداخته ، بی عصمت کرده ای . 40 جمیع حصارهایش را شکسته و قلعه های او را خراب نموده ای . 41 همه راه گذران او را تاراج می کنند و او نزد همسایگان خود عار گردیده است . 42 دست راست خصمان او را برافراشته ، و همه دشمنانش را مسرور ساخته ای . 43 دم شمشیر او را نیز برگردانیده ای و او را در جنگ پایدار نساخته ای 44 جلال او را باطل ساخته و تخت او را به زمین انداخته ای . 45 ایام شبابش را کوتاه کرده ، و او را به خجالت پوشانیده ای ، سلاه . 46 تا به کی ای خداوند خود را تا ب ه ابد پنهان خواهی کرد و غضب تو مثل آتش افروخته خواهد شد؟ 47 به یاد آور که ایام حیاتم چه کم است . چرا تمامی بنی آدم را برای بطالت آفریده ای ؟ 48 کدام آدمی زنده است که موت را نخواهد دید؟ و جان خویش را از دس ت قبر خلاص خواهد ساخت ؟ سلاه . 49 ای خداوند رحم تهای قدی م تو کجاس ت که برای داود به امانت خود قس م خوردی ؟ 50 ای خداوند ملامت بنده خود را به یاد آور ک ه آن را از قومهای بسیار در سینه خود متحم ل می باشم . 51 که دشمنان تو ای خداوند ملامت کرده اند، یعن ی آثار مسی ح تو را ملامت نموده اند. 52 خداوند متبارک باد تا ابدالآباد. آمین و آمی ن.

دعا ی موس ی مرد خدا 90

1 ای خداوند مسکن ما تو بوده ای ، در جمیع نسل ها، 2 قبل از آنکه کوهها به وجود آید و زمین و ربع مسکون را بیافرینی . از ازل تا ب ه ابد تو خدا هستی . 3 انسان را به غبار برمی گردانی ، و می گویی ای بنی آدم رجوع نمایید. 4 زیرا که هزار سا ل در نظر تو مث ل دیروز است که گذشته باشد و مث ل پاسی از شب . 5 مثل سیلاب ایشان را رفته ای و مثل خواب شده اند. بامدادان مثل گیاهی که می روید. 6 بامدادان می شکفد و می روید. شامگاهان بریده و پژمرده می شود. 7 زیرا که در غضب تو کاهید ه می شویم و در خشم تو پریشان می گردیم . 8 چونکه گناهان ما را در نظر خود گذارده ای و خفایای ما را در نور روی خویش . 9 زیرا که تمام روزهای ما در خشم تو سپری شد و سالهای خود را مثل خیالی بسر برده ایم . 10 ایام عمر ما هفتاد سال است و اگر از بنیه ، هشتاد سال باشد. لیکن فخر آنها محن ت و بطال ت است زیرا ب ه زودی تمام شده ، پرواز می کنیم . 11 کیست که شدت خشم تو را می داند و غض ب تو را چنانکه از تو م یباید ترسید؟ 12 ما را تعلی م ده تا ایام خود را بشماری م تا دل خردمندی را حاصل نماییم . 13 رجوع کن ای خداوند ! تا به کی ؟ و بر بندگان خود شفقت فرما. 14 صبحگاهان ما را از رحمت خود سیر ک ن تا تمامی عمر خود ترنم و شادی نماییم . 15 ما را شادمان گردان به عوض ایامی که ما را مبتلا ساختی و سالهایی که بدی را دیده ایم . 16 اعمال تو بر بندگانت ظاهر بشود و کبریایی تو بر فرزندا ن ایشان . 17 جمال خداوند خدای ما بر ما باد و عم ل دستهای ما را بر ما استوار ساز! عمل دستهای ما را استوار گردان !

دعا ی موس ی مرد خدا 91

1 آنکه در ستر حضرت اعلی نشسته است ، زیر سای ه قادرمطلق ساکن خواهد بود. 2 درباره خداوند می گویم که او ملجا و قلع ه من است و خدای من که بر او توکل دارم . 3 زیرا که او تو را از دا م صیاد خواهد رهانید و از وبای خبیث . 4 به پرهای خود تو را خواهد پوشانید و زیر بالهایش پناه خواهی گرفت . راستی او تو را مجن و سپر خواهد بود. 5 از خوفی در شب نخواهی ترسید و نه از تیر ی که در روز می پرد. 6 و ن ه از وبای ی که در تاریکی می خرامد و نه از طاعونی که وقت ظهر فساد می کند. 7 هزار نفر ب ه جانب تو خواهند افتاد و ده هزار ب ه دست راست تو. لیکن نزد تو نخواهد رسید. 8 فقط به چشمان خود خواهی نگریست و پادا ش شریران را خواهی دید. 9 زیرا گفتی تو ای خداوند ملجای من هستی و حضر ت اعلی را مأوای خویش گردانیده ای . 10 هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد و بلایی نزد خیمه تو نخواهد رسید. 11 زیرا که فرشتگان خود را درباره تو امر خواهد فرمود تا در تمامی راههایت تو را حف ظ نمایند. 12 تو را بر دستهای خود برخواهند داشت ، مبادا پا ی خود را ب ه سنگ بزنی . 13 بر شیر و افع ی پای خواهی نهاد؛ شیربچه و اژدها را پایمال خواهی کرد. 14 « چونکه به من رغبت دارد او را خواه م رهانید و چونکه به اسم من عارف است او را سرافراز خواهم ساخت . 15 چون مرا خواند او را اجاب ت خواهم کرد. من در تنگی با او خواهم بود و او را نجات داده ، معزز خواه م ساخت . 16 به طول ایام او را سیر م یگردانم و نجا ت خویش را بدونشان خواهم داد.»

مزمور و سرود برا ی روز سب 92

1 خداوند را حمد گفتن نیکو اس ت و ب ه نام تو تسبیح خواندن ، ای حضرت اعلی '. 2 بامدادان رحمت تو را اعلام نمودن و در هر شب امانت تو را. 3 بر ذات ده اوتار و بر رباب و ب ه نغمه هجایون و بربط . 4 زیرا که ای خداوند مرا به کارها ی خودت شادمان ساخته ای . به سبب اعمال دستهای تو ترنم خواهم نمود. 5 ای خداوند اعمال تو چه عظیم است و فکرهای تو بی نهایت عمیق . 6 مرد وحشی این را نمی داند و جاهل در این تأمل نمی کند. 7 وقتی که شریران مثل علف می رویند و جمی ع بدکاران می شکفند، برای این است که تا به ابد هلاک گردند. 8 لیکن تو ای خداوند بر اعلی ' علیین هستی ، تا ابدالآباد. 9 زیرا اینک دشمنان تو ای خداون ، د هان دشمنان تو هلاک خواهند شد و جمیع بدکاران پراکنده خواهند شد. 10 و اما شاخ مرا مثل شاخ گاو وحشی بلند کرده ای و به روغن تازه مسح شده ام . 11 و چشم من بر دشمنانم خواهد نگریست و گوشها ی من از شریرانی که با من مقاومت می کنند خواهد شنید. 12 عادل مثل درخت خرما خواهد شکفت و مثل سرو آزاد در لبنان نمو خواهد کرد. 13 آنانی که در خانه خداوند غرس شده اند، در صحنهای خدای ما خواهند شکفت . 14 در وقت پیری نیز میوه خواهند آورد و تر و تاز ه و سبز خواهند بود. 15 تا اعلام کنند که خداوند راست است . او صخر ه من است و در و ی هیچ بی انصافی نیست .

مزمور و سرود برا ی روز سب 93

1 خداوند سلطنت را گرفت ه و خود را ب ه جلال آراسته است . خداوند خود را آراسته و کمر خود را ب ه قوت بسته است . ربع مسکون نیز پایدار گردیده است و جنبش نخواهد ورد. 2 تخت تو از ازل پایدار شده است و تو از قدی م هستی . 3 ای خداوند سیلابها برافراشته اند سیلابها آواز خود را برافراشته اند. سیلابها خروش خود را برافراشت هاند. 4 فوق آواز آبهای بسیار، فوق امواج زورآور دریا. خداوند در اعل ی اعلیین زورآورتر اس ت. 5 شهادات تو بی نهایت امی ن است . ای خداون ، د قدوسیت خان ه تو را می زیبد تا ابدالآباد.

مزمور و سرود برا ی روز سب 94

1 ای یهوه خدای ذوالانتقام ، ای خدای ذوالانتقام ، تجل ی فرما! 2 ای داور جهان متعال شو و بر متکبران مکافات برسان ! 3 ای خداوند تا ب ه کی شریران ، تا به کی شریران فخر خواهند نمود؟ 4 حرفها می زنند و سخنا ن ستم آمیز می گویند. جمیع بدکاران لاف می زنند. ای خداون ، د قوم تو را م یشکنند و میراث تو را ذلیل می سازند. 5 بیوه زنان و غریبان را می کشند و یتیمان را به قتل می رسانند 6 و می گویند یا ه نمی بیند و خدای یعقوب ملاحظه نمی نماید. 7 ای احمقان قوم بفهمید! و ای ابلهان کی تعقل خواهید نمود؟ 8 او که گوش را غرس نمود، آیا نمی شنود؟ او که چشم را ساخت ، آیا نمی بیند؟ 9 او ک ه امت ها را تأدی ب می کند، آیا توبیخ نخواهد نمود، او که معرفت را به انسان می آموزد؟ 10 خداوند فکرهای انسان را می داند که محض بطالت است . 11 ای یاه ، خوشابحال شخصی که او را تأدیب می نمایی و از شریعت خود او را تعلیم می دهی 12 تا او را از روزهای بلا راح ت بخشی ، مادامی که حفره برای شریران کنده شود. 13 زیرا خداوند قوم خود را رد نخواهد کرد و میراث خویش را ترک نخواهد نمود. 14 زیرا که داوری به انصاف رجوع خواهد کرد و هم ه راست دلان پیروی آن را خواهند نمود. 15 کیست که برای من با شریرا ن مقاومت خواهد کرد و کیست که با بدکاران مقابله خواهد نمود. 16 اگر خداوند مددکار م ن نمی بود، جان من به زودی در خاموشی ساکن می شد. 17 چون گفتم که پای من می لغزد، پس رحمت تو ای خداوند مرا تأیید نمود. 18 در کثر ت اندیشه های دل من ، تسلی های تو جان م را آسای ش بخشید. 19 آیا کرسی شرارت با تو رفاقت تواند نمود، که فساد را به قانون اختراع می کند؟ 20 بر جان مرد صدیق با هم جمع می شوند و بر خو ن بی گناه فتوا می دهند. 21 لیکن خداوند برای من قلعه بلند است و خدایم صخره ملجای من است . 22 23 و گناه ایشان را بر ایشان راجع خواهد کرد و ایشان را در شرارت ایشان فانی خواهد ساخت . یهوه خدای ما ایشان را فان ی خواهد نمود.

مزمور و سرود برا ی روز سب 95

1 بیایید خداوند را بسراییم و صخره نجات خود را آواز شادمانی دهیم ! 2 به حضور او با حمد نزدیک بشویم ! و با مزامیر او را آواز شادمانی دهیم ! 3 زیرا که یهوه ، خدای بزرگ است ، 4 و پادشاه عظیم بر جمی ع خدایان . نشیبهای زمین در دست وی است و فرازها ی کوهها از آن او. 5 دریا از آن اوست ، او آن را بساخت ؛ و دستها ی وی خشکی را مصور نمود. 6 بیایید عبادت و سجده نماییم و ب ه حضور آفریننده خود خداوند زانو زنیم ! 7 زیرا که او خدای ما اس ت! و ما قوم مرتع و گل ه دست او م یباشیم ! امروز کا ش آواز او را م یشنیدید! 8 دل خود را سخت مسازید، مثل مریبا، مانند یوم مسا در صحرا. 9 چون اجداد شما مرا آزمودند و تجربه کردند و اعمال مرا دیدند. 10 چهل سال از آن قوم محزون بودم و گفتم قوم گمراه دل هستند که طرق مرا نشناختند. 11 پس در غضب خود قس م خوردم ، که به آرامی م ن داخل نخواهند شد.

مزمور و سرود برا ی روز سب 96

1 یهوه را سرود تازه بسرایید! ای تمامی زمین خداوند را بسرایید! 2 خداوند را بسرایید و نام او را متبارک خوانید! روز به روز نجات او را اعلام نمایید. 3 در میان امت ها جلال او را ذکر کنید و کارهای عجیب او را در جمیع قومها. 4 زیرا خداوند عظیم است و بی نهایت حمید. و او مهیب است بر جمیع خدایان . 5 زیرا جمیع خدایان امت ها بتهایند، لیکن یهوه آسمانها را آفرید. 6 مجد و جلا ل به حضور وی است و قو ت و جما ل در قدس وی . 7 ای قبایل قوم ها خداوند را توصیف نمایید! خداوند را به جلال و قوت توصیف نمایید! 8 خداوند را به جلال اسم او توصی ف نمایید! هدیه بیاورید و به صحنهای او بیایید! 9 خداوند را در زینت قدوسیت بپرستید! ای تمامی زمین از ضور وی بلرزید! 10 در میان امت ها گویید خداوند سلطنت گرفته است . ربع مسکون نیز پایدار شد و جنب ش نخواهد خورد. قومها را به انصاف داوری خواهد نمود. 11 آسمان شادی کند و زمی ن مسرور گردد. دریا و پر ی آن غرش نماید. 12 صحرا و هر چ ه در آن است ، به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود 13 به حضور خداوند زیرا که می آید، زیرا که برای داوری جهان می آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد و قوم ها را ب ه امانت خود.

مزمور و سرود برا ی روز سب 97

1 خداوند سلطنت گرفته است ، پس زمی ن شادی کند و جزیره های بسیار مسرور گردند. 2 ابرها و ظلمت غلی ظ گرداگرد اوست . عدل و انصاف قاعده تخت اوس ت. 3 آتش پیش روی وی می رود و دشمنان او را به اطرافش می سوزاند. 4 برق هایش ربع مسکو ن را روشن می سازد. زمین این را بدید و بلرزید. 5 کوهها از حضور خداوند مثل موم گداخته می شود، از حضور خداوند تمامی جهان . 6 آسمانها عدالت او را اعلام می کنند و جمیع قوم ها جلا ل او را می بینند. 7 پرستندگان بتهای تراشیده خجل می شوند که به بتها فخر م ینمایند. ای جمیع خدایان او را بپرستید. 8 صهیون شنید و شادمان شد و دختران یهودا مسرور گردیدند، ای خداوند به سبب داوریهای تو. 9 زیرا که تو ای خداوند بر تمام ی روی زمین متعال هستی . بر جمیع خدایان ، بسیار اعلی ' هستی . 10 ای شما که خداوند را دوست می دارید، از بد ی نفرت کنید! او حاف ظ جانهای مقدسان خود است . ایشان را از دس ت شریران می رهاند. 11 نور برا ی عادلان کاشته شده است و شادمانی برای راست دلان . 12 ای عادلان ، در خداوند شادمان باشید! و ذکر قدوسی ت او را حمد بگویید.

مزمور و سرود برا ی روز سب 98

1 برای خداوند سرود تازه بسرایید زیرا کارهای عجیب کرده است . دست راست و بازوی قدوس او، او را مظفر ساخته است . 2 خداوند نجات خود را اعلا م نموده ، و عدالت ش را ب ه نظر امت ها مکشوف کرده است . 3 رحمت و امانت خود را با خاندان اسرائیل به یاد آورد. همه اقصای زمین نجات خدای ما را دید هاند. 4 ای تمامی زمین ، خداوند را آواز شادمانی دهید. بانگ زنید و ترن م نمایید و بسرایید. 5 خداوند را با برب ط بسرایید! با بربط و با آواز نغما ت! 6 با کرناها و آواز سرنا! به حضور یهوه پادشاه آواز شادمانی دهید! 7 دریا و پری آن بخروشد! ربع مسکون و ساکنا ن آن ! 8 نهرها دست ک بزنند! و کوهها با هم ترنم نمایند. 9 به حضور خداوند زیرا ب ه داوری جهان می آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد و قومها را ب ه راستی .

مزمور و سرود برا ی روز سب 99

1 خداوند سلطنت گرفته است ، پ س قوم ها بلرزند! بر کروبیین جلوس می فرماید، زمین متزلزل گردد! 2 خداوند در صیهون عظیم اس ت و او بر جمیع قوم ها متعال است ! 3 اسم عظیم و مهیب تو را حمد بگویند، که او قدو س است . 4 و قو ت پادشاه ، انصا ف را دوست می دارد. تو راست ی را پایدار کرده ، و انصاف و عدال ت را در یعقو ب به عمل آورده ای . 5 یهوه خدای ما را تکری م نمایید و نزد قدمگا ه او عباد ت کنید، که او قدو س است . 6 موسی و هارون از کاهنانش و سموئیل از خوانندگان نام او. یهوه را خواندند و او ایشان را اجابت فرمود. 7 در ستون ابر بدیشان سخن گفت . شهادات او و فریض های را که بدیشان داد نگا ه داشتند. 8 ای یهوه خدای ما تو ایشان را اجابت فرمودی . ایشان را خدای غفور بودی . اما از اعما ل ایشان انتقام کشیدی . 9 یهوه خدای ما را متعا ل بخوانید و نزد کوه مقدس او عباد ت کنید. زیرا یهوه خدای ما قدو س است .